وَإِنَّا لَجَٰعِلُونَ مَا عَلَيۡهَا صَعِيدٗا جُرُزًا
و بیگمان ما سرانجام آنچه را بر روی آن است، به خاکی هموار و بیگیاه بدل خواهیم ساخت.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۷ و ۸ با هم
خدای متعال میفرماید: « إِنّٰا جَعَلْنٰا مٰا عَلَي الْأَرْضِ زِينَهً لَهٰا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً » (همانا ما آنچه را بر زمین است زینتی برای آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم که کدامیک نیکوکارترند) تا پایانِ این دو آیه. «زینت»، امر زیبایی است که به چیزی ضمیمه میشود و بدان زیبایی میبخشد، بهگونهای که به سبب آن، به آن چیز رغبت پیدا میکنند. «صَعید»، رویه و سطح زمین است. و «جُرُز»، آنگونه که در مجمعالبیان آمده، زمینی است که گیاهی نمیرویاند، گویی که گیاه را یکسره میخورد و میبلعد.
در این دو آیه، بیانی شگفتآور دربارهٔ حقیقت زندگی زمینی انسان آمده است؛ بدین شرح که جانهای آدمی ــ در حالی که در اصلِ گوهرِ خود، برتر و شریفاند ــ بنا نبود به زمین و زندگی در آن گرایش یابند، ولی از آنجا که خداوند مقدر فرموده بود کمال و سعادت جاودانهشان در گرو باورِ حق و عمل صالح باشد، تدبیر و عنایت الهی راهی در پیش گرفت تا آنها را در جایگاه باور و عمل بنشاند، به سنگِ محک پاکسازی و تصفیه برساند، و تا زمانی معیّن در زمین سکونت دهد. این امر با پدید آوردن دلبستگی و پیوند میان انسانها و کالاهای زندگی زمینی ــ از مال و فرزند و مقام ــ و محبوب ساختن آنها در دلهایشان انجام گرفت. بدین ترتیب، آنچه بر روی زمین بود، در حالی که در نظرشان زیبا و در درونشان محبوب مینمود، زینتی برای زمین و زیوری شد که زمین به واسطهٔ بودنِ آن بر رویش، بدان آراسته میگشت؛ و در نتیجه جانهایشان به سبب آن به زمین دلبسته شد و بدان آرام و قرار یافت.
پس هنگامی که با تحققِ آن آزمون و امتحانی که خدای متعال اراده کرده بود، مدّت تعیینشده برای درنگشان در زمین به سر آمد، خداوند دلبستگیِ میان آنان و آنچه را بر روی زمین است سلب میکند و زیبایی و زینت آن را محو میسازد، و زمین مانند خاکی خشک و بیگیاه (صعید جُرُز) میشود که نه گیاهی در آن است و نه طراوتی دارد. آنگاه بانگ کوچ در میانشان درمیرسد، در حالی که تکوتنهایند، همانگونه که خدای متعال نخستین بار آنان را آفرید.
این سنّت خدای متعال در آفرینش انسان، جای دادنِ او در زمین و آراستن پدیدههای زمین برای اوست تا وی را بدان بیازماید و به وسیلهٔ آن، اهل سعادت از دیگران بازشناخته شوند. از این رو، خدای پاک و منزه نسلی پس از نسلی دیگر و فردی پس از فردی دیگر را میآورد و متاعهای زندگی بر روی زمین را برای او میآراید؛ سپس او را با اختیارش وامیگذارد تا بدین وسیله آنان را بیازماید. سپس هنگامی که آزمون پایان پذیرفت، پیوند میان انسان و زیورهای آراستهٔ دنیا را قطع میکند و او را از سرای عمل به سرای جزا منتقل میسازد. خدای متعال میفرماید: «وَ لَوْ تَريٰ إِذِ الظّٰالِمُونَ فِي غَمَرٰاتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلاٰئِكَهُ بٰاسِطُوا أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ -إلي أن قال- وَ لَقَدْ جِئْتُمُونٰا فُرٰاديٰ كَمٰا خَلَقْنٰاكُمْ أَوَّلَ مَرَّهٍ وَ تَرَكْتُمْ مٰا خَوَّلْنٰاكُمْ وَرٰاءَ ظُهُورِكُمْ وَ مٰا نَريٰ مَعَكُمْ شُفَعٰاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكٰاءُ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَ ضَلَّ عَنْكُمْ مٰا كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ» (و اگر ببینی هنگامی را که ستمکاران در گردابهای مرگ فرو رفتهاند و فرشتگان دستهای خویش را گشودهاند [و میگویند:] «جانهایتان را بیرون دهید!...» ــ تا آنجا که میفرماید: ــ «و همانا تکوتنها نزد ما آمدید، همانگونه که نخستین بار شما را آفریدیم، و آنچه را به شما بخشیده بودیم پشت سر خود نهادید، و شفیعانی را که میپنداشتید در [سرنوشت] شما شریکاند با شما نمیبینیم؛ به یقین پیوند میان شما گسسته شد و آنچه میپنداشتید از دستتان رفت») (انعام: ۹۴).
