وَلَا تَقۡرَبُواْ مَالَ ٱلۡيَتِيمِ إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ حَتَّىٰ يَبۡلُغَ أَشُدَّهُۥۚ وَأَوۡفُواْ بِٱلۡعَهۡدِۖ إِنَّ ٱلۡعَهۡدَ كَانَ مَسۡـُٔولٗا
و به مال یتیم نزدیک نشوید، مگر به شیوهای که نیکوتر است، تا به سنّ رشد و توانمندیاش برسد؛ و به پیمان وفا کنید، که بیتردید از پیمان بازخواست خواهد شد.
تفسیر آیهٔ ۳۴ سورهٔ اسراء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۳، صفحهٔ ۹۰ تا ۹۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/17/34/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ لاٰ تَقْرَبُوا مٰالَ الْيَتِيمِ إِلاّٰ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتّٰي يَبْلُغَ أَشُدَّهُ » (و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به شیوهای که نیکوتر است، تا به توانمندی و رشد خود برسد)؛ این سخن، نهی است از خوردن مال یتیم، و آن از گناهان بزرگی (کبائری) است که خداوند برایش وعدهٔ آتش داده است؛ خدای متعال میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوٰالَ الْيَتٰاميٰ ظُلْماً إِنَّمٰا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نٰاراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً» (نساء: ۱۰: «بیتردید کسانی که اموال یتیمان را به ستم میخورند، جز این نیست که در شکمهای خود آتش فرو میبرند و بهزودی در آتشی شعلهور خواهند سوخت»).
و در نهی از نزدیک شدن [به مال یتیم]، مبالغهای نهفته است تا شدّت حرمت آن را برساند.
و این سخن او که: « إِلاّٰ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ » (مگر به شیوهای که نیکوتر است)، یعنی به روشی که بهترین باشد و مصلحتِ رشد و فزونیِ مالِ او در آن رعایت شود. و این سخن او که: « حَتّٰي يَبْلُغَ أَشُدَّهُ » (تا به کمال رشدش برسد)، هنگامِ بلوغ و رشد فکری است و در این هنگام، یتیمی از او برداشته میشود. پس تعیین این حد با این جمله از آن روست که نهی از نزدیک شدن، در معنای امر به نگهداری و محافظت است؛ گویی گفته شده است: از مال او نگهداری کنید تا به کمال رشدش برسد و آنگاه آن را به او بازگردانید. به بیانی دیگر، این کلام در معنای این سخن ماست که: تا زمانی که او یتیم است به مالش نزدیک نشوید. و پیش از این، مطالبی مناسب این موضوع در سورهٔ انعام: ۱۵۲ گذشت.
خدای متعال میفرماید: « وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كٰانَ مَسْؤُلاً » (و به پیمان وفا کنید که از پیمان بازخواست خواهد شد)؛ یعنی از عهد بازخواست میشود («مسؤولٌ عنه» بوده است) و این از باب «حذف و ایصال» (حذف حرف اضافه و متعدی شدن مستقیم فعل) است که در کلام عرب رواست. و برخی گفتهاند: مراد، بازخواست از خودِ پیمان است؛ چرا که ممکن است اعمال در روز قیامت تجسم یابند و به سود انسان یا بر زیان او گواهی دهند، و برایش شفاعت کنند یا با او به دادخواهی برخیزند.