أَوَلَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّا نَأۡتِي ٱلۡأَرۡضَ نَنقُصُهَا مِنۡ أَطۡرَافِهَاۚ وَٱللَّهُ يَحۡكُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُكۡمِهِۦۚ وَهُوَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ
آیا ندیدهاند که ما همواره به سراغ زمین میآییم و از اطراف آن میکاهیم؟ و خداست که داوری میکند و هیچ بازدارندهای برای حکمش نیست، و او سریعالحساب (شتابندهحساب) است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۶ تا ۴۲ با هم
این آیات، متمم آیات گذشته است و سخن مشرکان را پی میگیرد که میگفتند: « لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَهٌ مِنْ رَبِّهِ » (چرا معجزهای از سوی پروردگارش بر او فرود نیامده است؟). ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۴۱ سورهٔ رعد، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۱، صفحهٔ ۳۷۱ تا ۳۸۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/13/41/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنّٰا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهٰا مِنْ أَطْرٰافِهٰا » تا آخر آیه؛ سخنی است که پس از پیش کشیدنِ وعدهٔ هلاکت به آنان، برای عبرت گرفتن ایراد شده است. از همین نکته دانسته میشود که آمدن به سراغ زمین و کاستن از اطراف آن، کنایه از کاستنِ اهل زمین با میراندن و هلاک کردن است. بنابراین، این آیه نظیر سخن دیگر خدای متعال است که: «بَلْ مَتَّعْنٰا هٰؤُلاٰءِ وَ آبٰاءَهُمْ حَتّٰي طٰالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَ فَلاٰ يَرَوْنَ أَنّٰا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهٰا مِنْ أَطْرٰافِهٰا أَ فَهُمُ الْغٰالِبُونَ» (انبیاء: ۴۴: بلکه ما اینان و پدرانشان را برخوردار کردیم تا عمرشان طولانی شد؛ آیا نمیبینند که ما به سراغ زمین میآییم و از اطراف آن میکاهیم؟ پس آیا باز هم آنان پیروزند؟).
سخن برخی از مفسران که گفتهاند: مراد این است که «آیا اهل مکه ندیدهاند که ما به سراغ سرزمینشان میآییم و با گشودن آبادیها یکی پس از دیگری به روی مسلمانان، از اطراف آن میکاهیم، پس باید بترسند که شهرشان را نیز فتح کنیم و از آنان انتقام بگیریم؟»، با این حقیقت رد میشود که این سوره مکّی است و آن فتوحات پس از هجرت رخ داد. افزون بر این، این آیات با هشدارهای خود به هلاکت کافران در جنگ بدر و جز آن نظر دارند، نه به فتح مکه.
و سخن خدای متعال که میفرماید: « وَ اللّٰهُ يَحْكُمُ لاٰ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَ هُوَ سَرِيعُ الْحِسٰابِ » (و خدا حکم میکند و هیچ بازدارندهای برای حکم او نیست، و او سریعالحساب است) بدین معناست که غلبه و پیروزی از آنِ خدای پاک و منزه است؛ زیرا او حکم میراند و در برابر حکمش کسی نیست که بتواند در پی آن بیاید تا با جلوگیری و رد کردن بر او چیره شود. همچنین خدای پاک و منزه به حساب هر عملی به محض وقوعش و بدون هیچ مهلتی رسیدگی میکند تا مبادا دیگری بتواند با ایجاد خلل در آن دست ببرد؛ ازاینرو سخن او: « وَ اللّٰهُ يَحْكُمُ » به همان معنای فرمودهٔ او در پایان آیهٔ یادشده از سورهٔ انبیاء است: « أَ فَهُمُ الْغٰالِبُونَ » (آیا آنان پیروزند؟).
بحث روایی
و در همان کتاب، ابنمردویه از ابوهریره روایت کرده است که گفت: پیامبر خدا (ص) دربارهٔ این سخن خداوند چنین فرمود:
دربارهٔ « نَنْقُصُهٰا مِنْ أَطْرٰافِهٰا » (از اطرافش میکاهیم) فرمود: «ذهاب العلماء» (از میان رفتن دانشمندان است).
و در مجمعالبیان از امام صادق (ع) روایت شده است: «ننقصها بذهاب علمائها و فقهائها و أخيارها» (با از میان رفتن دانشمندان، فقیهان و نیکانش، از آن میکاهیم).
و در کافی به سند خود از محمد بن علی، از کسی که از او یاد کرده، از جابر نقل شده است که امام باقر (ع) فرمود:
امام علی بن الحسین (ع) همواره میفرمود: «إنه ليسخي نفسي في سرعة الموت أو القتل فينا قول الله عز و جل:« أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنّٰا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهٰا مِنْ أَطْرٰافِهٰا »فقال: فقد العلماء» (همانا آنچه جانم را در شتاب مرگ یا شهادت در میان ما آرامش میبخشد [و تسلی میدهد]، این سخن خدای عزوجل است: «آیا ندیدهاند که ما به سراغ زمین میآییم و از اطرافش میکاهیم؟»؛ سپس فرمود: [مراد از کاستن،] از دست رفتن دانشمندان است).
میگویم: گویی مراد از «أنه ليسخي نفسي» (جانم را تسلیم و راضی میسازد) این است که خدای متعال جانستاندنِ عالمان را به خود نسبت داده است نه به دیگری؛ از این رو مرگ یا شهادت برایم گوارا میشود.