ٱلَّذِي هُمۡ فِيهِ مُخۡتَلِفُونَ
همان که دربارهاش با یکدیگر اختلاف دارند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲ و ۳ با هم
خدای متعال میفرماید: « عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ » (از آن خبر بزرگ؛ همان که آنان در آن با هم اختلاف دارند)؛ این پاسخی است به پرسشِ پیشین، یعنی: از آن خبر بزرگ میپرسند. و پوشیده نیست که توصیفِ خبرِ مورد پرسش به «عظیم» (بزرگ)، برای بزرگداشت و پرشکوه شمردنِ شأن آن است.
تفسیر آیههای ۱ تا ۳ با هم
حاصل سیاق این سه آیه و آیات پس از آن این است که وقتی مشرکان هشدارهای قرآن دربارهٔ رستاخیز و پاداش و کیفر در «روز جدایی» (یوم الفصل) را شنیدند، این مطلب بر آنان سنگین آمد؛ از این رو آغاز کردند به پرسش از یکدیگر دربارهٔ این خبر شگفتآور که تا آن روز هرگز به گوششان نخورده بود. و چه بسا به پیامبر (ص) و مؤمنان مراجعه میکردند و از چگونگی و ویژگیهای آن روز میپرسیدند و میگفتند: «اگر راست میگویید این وعده کی خواهد بود؟»؛ و چه بسا دربارهٔ پارهای از حقایق قرآن و پیامهای این دعوت تازه که به گوششان میرسید، به اهل کتاب و بهویژه یهودیان مراجعه میکردند و برای فهم آن از آنان کمک میخواستند.
تفسیر آیههای ۱ تا ۵ با هم
خدای متعال در این سوره به ماجرای پرسوجوی آنان در قالب پرسش و پاسخ اشاره کرده و فرموده است: « عَمَّ يَتَسٰاءَلُونَ » (از چه چیز از یکدیگر میپرسند؟) که پرسشی است از آنچه دربارهاش گفتوگو میکنند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱ تا ۳ با هم
مفسران دربارهٔ واژگان این سه آیه و بیان معانی آنها احتمالها و وجوه فراوانی آوردهاند که ما به دلیل ناسازگاریشان با سیاق آیات از آنها چشم پوشیدیم؛ و آنچه آوردیم همان است که سیاق به دست میدهد.
تفسیر آیههای ۱ تا ۵ با هم
با این بیان روشن میشود که بیگمان روزی در پیش است که انسان به آن میرسد و به آنچه انجام داده جزا داده میشود: اگر خیر باشد پاداش خیر و اگر شر باشد کیفر شر. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۳ سورهٔ نبا، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۱۵۹ تا ۱۶۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/78/3/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و این کلام الهی که: « اَلَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ » (همان که آنان در آن با هم اختلاف دارند)، اختلافشان در واقع در چگونگی انکار آن بود، در حالی که در نفی اصل آن همگی همداستان بودند؛ به این صورت که گروهی از آنان رستاخیز را ناممکن میدیدند و ازاینرو انکارش میکردند، چنانکه از گفتارشان بر اساس آنچه خدا حکایت کرده پیداست: «هَلْ نَدُلُّكُمْ عَليٰ رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذٰا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ» (آیا شما را به مردی راهنمایی کنیم که به شما خبر میدهد هنگامی که کاملاً متلاشی شدید، قطعاً در آفرینشی جدید خواهید بود؟؛ سبأ: ۷). و گروهی آن را بعید میشمردند و به همین دلیل انکارش میکردند، و آن همان گفتارشان است که: «أَ يَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذٰا مِتُّمْ وَ كُنْتُمْ تُرٰاباً وَ عِظٰاماً أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ هَيْهٰاتَ هَيْهٰاتَ لِمٰا تُوعَدُونَ» (آیا به شما وعده میدهد که چون مُردید و خاک و استخوان شدید، باز [از گورها] بیرون آورده میشوید؟ هیهات، چه دور است آنچه وعده داده میشوید!؛ مؤمنون: ۳۶). و گروهی در آن تردید داشتند و به همین سبب انکارش میکردند؛ خدای متعال میفرماید:
«بَلِ ادّٰارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَهِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْهٰا» (بلکه دانشِ آنان دربارهٔ آخرت تباه شده، بلکه آنان دربارهٔ آن در تردیدند؛ نمل: ۶۶). و گروهی نیز به آن یقین داشتند، ولی از سر لجاجت ایمان نمیآوردند و انکارش میکردند، همانطور که پس از تمام شدنِ حجت، به توحید و نبوت و دیگر احکامِ دین از روی لجاجت ایمان نمیآوردند؛ خدای متعال میفرماید: «بَلْ لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ» (بلکه در سرکشی و نفرت پای فشردند؛ ملک: ۲۱).