يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ جَٰهِدِ ٱلۡكُفَّارَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱغۡلُظۡ عَلَيۡهِمۡۚ وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ
ای پیامبر، با کافران و منافقان پیکار کن و بر آنان سخت بگیر؛ و جایگاهشان دوزخ است و چه بد سرانجامی است!
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۶۴ تا ۷۴ با هم
میگویم: آنچه آن مرحوم (طبرسی) از روایات گردآوری و گزینش کرده است، در کتابهای تفسیر روایی و مجموعههای حدیثی هر دو مذهب روایت شده است؛ البته روایات دیگری نیز وجود دارد که ایشان آنها را واگذاشته است و سزاوارتر هم همین بود که وانهاده شوند؛ ما نیز مانند او بیشترِ آنها را واگذاشتیم. ادامه در متن کامل
اما دیگر روایاتی که وارد شده است، تنها روایاتیاند دربردارنده داستانها و وقایع پراکندهای که حتی اگر درست و ثابت هم باشند، نهایتاً از داستانهای منافقان به شمار میآیند، بدون آنکه ارتباطی با این آیات داشته باشند؛ در حالی که این آیات، چنانکه در بیان پیشین دانستی، یازده آیهاند که به یکدیگر پیوستهاند و برای هدفی یگانه پیاپی آمدهاند. ادامه در متن کامل
این چکیدهای از آن چیزی است که از لابلای آیات نمایان میشود، و از میان روایات، در مجموع تنها با روایاتی سازگاری دارد که داستان عقبه را دربردارند، نه با دیگر روایات. ادامه در متن کامل
و هیچ توجیهی برای استناد به آن روایات در تفسیر آیات نیست، مگر بر پایه روش کسانی که روایات را بر اساس مضمونشان بر آیات حاکم میکنند، چه الفاظ آیات بر آن گواهی دهد و چه ندهد؛ گذشته از آنکه در خودِ این روایات نیز اختلافی فاحش وجود دارد که مایه بدگمانی به آنها میشود، چنانکه برای هر کس به آنها رجوع کند آشکار است. ادامه در متن کامل
افزون بر اینکه در این روایات اشکال و جای نقد دیگری نیز هست، و آن این است که ظاهرشان نشان میدهد آیات تکهتکه و از یکدیگر گسستهاند و هر بخشی به سببی دیگر نازل شده و هدف دیگری را پی میگیرد؛ در حالی که دانستی این آیات سیاقی یگانه و پیوسته دارند که شأن آن جز پیگرفتن هدفی واحد نیست. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۷۳ سورهٔ توبه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۹، صفحهٔ ۳۳۹ تا ۳۴۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/9/73/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ جٰاهِدِ الْكُفّٰارَ وَ الْمُنٰافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ » (ای پیامبر! با کافران و منافقان پیکار و تلاش کن و بر آنان سخت بگیر؛ جایگاهشان دوزخ است و چه بد بازگشتگاهی است!). جهاد و مجاهده با یک گروه، به کار بستن نهایت توان و کوشش در ایستادگی در برابر آنان است؛ و این تلاش گاه با زبان است و گاه با دست، تا آنجا که به کارزار و جنگ میانجامد. کاربرد این واژه در قرآن کریم بیشتر در معنای جنگ رواج یافته است، هرچند گاه در غیر آن نیز به کار میرود؛ مانند این سخن الهی: « وَ الَّذِينَ جٰاهَدُوا فِينٰا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنٰا » (و کسانی که در راه ما کوشیدند، بهیقین راههای خود را به آنان مینمایانیم؛ عنکبوت: ۶۹).
بهکار رفتن این واژه دربارهٔ پیکار با کافران بر روال طبیعی خویش است؛ زیرا آنان مخالفت و دشمنی را آشکار میسازند. اما منافقان کسانی هستند که کفر خود را آشکار نمیکنند و تظاهر به مخالفت نمینمایند، بلکه کفر را در باطن پنهان میدارند و از روی مکر و فریب کارها را وارونه جلوه میدهند؛ پس جهاد با آنان به معنای پیکار و جنگیدن، معنایی ندارد. از همین رو، چه بسا به ذهن رسد که مراد از جهاد با منافقان، هر تلاشی است که مصلحت اقتضا کند؛ یعنی نهایت توان را در رویارویی با آنان به کار بستن: اگر مصلحت بطلبد، از آنان دوری گزینند و با ایشان آمیزش و رفتوآمد نکنند؛ و اگر مصلحت اقتضا کند، زبانی اندرز داده شوند؛ و اگر مصلحت ایجاب کند، از آن سرزمین بیرون رانده و آواره گردند؛ یا اگر ارتدادشان ثابت شود، کشته شوند؛ یا اقداماتی دیگر از این دست.
و چه بسا گواه بر این معنا—یعنی اینکه مراد از جهاد در آیه، بهکار بستنِ مطلقِ توان و کوشش است—این باشد که به دنبالِ سخن خود: « جٰاهِدِ الْكُفّٰارَ وَ الْمُنٰافِقِينَ » (با کافران و منافقان جهاد کن)، فرمود: « وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ » (و بر آنان سخت بگیر)؛ یعنی بر آنان سختگیری کن و با درشتی رفتار نما.
و اما سخن خدای متعال: « وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ » (و جایگاهشان دوزخ است و بد سرانجامی است)، بر فرمانِ پیش از خود عطف شده است؛ و شاید آنچه عطف جملهٔ اخباری (خبری) را بر جملهٔ انشایی (فرمانی) آسان و پذیرفتنی ساخته، این باشد که جملهٔ پیشین در معنای این سخن ماست که بگوییم: «إن هؤلاء الكفار و المنافقين مستوجبون للجهاد» (این کافران و منافقان سزاوار جهادند). و خدا داناتر است.
بحث روایی
و در تفسیر قمی، دربارهٔ این سخن خدای متعال: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ جٰاهِدِ الْكُفّٰارَ وَ الْمُنٰافِقِينَ » (ای پیامبر، با کافران و منافقان جهاد کن...) (توبه: ۷۳) آمده است:
[قمی] گفت: پدرم از ابیعمیر، از ابوبصیر، از امام باقر (ع) برایم حدیث کرد که فرمود: «جاهد الكفار و المنافقين بإلزام الفرائض» (با کافران و منافقان، از راه ملزم ساختنِ آنان به واجبات پیکار کن).
و در کتاب «الدر المنثور»، بیهقی در «شعب الإیمان» از ابنمسعود روایت کرده است که گفت: چون این آیه نازل شد:
« يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ جٰاهِدِ الْكُفّٰارَ وَ الْمُنٰافِقِينَ » (ای پیامبر، با کافران و منافقان پیکار کن) (توبه: ۷۳)، «أمر رسول الله ص أن يجاهد بيده فإن لم يستطع فبقلبه-فإن لم يستطع فبلسانه فإن لم يستطع فليلقه بوجه مكفهر» (پیامبر خدا (ص) دستور داد [یا مأمور شد] که با دستش جهاد کند، و اگر نتوانست با دلش، و اگر نتوانست با زبانش، و اگر نتوانست با چهرهای گرفته با آنان روبهرو شود).
میگویم: در این روایت از نظر ترتیب اجزایش آشفتگی هست؛ زیرا جهاد با دل پس از همهٔ این مراتب است، در حالی که در اینجا در میان آنها قرار گرفته است.