وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مُوسَىٰ بِـَٔايَٰتِنَا وَسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٍ
و بهیقین، ما موسی را همراه با نشانههای خود و حجتی آشکار فرستادیم،
تفسیر آیهٔ ۹۶ سورهٔ هود، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۳۷۹ تا ۳۸۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/11/96/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسيٰ بِآيٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِينٍ » (و همانا موسی را با نشانهها و حجتی آشکار فرستادیم). حرف «باء» در «بِآيٰاتِنٰا» برای همراهی است؛ یعنی موسی را همراه با نشانههای خود فرستادیم. توضیح آنکه پیامبران و رسولانی که خداوند مبعوث کرد و با معجزهها پشتیبانیشان فرمود، دو دستهاند: گروهی معجزه را طبق درخواست قومشان دریافت کردند، مانند صالح (ع) که با معجزهٔ شتر تأیید شد؛ و گروهی دیگر از همان آغاز بعثت، با معجزهای همراه شدند، مانند موسی، عیسی و محمد (ع)، چنانکه خدای متعال در خطاب به موسی (ع) میفرماید:
«اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ بِآيٰاتِي» (طه: ۴۲؛ تو و برادرت با نشانههای من بروید)، و دربارهٔ عیسی (ع) فرمود: «وَ رَسُولاً إِليٰ بَنِي إِسْرٰائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَهٍ مِنْ رَبِّكُمْ» (آلعمران: ۴۹؛ و او را به پیامبری بهسوی بنیاسرائیل فرستاد که [به آنان گفت:] من نشانهای از جانب پروردگارتان برای شما آوردهام...)، و دربارهٔ حضرت محمد (ص) فرمود: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُديٰ» (صف: ۹؛ او کسی است که پیامبرش را با هدایت فرستاد) و مقصود از هدایت، قرآن است، به دلیل سخن خدای متعال که فرمود:
«ذٰلِكَ الْكِتٰابُ لاٰ رَيْبَ فِيهِ هُديً لِلْمُتَّقِينَ» (بقره: ۲؛ آن کتابی است که هیچ شکی در آن نیست، مایهٔ هدایت پرهیزکاران است) و خدای متعال میفرماید: «وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ» (اعراف: ۱۵۷؛ و از نوری که همراه او نازل شده پیروی کردند).
بنابراین، موسی (ع) همراه با نشانهها و حجتی آشکار فرستاده شد؛ و روشن است که مراد از این نشانهها، همان امور خارقالعاده و معجزاتی است که به دست او جریان مییافت، و سیاق داستانهای آن حضرت در قرآن کریم نیز بر همین معنا دلالت دارد.
اما «سلطان» که همان برهان و دلیل قاطعی است که بر عقلها و فهمها چیره میشود، هم معجزه را در بر میگیرد و هم دلیل عقلی را؛ و اگر به این معنا باشد، عطف شدن آن بر «آیات» از قبیل عطفِ عام بر خاص خواهد بود.
و دور نیست که مقصود از فرستادن او با «سلطان مبین» این باشد که خدای پاک و منزه او را بر جریان امور میان خودش و فرعونیان مسلط ساخت؛ همان سرکشِ ستمگری که هیچیک از پیامبران جز موسی (ع) به مانندی از او دچار نشد، اما خدای متعال موسی را بر او پیروز گرداند تا جایی که او و لشکریانش را غرق کرد و بنیاسرائیل را به دست موسی رهایی بخشید. این سخن الهی نیز همین معنا را به ذهن میرساند که فرمود: «قٰالاٰ رَبَّنٰا إِنَّنٰا نَخٰافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنٰا أَوْ أَنْ يَطْغيٰ قٰالَ لاٰ تَخٰافٰا إِنَّنِي مَعَكُمٰا أَسْمَعُ وَ أَريٰ» (طه: ۴۵-۴۶؛ [موسی و هارون] گفتند: پروردگارا، ما میترسیم که او بر ما تندروی کند یا سرکشی نماید. فرمود: نترسید، بیگمان من همراه شمایم؛ میشنوم و میبینم)، و نیز در خطاب به موسی (ع) فرمود: «لاٰ تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْليٰ» (طه: ۶۸؛ نترس که بیتردید تو برتری).
در این آیه و آیات همتایش دلالت روشنی هست بر اینکه رسالت موسی (ع) اختصاص به قوم خودش یعنی بنیاسرائیل نداشت، بلکه هم آنان و هم دیگران را در بر میگرفت.