تفسیر آیههای ۶ تا ۸ با هم
حاصل معنای آیه چنین است: دلتنگ مباش و بر آنان اندوه مخور که چرا از دعوت هشداردهنده و نویدبخش تو روی گرداندند و به برخورداری از کالاهای زندگی سرگرم شدند؛ زیرا آنان نه پیشی گیرندهاند و نه میتوانند خدا را ناتوان سازند. حقیقتِ این زندگیشان تنها نوعی تسخیر الهی است: ما آنان را در زمین سکونت دادیم، سپس آنچه را بر زمین است زینتی قرار دادیم تا بیننده شیفتهاش شود و جانهایشان بدان وابسته گردد، و بیازماییمشان که کدامیک نیکوکارترند؛ و همانا ما عین همین چیزی را که برایشان آراسته شده است، مانند خاکی خشک و بیگیاه (صعید جُرُز) خواهیم گردانید که نه گیاهی در آن باشد و نه چیزی که دل به آن رغبت کند. پس خدای پاک و منزه ایمان آوردنِ همهٔ آنان را نخواسته است تا با کفر ورزیدنشان به این کتاب و ادامهدادن به گمراهیشان مغلوب گردد و تو از شدّت اندوه، در پیِ آنان جانت را تباه سازی؛ بلکه خداوند دربارهٔ آنان آزمون و امتحان را خواسته است، و خدای پاک و منزه بر هر آنچه بخواهد و اراده کند چیره و پیروز است.
تفسیر آیهٔ ۸ سورهٔ کهف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۳، صفحهٔ ۲۴۰ تا ۲۴۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/18/8/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
از آنچه گذشت روشن شد که این سخن خدای متعال: « وَ إِنّٰا لَجٰاعِلُونَ مٰا عَلَيْهٰا صَعِيداً جُرُزاً » (و به یقین ما آنچه را بر روی آن است، زمینی خشک و بیگیاه خواهیم گردانید) از قبیل استعاره به کنایه است؛ و مقصود از آن، بریدن پیوند دلبستگی میان انسان و کالاهای زندگی دنیا از پدیدههای روی زمین است.
و چه بسا گفته شده است: مراد از آن معنای حقیقی «صَعِيداً جُرُزاً» (زمینِ هموار و بیگیاه) است؛ و معنا چنین است که ما بهزودی آنچه از زینت بر روی زمین است به خاکی همسطحِ زمین برمیگردانیم، و آن را زمینِ همواری قرار میدهیم که نه گیاهی در آن باشد و نه چیزی بر روی آن مانده باشد.
و سخن خداوند: « مٰا عَلَيْهٰا » (آنچه بر روی زمین است) از قبیل آوردنِ اسم ظاهر به جای ضمیر است؛ در حالی که اقتضای طبیعی کلام این بود که گفته شود: «و إنا لجاعلوه» (و ما قطعاً آن را چنان میگردانیم)، و شاید نکتهاش توجهِ ویژه به این وصف باشد که آن زینتها «بر روی زمین» قرار دارند.
بحث روایی
در تفسیر قمی، در روایت ابوالجارود از امام باقر (ع) نقل شده است که دربارهٔ سخن خداوند: « صَعِيداً جُرُزاً » فرمود: «لا نبات فيها»؛ یعنی سرزمینی که هیچ گیاهی در آن نباشد.