يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُوٓاْ ءَابَآءَكُمۡ وَإِخۡوَٰنَكُمۡ أَوۡلِيَآءَ إِنِ ٱسۡتَحَبُّواْ ٱلۡكُفۡرَ عَلَى ٱلۡإِيمَٰنِۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر پدران و برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دادند، آنان را سرپرست و دوست مگیرید؛ و هر کس از شما با آنان دوستی ورزد، اینان همان ستمکارانند.
تفسیر آیهٔ ۲۳ سورهٔ توبه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۹، صفحهٔ ۲۰۶ تا ۲۱۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/9/23/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا آبٰاءَكُمْ وَ إِخْوٰانَكُمْ أَوْلِيٰاءَ » (ای کسانی که ایمان آوردهاید، پدران و برادران خود را دوستان و سرپرستانِ خویش مگیرید) تا آخر آیه؛ این بیان، نهی از دوستی و پذیرش ولایت کافران است، حتی اگر پدران و برادران باشند؛ چرا که ملاک این حکم همگانی است، و آیهٔ بعد نیز از پذیرش ولایت همگان نهی میکند؛ با این تفاوت که ظاهر لفظ این آیه، نهی از گرفتنِ پدران و برادران به عنوان اولیا است در صورتی که کفر را دوست بدارند و آن را بر ایمان ترجیح دهند.
اینکه تنها از پدران و برادران نام برده شده و از فرزندان و همسران یاد نشده است—با آنکه هر دو دسته و بهویژه فرزندان مانند پدران و برادران محبوبِ آنان بودند—به این سبب است که دوستی و پذیرش ولایت، این امکان را به «ولی» میدهد که در امور طرف مقابل دخالت کند و در برخی از شئون زندگی او دست به تصرّف بزند. این همان پیامد ناگواری است که نهی از ولایت کافران را اقتضا میکند، تا در مسائل درونیِ مؤمنان مداخله نکنند، مهار دلهایشان را به دست نگیرند، و مؤمنان نیز از دستزدن به کارهایی که کافران را ناراحت میکند و به زیانشان میانجامد دست برندارند و سر باز نزنند. روشن است که از زنان و فرزندان انتظار نمیرود چنین اثر بدی برجای بگذارند مگر با واسطه؛ از همین رو، نهی از پذیرش ولایت ویژهٔ پدران و برادران شده است؛ چرا که آنانند که بیمِ نفوذشان در دلهای مؤمنان و تصرفشان در امور آنان وجود دارد.
نهی از سرپرست و دوست گرفتن کافران در جایجای کلام الهی آمده است که پارهای از آنها در سورههای مائده، آلعمران، نساء و اعراف گذشت، و در آنها هشدار سخت و تهدیدهای کوبندهای بیان شده است؛ مانند این فرمودهٔ خدای متعال: « وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ» (و هر کس از شما آنان را دوست و سرپرست خود گیرد، بیتردید از آنان است) [مائده: ۵۱]، و سخن او: « وَ يُحَذِّرُكُمُ اللّٰهُ نَفْسَهُ» (و خداوند شما را از [کیفرِ] خود برحذر میدارد) [آل عمران: ۲۸]، و فرمودهاش: « وَ مَنْ يَفْعَلْ ذٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّٰهِ فِي شَيْءٍ» (و هر کس چنین کند، هیچ رابطهای با خدا ندارد) [آل عمران: ۲۸]، و سخن او: « أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلّٰهِ عَلَيْكُمْ سُلْطٰاناً مُبِيناً» (آیا میخواهید برای خدا بر ضدّ خویش دلیلی آشکار پدید آورید؟) [نساء: ۱۴۴].
و در آیهای که اینک در آن هستیم، با این سخن به آنان هشدار داد: «و من يتولهم منكم فأولئك هم الظالمون» (و هر کس از شما آنان را به سرپرستی گیرد، آنان همان ستمکارانند) و نفرمود: «و من يتولهم منكم فإنه منهم» (و هر کس از شما آنان را به سرپرستی گیرد، پس بیگمان از آنان است)؛ چرا که چه بسا برخی از این افراد توهم کنند که از پیش هم جزو آنان هستند، زیرا پدران و برادرانشان هستند؛ در نتیجه، این تهدید اثر تازهای در او نگذارد که وی را به ردّ ولایت و پیوند با آنان وادارد.
به هر حال، فرمودهٔ خداوند: « وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولٰئِكَ هُمُ الظّٰالِمُونَ » (و هر کس از شما آنان را دوست و سرپرست گیرد، آنان همان ستمکارانند)، با مؤکّداتی که در این جمله هست—مانند اسمیهبودنِ جمله، درآمدن الف و لام بر سر خبر («الظالمون») و آمدنِ ضمیر فصل («هم»)—بر تحققیافتن ستم از سوی آنان و ثبات و ریشهدواندنِ آن در وجودشان دلالت دارد. خداوند در کلام خود بارها تکرار کرده است که خدا گروه ستمکاران را هدایت نمیکند؛ و در آیهٔ مشابهِ این در سورهٔ مائده فرمود: « وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَهْدِي الْقَوْمَ الظّٰالِمِينَ » (و هر کس از شما آنان را به دوستی و سرپرستی گیرد، بیگمان از آنان است؛ همانا خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند) [مائده: ۵۱]. پس این افراد از هدایت الهی محرومند و هیچیک از کارهای نیکشان در جلب خوشبختی برای آنان و ارزانیداشتنِ رستگاری و فلاح به ایشان سودی نخواهد رساند.
بحث روایی
و در تفسیر البرهان، از ابنشهرآشوب، از ابوحمزه، از امام باقر (ع) دربارهٔ این سخن خدای متعال روایت شده است که میفرماید: « يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا-لاٰ تَتَّخِذُوا آبٰاءَكُمْ وَ إِخْوٰانَكُمْ أَوْلِيٰاءَ-إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَي الْإِيمٰانِ » (ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر پدران و برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دادند، آنان را دوست و همپیمان خود نگیرید؛ توبه: ۲۳)؛ فرمود: مقصود از ایمان، ولایت علی بن ابیطالب است.
میگویم: این بیان از باطن قرآن است و بر تحلیل معنای ایمان تا رسیدن به مراتب کمالش استوار میباشد.