إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦ فَٱتَّبَعُوٓاْ أَمۡرَ فِرۡعَوۡنَۖ وَمَآ أَمۡرُ فِرۡعَوۡنَ بِرَشِيدٖ
بهسوی فرعون و سران قومش؛ اما آنان از فرمان فرعون پیروی کردند، در حالی که فرمان فرعون هرگز مایۀ رشد و هدایت نبود.
تفسیر آیهٔ ۹۷ سورهٔ هود، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۳۸۰ تا ۳۸۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/11/97/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « إِليٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ » (بهسوی فرعون و بزرگان قومش؛ اما آنان از فرمان فرعون پیروی کردند، در حالی که فرمان فرعون هرگز مایۀ رشد و هدایت نبود). نسبتدادن رسالتِ او به فرعون و اشراف قومش ــ و «مَلَأ» همان اشراف و بزرگان قوماند که از هیبت خود دلها را پر میکنند ــ نه به همۀ قوم، شاید به این نکته اشاره دارد که تودۀ مردم جز پیروانی بیاختیار نبودند و هیچ رأیی نداشتند مگر همان که بزرگانشان برایشان صلاح میدیدند.
و در این سخن که: « فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ » تا آخر آیه، ظاهر آن است که مقصود از «امر» معنایی اعم از گفتار و کردار است؛ همانگونه که خداوند از زبان فرعون حکایت میکند: «قٰالَ فِرْعَوْنُ مٰا أُرِيكُمْ إِلاّٰ مٰا أَريٰ وَ مٰا أَهْدِيكُمْ إِلاّٰ سَبِيلَ الرَّشٰادِ» (مؤمن: ۲۹؛ «فرعون گفت: من جز آنچه خود میبینم [و مصلحت میدانم] به شما نشان نمیدهم و شما را جز به راه رشد و درستی هدایت نمیکنم»). بنابراین، «امر» بر همان روش و آیینی منطبق میشود که در پیش گرفته بود و بدان دستور میداد. و گویی این آیه در برابر همین ادعای فرعون است؛ ازاینرو خدای متعال با این فرمودهاش او را تکذیب کرد: « وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ » (و فرمان فرعون هرگز مایۀ رشد و درستی نبود).
و واژۀ «رشید» بر وزن فعیل و برگرفته از «رُشد» (نقطۀ مقابلِ گمراهی و انحراف) است؛ یعنی امر و شیوۀ فرعون هرگز دارای رشد نبود تا بهسوی حق هدایت کند، بلکه سراسر گمراهی و نادانی بود. و برخی گفتهاند «رشید» به معنای «مُرشِد» (هدایتکننده و راهنما) است.
در این جمله، یعنی فرمودۀ خدای متعال: « وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ »، اسمِ ظاهر بهجای ضمیر نشسته است، در حالی که در اصل باید میفرمود: «أَمْرُهُ» (فرمانِ او). شاید فایدۀ این تعبیر آن باشد که نامِ «فرعون» خود دلیلی است بر نبودِ رشد و درستی در فرمانش؛ معنایی که البته هرگز از ضمیر برنمیآمد.