وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَةٞ مِّن رَّبِّهِۦۚ قُلۡ إِنَّ ٱللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِيٓ إِلَيۡهِ مَنۡ أَنَابَ
و کسانی که کافر شدند میگویند: «چرا معجزهای از سوی پروردگارش بر او نازل نشده است؟» بگو: «در حقیقت خدا هر کس را بخواهد گمراه میسازد و هر کس را که [به درگاهش] روی آورد، به سوی خود هدایت میکند.»
تفسیر آیهٔ ۲۷ سورهٔ رعد، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۱، صفحهٔ ۳۵۲ تا ۳۵۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/13/27/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَهٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّٰهَ يُضِلُّ مَنْ يَشٰاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنٰابَ » (و کسانی که کافر شدند میگویند: چرا نشانهای از پروردگارش بر او نازل نشده است؟ بگو: در حقیقت، خدا هر که را بخواهد گمراه میسازد و هر که را به سویش بازگردد، به سوی خود هدایت میکند). این بازگشتی به همان سخن کافران است که گفتند: « لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَهٌ مِنْ رَبِّهِ » (چرا نشانهای از پروردگارش بر او نازل نشده است؟). مقصودِ آنان این بود که اگر نشانهای از پروردگار پیامبر (ص) بر او فرود میآمد، به واسطهٔ آن هدایت میشدند و دعوتش را پاسخ میگفتند، در حالی که قرآنی را که بر او نازل شده بود، نشانه و معجزه به شمار نمیآوردند.
و دلیل اینکه آنان چنین معنایی را در نظر داشتند، این سخن پس از آن است که میفرماید: « قُلْ إِنَّ اللّٰهَ يُضِلُّ مَنْ يَشٰاءُ » (بگو: همانا خدا هر که را بخواهد گمراه میسازد...) تا آخر آیه؛ و نیز این سخنِ بعدی او که میفرماید: « وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبٰالُ -إلي قوله- بَلْ لِلّٰهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً » (و اگر قرآنی بود که کوهها با آن به حرکت درمیآمد... بلکه تمام کارها از آنِ خداست؛ رعد: ۳۱)، و سخن بعدیاش: « وَ صُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ » (و از راه بازداشته شدند؛ رعد: ۳۳) تا پایان آیه.
پس خدای متعال از این سخنِ آنان پاسخ داد، با این بیان که به پیامبرش فرمان داد تا این حقیقت را به گوششان برساند: « قُلْ إِنَّ اللّٰهَ يُضِلُّ مَنْ يَشٰاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنٰابَ » (بگو: همانا خدا هر که را بخواهد گمراه میسازد و هر که را به سویش بازگردد، به سوی خود هدایت میکند). این پاسخ بیانگر آن است که کار [هدایت و گمراهی] در گروِ نشانه و معجزه نیست تا با فرود آمدنِ آن هدایت یابند و با فرود نیامدنش گمراه شوند؛ بلکه کارِ گمراه ساختن و هدایت کردن به خدای پاک و منزه برمیگردد که هر که را بخواهد گمراه میکند و هر که را بخواهد هدایت میفرماید.
و از آنجا که این بیم میرفت مبادا گمان کنند این امر بر محورِ مشیتی گزاف (بیحسابوکتاب) و بینظم میچرخد، خدای متعال با به کار بردنِ عبارت « وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنٰابَ » (و هر که را به سویش بازگردد به خود هدایت میکند) به جای تعبیرِ فرضیِ «و هر که را بخواهد به سویش هدایت میکند»، به ردّ این پندار اشاره فرمود. بدینترتیب روشن ساخت که این امر وابسته به مشیت خدای متعال است که بر طبق سنتی همیشگی و نظامی استوار و پیوسته جریان دارد؛ به این صورت که خدای متعال هدایتِ کسی را میخواهد که به درگاهش انابه کند (به حق بازگردد)، و کسی را گمراه میسازد که روی گردانده و بازنگشته است. پس هر کس به صفتِ انابه و بازگشت به سوی حق آراسته شود و در بندِ غلوزنجیرهای هوا و هوس نیفتد، خداوند او را با این دعوتِ برحق هدایت میکند؛ و هر کس فرودستتر از این باشد، از راه به بیراهه میرود هرچند آن راه هموار و مستقیم باشد، و نشانهها هرچند معجزهآسا باشند به حال او سودی نخواهند داشت؛ «و نشانهها و هشدارها به حال گروهی که ایمان نمیآورند سودی نمیبخشد» (یونس: ۱۰۱).
از اینجا آشکار میشود که سخن الهی: « إِنَّ اللّٰهَ يُضِلُّ » (همانا خدا گمراه میکند...) در تقدیرِ چنین معنایی است: «خداوند با مشیتِ خود هر کس را که به سویش بازنگردد گمراه میسازد، و هر کس را به درگاهش بازگردد، با مشیتِ خود به سوی خویش هدایت میفرماید».
همچنین روشن میشود که ضمیر « إِلَيْهِ » در عبارتِ « يَهْدِي إِلَيْهِ »، به خدای متعال بازمیگردد؛ و اینکه برخی مفسران گفتهاند به قرآن بازمیگردد یا گروهی دیگر پنداشتهاند به پیامبر (ص) راجع است، سخنی ناموجه است.