يَقۡدُمُ قَوۡمَهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فَأَوۡرَدَهُمُ ٱلنَّارَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡوِرۡدُ ٱلۡمَوۡرُودُ
روز قیامت پیشاپیش قوم خود حرکت میکند و آنان را به آتش درمیآورد؛ و چه بد آبشخوری است که بر آن وارد میشوند!
تفسیر آیهٔ ۹۸ سورهٔ هود، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۳۸۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/11/98/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيٰامَهِ فَأَوْرَدَهُمُ النّٰارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ » (او روز قیامت پیشاپیش قومش حرکت میکند و آنان را وارد آتش میسازد؛ و چه بد آبشخوری است که بدان وارد میشوند!). یعنی فرعون پیشاپیش قوم خویش میرود، چرا که آنان از فرمانش پیروی کردند و در نتیجه او پیشوایشان از پیشوایان گمراهی شد؛ خدای متعال میفرماید:
«وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّهً يَدْعُونَ إِلَي النّٰارِ» (قصص: ۴۱؛ «و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که بهسوی آتش دعوت میکنند»).
و فرمودۀ خدای متعال: « فَأَوْرَدَهُمُ النّٰارَ » (پس آنان را وارد آتش کرد)، نتیجه و فرع بر جملۀ پیشین است؛ یعنی پیشاپیشِ آنان میرود و در نتیجه آنان را وارد آتش میکند. و تعبیر با فعلِ گذشته (ماضی) بهسبب قطعی بودن وقوع آن است. و چه بسا گفته شده که متفرع بر این سخن است: « فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ » (از فرمان فرعون پیروی کردند)؛ یعنی از او پیروی کردند و همین پیرویْ آنان را واردِ آتش ساخت. و برای تأیید این معنا به این سخن استدلال شده است:
«وَ حٰاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذٰابِ النّٰارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهٰا غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَهُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذٰابِ» (مؤمن: ۴۶؛ «و عذاب سخت، فرعونیان را فرا گرفت: آتشی که هر صبح و شام بر آن عرضه میشوند، و روزی که قیامت برپا گردد [فرمان میرسد:] فرعونیان را در سختترین عذاب وارد کنید!»)، زیرا این آیات بر عذابشدن آنان از زمان مرگ تا پیش از روز قیامت دلالت دارد. با این حال، پوشیده نیست که ظاهر این آیات برخلاف مدعای این استدلال است؛ زیرا آیات دربارۀ عذابِ پیش از روز قیامت، تعبیرِ «عرضهشدن در هر بامداد و شامگاه» را آورده، و دربارۀ روز قیامت تعبیرِ «واردشدن در سختترین عذاب» را به کار برده که در خود آیه تصریح شده همان آتش است.
و فرمودۀ خدای متعال: « وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ »؛ «وِرد» آبی است که تشنگان از حیوان و انسان برای نوشیدن بهسوی آن میروند. راغب در المفردات گفته است: «الورود أصله قصد الماء ثم يستعمل في غيره يقال: وردت الماء أرد ورودا فأنا وارد و الماء مورود. و قد أوردت الإبل الماء قال: « وَ لَمّٰا وَرَدَ مٰاءَ مَدْيَنَ » و الورد الماء المرشح للورود. انتهى» (اصل ورود، قصد کردن و رویآوردن به آب است و سپس در غیر آن نیز به کار میرود؛ گفته میشود: به آب روی آوردم و وارد شدم، پس من واردشوندهام و آب محل ورود است. و نیز گفته میشود: شتران را به آب وارد کردم. خدای متعال میفرماید: «وَ لَمّٰا وَرَدَ مٰاءَ مَدْيَنَ» [قصص: ۲۳؛ و هنگامی که به آبِ مدین رسید]؛ و «وِرد» همان آبی است که برای ورود آماده شده است).
بر این اساس، در کلام استعارهای زیبا به کار رفته است؛ بدینگونه که مقصد نهایی که انسان در زندگی برای تلاشهایش در پیِ آن است، به آبی تشبیه شده که شخصِ تشنه قصد آن را میکند. بنابراین، گواراییِ سعادتی که انسان با کارهایش در پی آن است، همان آبشخوری است که بدان وارد میشود، و سعادت نهایی انسانْ خشنودی خدا و بهشت است. اما فرعونیان چون با پیروی از فرمان فرعون گمراه شدند و راه سعادت حقیقی را به خطا رفتند، سرانجامشان به آتش دگرگون شد؛ در نتیجه همان آتش، آبشخوری گشت که بر آن وارد میشوند. و چه بد آبشخوری است که بر آن درمیآیند! زیرا آبشخورِ راستین چیزی است که شعلۀ درون را فرو نشاند و اندرونِ تشنه را سیراب سازد، و آن همان آبِ گوارا و چه نیکو چشمهسار نوشینی است؛ اما اگر به عذاب آتش تبدیل گردد، به راستی چه بد آبشخوری است که بدان وارد میشوند!