سورهٔ ۹۸ · جلد ۲۰ المیزان

تفسیر آیهٔ ۴ سورهٔ بینه

وما تفرق الذين أوتوا الكتب إلا من بعد

سورهٔ ۹۸ · آیهٔ ۴

وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ

و اهل کتاب، دچار تفرقه و چنددستگی نشدند مگر پس از آنکه آن دلیل روشن به سراغشان آمد.

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: « وَ مٰا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ الْبَيِّنَهُ » (و اهل کتاب پراکنده نشدند و اختلاف نکردند مگر پس از آنکه دلیل روشن برایشان آمد). آیهٔ نخست یعنی « لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتٰابِ » به کفرورزیدنِ آنان به پیامبر (ص) و کتابش که دربردارندهٔ دعوت حق است اشاره داشت، و این آیه به اختلاف پیشینِ آنان پیش از دعوت اسلامی اشاره می‌کند؛ و در جای‌جای قرآن کریم به این مطلب اشاره شده است، چنان‌که خدای متعال می‌فرماید: «وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ» (آل عمران: ۱۹: و اهل کتاب اختلاف نکردند مگر پس از آنکه دانش به سراغشان آمد، آن هم از سرِ سرکشی و حسادت میان خودشان) و آیاتی دیگر از این دست.

و آمدن «بیّنه» (دلیل روشن) برای آنان، همان بیان پیامبرانه‌ای است که در کتابشان برایشان روشن شده بود یا پیامبرانشان برای آنان آشکار ساخته بودند؛ خدای متعال می‌فرماید: «وَ لَمّٰا جٰاءَ عِيسيٰ بِالْبَيِّنٰاتِ قٰالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَهِ وَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُونِ إِنَّ اللّٰهَ هُوَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هٰذٰا صِرٰاطٌ مُسْتَقِيمٌ فَاخْتَلَفَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَيْنِهِمْ» (زخرف: ۶۵: و هنگامی که عیسی با دلایل روشن آمد، گفت: به‌راستی برای شما حکمت آورده‌ام و تا برخی از آنچه را در آن اختلاف می‌کردید برایتان روشن سازم؛ پس از خدا پروا بدارید و مرا اطاعت کنید؛ همانا خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که این راهی راست است؛ ولی گروه‌ها از میان خودشان دچار اختلاف شدند).

اگر بگویی: چرا قرآن به اختلاف اهل کتاب و تفرقهٔ آنان در مذاهبشان پرداخت، اما به پراکندگیِ مشرکان و روی‌گردانی‌شان از دین توحید و انکارِ رسالت از سوی آنان نپرداخت؟

در پاسخ می‌گویم: بعید نیست که فرمودهٔ خدا: « وَ مٰا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ » همان‌گونه که اهل کتاب را در بر می‌گیرد، مشرکان را نیز شامل شود؛ زیرا تعبیر اهل کتاب ــ که در عرف قرآن یهود، نصارا، صابئان و مجوس، یا فقط یهود و نصارا هستند ــ به تعبیر «الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ» (کسانی که کتاب به آنان داده شد) دگرگون شده است، و این دو تعبیر با یکدیگر تفاوت دارند. و خدای متعال تصریح فرموده است که کتاب را ــ یعنی شریعت واجبی را که در اختلافات روزمره و امور زندگی‌شان داوری می‌کند ــ در نخستین باری نازل کرد که اختلاف‌های حیاتی میانشان پدیدار شد، و سپس آنان در خودِ دین پس از روشن‌شدن حق و تمام‌شدن حجت دچار اختلاف شدند؛ بنابراین خدای متعال به عموم بشر کتابی عطا فرمود و سپس در آن اختلاف کردند؛ برخی آنچه را به آن‌ها داده شده بود به دست فراموشی سپردند، برخی آن را تحریف‌شده برگرفتند و برخی آن را پاس داشتند و بدان ایمان آوردند؛ خدای متعال می‌فرماید: «كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ» (بقره: ۲۱۳: مردم یک امت یگانه بودند، پس خدا پیامبران را مژده‌بخش و بیم‌رسان برانگیخت و با آنان کتاب را به حق نازل کرد تا میان مردم در آنچه در آن اختلاف می‌کردند داوری کند، و در آن اختلاف نکردند مگر همان کسانی که کتاب به آنان داده شده بود، آن هم پس از آنکه دلایل روشن به سراغشان آمد، از روی سرکشی و حسادتی که میان خودشان بود)؛ و تفسیر این آیه پیش‌تر گذشت.

و در همین معنا خدای متعال می‌فرماید: «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنٰا بَعْضَهُمْ عَليٰ بَعْضٍ -إلي أن قال- وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ الْبَيِّنٰاتُ وَ لٰكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ» (بقره: ۲۵۳؛ آن پیامبران را برخی بر برخی برتری بخشیدیم... تا آنجا که فرمود: و اگر خدا می‌خواست، کسانی که پس از آنان بودند بعد از آنکه دلایل روشن برایشان آمد با یکدیگر پیکار نمی‌کردند، ولی دستخوش اختلاف شدند؛ پس برخی از آنان ایمان آوردند و برخی کفر ورزیدند).

کوتاه سخن آنکه، عبارت «الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ» (کسانی که کتاب به آنان داده شده) از «أَهْلِ الْكِتَابِ» (اهل کتاب) گسترده‌تر و عام‌تر است؛ بنابراین، کلام الهی که: « وَ مٰا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ » (و کسانی که کتاب به آنان داده شد پراکنده نشدند...) همان‌گونه که اهل کتاب را در بر می‌گیرد، مشرکان را نیز شامل می‌شود.

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

بیان

تفسیر آیه‌های ۲ و ۴ با هم

و سخن او که: « رَسُولٌ مِنَ اللّٰهِ » (پیامبری از جانب خدا...) نشان می‌دهد که آن دلیل روشن و بینه، همان حضرت محمد (ص) است؛ و این سخن که: « وَ مٰا تَفَرَّقَ » (و پراکنده نشدند...) بیانگر آن است که تفرقه و کفرِ پیشین آنان نسبت به حق نیز بعد از آمدن دلیل روشن اتفاق افتاد.

تفسیر آیه‌های ۱ تا ۸ با هم

بدان که مفسران در تفسیر واژگان و عبارات این آیات اختلاف‌نظرهای شدید و سخنان بسیاری دارند که پرداختن به آن‌ها سودی ندارد؛ هر کس خواهان آگاهی از آن‌هاست، باید به کتاب‌های مفصل رجوع کند. ادامه در متن کامل

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۴ سورهٔ بینه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۳۳۸ تا ۳۴۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/98/4/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی