إِن تَحۡرِصۡ عَلَىٰ هُدَىٰهُمۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَن يُضِلُّۖ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ
اگر بر هدایت آنان سخت مشتاق باشی، [بدان که] خدا کسی را که [به سزای کردارش] گمراه کند هدایت نمیفرماید، و برای آنان هیچ یاوری نخواهد بود.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۵ تا ۳۷ با هم
و پیرامون این سه آیه [آیات ۳۵ تا ۳۷]، مشاجرات درازی میان مُجبِره (قائلان به جبر) و مُفَوِّضه (قائلان به تفویض و اختیار مطلق) رخ داده و هر یک آن را بر پایهٔ مذهب خود تفسیر کرده است؛ تا جایی که امام رازی گفته است: مراد مشرکان از گفتارشان که: «لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ» إلخ (اگر خدا میخواست، ما جز او چیزی را نمیپرستیدیم...)، این بود که وقتی همهٔ امور، از توحید و شرک گرفته تا هدایت و گمراهی، همگی از جانب خدا باشد، بعثت پیامبران بیهوده خواهد بود. ما در پاسخ میگوییم: این اعتراض به خداست و در جایگاهِ علّتجویی در احکام و کارهای خدای متعال قرار دارد، و این کار باطل است؛ زیرا به او نمیتوان گفت: «چرا چنین کردی و چرا چنان نکردی؟».
تفسیر آیهٔ ۳۷ سورهٔ نحل، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۲، صفحهٔ ۲۴۵ تا ۲۴۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/16/37/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « إِنْ تَحْرِصْ عَليٰ هُدٰاهُمْ فَإِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَ مٰا لَهُمْ مِنْ نٰاصِرِينَ » (اگر بر هدایت آنان حریص باشی، بیگمان خدا کسی را که گمراه میکند هدایت نمینماید و برای آنان هیچ یاورانی نخواهد بود). چون پیشتر بیان فرمود که امتهای گذشته دو گروه شدند و یکی از آن دو گروه کسانی بودند که گمراهی بر آنان مسلّم و حتمی گشت، و این مشرکان نیز که چنان سخنانی بر زبان آوردند همانند پیشینیانشان جزو همین گروهاند، در این آیه روشن ساخت که ثابت شدن گمراهی دربارهٔ آنان، ثبوتی زوالناپذیر و سرنوشتی قطعی و دگرگونیناپذیر است؛ چراکه در حقیقت هیچ هدایتکنندهای جز خدا نیست، و اگر هدایتشان ممکن میبود، تنها خدا هدایتگرشان میشد؛ اما خدا هدایتشان نمیکند، زیرا خودْ گمراهشان ساخته است و هدایت و گمراهی با یکدیگر جمع نمیشوند، و در آنجا هیچ یاوری هم نیست که آنان را در برابر خدا یاری دهد و او را به هدایتشان وادارد؛ پس باید از هدایت آنان چشم پوشید و نومید شد.
بنابراین، در این آیه تسلیتی برای پیامبر (ص) است و راهنمایی به او که برای هدایتشان حرص نورزد، و آگاه ساختن اوست به اینکه قضا و فرمان الهی دربارهٔ آنان گذشته و حتمی شده است؛ و سخن نزد او دگرگون نمیشود و او هرگز به بندگان ستمکننده نیست.
پس این سخن او که: « إِنْ تَحْرِصْ عَليٰ هُدٰاهُمْ » إلخ (اگر بر هدایتشان حریص باشی...)، در تقدیر چنین است: اگر بر هدایتشان حریص باشی، حرص تو کمترین سودی به حالشان نخواهد داشت؛ چراکه آنان از کسانی نیستند که راهیابی برایشان ممکن باشد؛ زیرا خداست که هر هدایتیافتهای را هدایت میکند، و او هدایتشان نخواهد کرد، چون گمراهشان ساخته است و خدای متعال هرگز کار خود را نقض نمیکند، و برای آنان یاورانی نیز نیست که در برابر خدا یاریشان دهند.
و در این کلام الهی: « وَ مٰا لَهُمْ مِنْ نٰاصِرِينَ » (و برای آنان هیچ یاوری نیست)، دلالتی است بر اینکه برای دیگران یاوران فراوانی هست؛ زیرا سیاق نشان میدهد که آنان هیچ یاوری ندارند، نه یک نفر و نه بسیار. از این رو نفی یاوران به صیغهٔ جمع، نشان از عنایتی ویژه به این نکته دارد که در آنجا یاورانی هستند، اما نه برای آنان، بلکه برای دیگران؛ و این دیگران کسی جز راهیافتگان به هدایت الهی نیستند. و نظیر این آیه، سخنی است که خدای پاک و منزه از مجرمان در روز قیامت بازگو فرموده است: «فَمٰا لَنٰا مِنْ شٰافِعِينَ» (پس ما را هیچ شفاعتکنندهای نیست؛ شعراء: ۱۰۰).
و این یاوران همان فرشتگان ارجمند و دیگر اسباب توفیق و هدایتاند، و خدای پاک و منزه از فراسوی آنان بر همه احاطه دارد؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «إِنّٰا لَنَنْصُرُ رُسُلَنٰا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيٰاهِ الدُّنْيٰا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهٰادُ» (ما بیگمان پیامبرانمان و کسانی را که ایمان آوردهاند، در زندگی دنیا و روزی که گواهان برمیخیزند یاری میکنیم؛ مؤمن: ۵۱).