قَالَ رَبِّ إِنِّيٓ أَعُوذُ بِكَ أَنۡ أَسۡـَٔلَكَ مَا لَيۡسَ لِي بِهِۦ عِلۡمٞۖ وَإِلَّا تَغۡفِرۡ لِي وَتَرۡحَمۡنِيٓ أَكُن مِّنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ
نوح گفت: «پروردگارا، من به تو پناه میبرم از اینکه چیزی را که بدان دانشی ندارم از تو درخواست کنم، و اگر مرا نیامرزی و به من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۴۶ و ۴۷ با هم
از دلایلی که نشان میدهد نهیِ « فَلاٰ تَسْئَلْنِ » (پس از من مخواه...) نهی از کاری است که هنوز واقع نشده، این سخن نوح (ع) پس از شنیدن این نهی است: « رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ مٰا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ » (پروردگارا، من به تو پناه میبرم از اینکه چیزی را که به آن دانشی ندارم از تو بخواهم)؛ زیرا اگر او چیزی خواسته بود، باید گفته میشد: «أعوذ بك من سؤالي ذلك» (از آن درخواستم به تو پناه میبرم) تا مصدرِ اضافه شده به معمول، بر انجامیافتن و ارتکابِ آن دلالت کند.
تفسیر آیهٔ ۴۷ سورهٔ هود، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۲۳۷ تا ۲۳۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/11/47/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قٰالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ مٰا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَ إِلاّٰ تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخٰاسِرِينَ » (نوح گفت: پروردگارا، من به تو پناه میبرم از اینکه چیزی را که به آن علم ندارم از تو بخواهم، و اگر مرا نیامرزی و به من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود). چون برای نوح (ع) روشن شد که اگر سرشتِ سخنِ او با پروردگارش وی را به درخواست میکشاند، چیزی را میخواست که بدان علمی نداشت و از نادانان میشد، و اینکه عنایت الهی مانع هلاکت او گشته است، پروردگارش را سپاس گفت و به آمرزش و رحمت او از چنان درخواست زیانباری پناه برد و گفت: « رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ مٰا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ » (پروردگارا، من به تو پناه میبرم از اینکه چیزی را که به آن دانشی ندارم از تو بخواهم).
سخن دربارهٔ پناه بردن از امور هلاککننده و گناهان تباهگری که هنوز رخ ندادهاند، همانند نهی از گناهانی است که هنوز انجام نگرفته است و پیشتر سخن از آن گذشت. خدای متعال پیامبر خود (ص) را با اینکه معصوم است و شیطان راهی به سوی او ندارد، به پناه بردن از شیطان فرمان داد؛ خدای متعال میفرماید: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّٰاسِ -إلي أن قال- مِنْ شَرِّ الْوَسْوٰاسِ الْخَنّٰاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النّٰاسِ» (ناس: ۵؛ بگو: پناه میبرم به پروردگار مردم... از گزند وسوسهگر نهانکار، آن که در سینههای مردم وسوسه میکند) و نیز فرمود: «وَ أَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ» (مؤمنون: ۹۸؛ و پروردگارا، به تو پناه میبرم از اینکه نزد من حاضر شوند) در حالی که وحی از دستبرد شیاطین مصون است، چنانکه خدای متعال میفرماید: «عٰالِمُ الْغَيْبِ فَلاٰ يُظْهِرُ عَليٰ غَيْبِهِ أَحَداً إِلاّٰ مَنِ ارْتَضيٰ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسٰالاٰتِ رَبِّهِمْ» (جن: ۲۸؛ او دانای نهان است و هیچکس را بر غیب خویش آگاه نمیکند، مگر پیامبری را که برگزیده باشد؛ که در این صورت از پیش رو و پشت سرش نگهبانانی میگمارد تا بداند که پیامهای پروردگارشان را رساندهاند).
و سخن او که: «وَ إِلاّٰ تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخٰاسِرِينَ» (و اگر مرا نیامرزی و به من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود)، کلامی است که صورتش صورت توبه است، ولی در حقیقت، شکرگزاری بر نعمتی است که خداوند با آموزش و ادبآموزی به او ارزانی داشته است.
اما صورت توبهٔ او: در این سخن، با پناه بردن به پروردگار متعال بازگشتی به سوی او رخ داده است، و لازمهٔ پناه بردن، درخواست آمرزش و رحمت خداست؛ یعنی پوشاندن لغزش و تباهی انسان، و فراگیری عنایت الهی نسبت به حال او. در اواخر جلد ششم این کتاب گذشت که گناه عامتر از مخالفت با فرمان تشریعی است، بلکه هر پیامد ناگوار و اثر بدی را که به گونهای متوجه انسان شود در بر میگیرد؛ و آمرزش نیز عامتر از پردهپوشی بر معصیتِ معهود نزد اهل شریعت است، بلکه هر پوشش الهی را شامل میشود که انسان را سعادتمند سازد و کار پریشانش را سامان دهد.
و اما حقیقتِ شکر: عنایت الهی که میان او و آن درخواستی که موجب ورودش به جرگهٔ نادانان میشد مانع گردید و با روشن ساختن حقیقتِ راه درست، او را مصون داشت، در واقع پوششی الهی بر لغزشی در مسیرش بود، و نیز رحمت و نعمتی بود که خدای پاک و منزه به او ارزانی داشت. از این رو سخن آن حضرت (ع) که: « وَ إِلاّٰ تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخٰاسِرِينَ » (و اگر مرا نیامرزی و به من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود)، یعنی اگر مرا از لغزشها در امان نداری زیانکار میشوم، ستایش و سپاسی در برابر احسان و کار زیبای پروردگار است.