عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا عِبَادُ ٱللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفۡجِيرٗا
چشمهای که بندگان خدا از آن مینوشند و آن را به آسانی [به هر جا که خواهند] روان میسازند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۵ و ۶ با هم
این دو آیه—چنانکه پیشتر اشاره شد—بهرهمندیِ نیکوکاران از نوشیدنی بهشت را در آخرت توصیف میکنند، و این دو آیه به همین صورت نیز تفسیر شدهاند.
دور نیست که این دو آیه بر مبنای تجسم اعمال سامان یافته باشند و حقیقتِ کار شایستهٔ آنان را در وفای به نذر و اطعام طعام برای رضای خدا بازگو کنند؛ به این بیان که این کارهای یادشده در باطن خود، نوشیدن از جامی آمیخته با کافور از چشمهای است که پیوسته آن را با اعمال صالح خویش جاری میسازند و حقیقت آن در بهشت جاودان برایشان آشکار خواهد شد، هرچند در دنیا به صورت اعمال تجلی یافته بود. در این صورت، این دو آیه در ردیف آیاتی همچون کلام خدای متعال خواهند بود که میفرماید: «إِنّٰا جَعَلْنٰا فِي أَعْنٰاقِهِمْ أَغْلاٰلاً فَهِيَ إِلَي الْأَذْقٰانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ» (ما بر گردنهایشان غلهایی نهادهایم که تا چانههایشان بالا آمده، پس سرهایشان بالا مانده است؛ یس: ۸).
مؤید این معنا، ظاهر فرمودهٔ الهی است که فرمود: « يَشْرَبُونَ » (مینوشند) و « يَشْرَبُ بِهٰا » (از آن مینوشند) و نفرمود «خواهند نوشید»؛ همچنین آمدنِ پیدرپیِ افعال «يَشْرَبُونَ»، «يُوفُونَ»، «يَخٰافُونَ» و «يُطْعِمُونَ» در یک سیاق واحد؛ و نیز یادکردِ تفجیر در عبارت « يُفَجِّرُونَهٰا تَفْجِيراً » که ظاهر در بیرون کشیدنِ آب چشمه و جاری ساختن آن با بهرهگیری از اسباب و وسایل است.
مفسران دربارهٔ واژهها و ترکیب نحویِ این دو آیه سخنان گوناگون و فراوانی دارند که در کتابهای مفصل بیان شده است؛ هرکس خواهان آگاهی از آنها باشد، میتواند به آن کتابها مراجعه کند.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ تا ۲۲ با هم
«نخستین سورهای که در مکه بر او نازل شد، فاتحة الکتاب بود، سپس سورهٔ اقرأ باسم ربک (علق)، سپس سورهٔ ن (قلم)...» تا آنجا که فرمود: «و نخستین سورهای که در مدینه نازل شد، سورهٔ بقره بود، سپس انفال، سپس آلعمران، سپس احزاب، سپس ممتحنه، سپس نساء، سپس إذا زلزلت (زلزال)، سپس حدید، سپس سورهٔ محمد، سپس رعد، سپس سورهٔ رحمن و سپس سورهٔ هل أتی (انسان)...» تا پایان حدیث. ادامه در متن کامل
و در همان کتاب [مجمعالبیان] از ابوحمزهٔ ثمالی در تفسیرش روایت شده که گفت: حسن بن حسن، ابوعبدالله بن حسن، برایم روایت کرد که این سوره مدنی است و تمام آن دربارهٔ علی و فاطمه نازل شده است. ادامه در متن کامل
و در تفسیر قمی، از پدرش، از عبدالله بن میمون، از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: نزد فاطمه (ع) مقداری جو بود که با آن عصیده (نوعی خوراک از آرد جو و روغن) درست کردند. ادامه در متن کامل
میگویم: داستان چنانکه میبینی در این روایت خلاصه شده است. این ماجرا را بحرانی در «غایة المرام» با سند از شیخ مفید در «الاختصاص»، و از ابنبابویه در «الأمالی» با سندش از مجاهد از ابنعباس، و با سندش از سلمة بن خالد از امام باقر (ع)، و از محمد بن عباس بن ماهیار در تفسیرش با سندش از ابوکثیر زبیری از عبدالله بن عباس روایت کرده است؛ و در «المناقب» آمده است که این داستان از اصبغ بن نباته نیز روایت شده است. ادامه در متن کامل
و در کتاب «الاحتجاج» از امام علی (ع) در حدیثی آمده است که پس از درگذشت عمر بن خطاب به حاضران فرمود: ادامه در متن کامل
«شما را به خدا سوگند میدهم، آیا در میان شما جز من کسی هست که آیهٔ « إِنَّ الْأَبْرٰارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كٰانَ مِزٰاجُهٰا كٰافُوراً » (بیگمان نیکوکاران از جامی مینوشند که آمیزهٔ آن کافور است) تا پایان سوره دربارهٔ او و فرزندانش نازل شده باشد؟» گفتند: «نه.» ادامه در متن کامل
و در کتاب «الخصال» در احتجاج علی (ع) بر ابوبکر آمده است که فرمود: «تو را به خدا سوگند میدهم، آیا صاحب و مصداق آیهٔ « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخٰافُونَ يَوْماً كٰانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً » (به نذر وفا میکنند و از روزی که شرّ و گزندش فراگیر است میترسند) من هستم یا تو؟» او گفت: «بلکه تو هستی.» ادامه در متن کامل
و در کتاب «الدر المنثور» آمده است که طبرانی، ابنمردویه و ابنعساکر از ابنعمر روایت کردهاند که گفت: مردی از حبشه نزد پیامبر خدا (ص) آمد. ادامه در متن کامل
«ای پیامبر خدا، شما از نظر رنگ پوست، چهره و مقام پیامبری بر ما برتری داده شدهاید. ادامه در متن کامل
آن مرد حبشی گفت: «آیا چشمان من نیز در بهشت همان چیزهایی را میبیند که چشمان شما میبیند؟» فرمود: «آری.» پس او دگرگون شد و ناله کرد تا آنکه جان داد. ادامه در متن کامل
و در همان کتاب [الدر المنثور] آمده است که احمد در کتاب «الزهد» از محمد بن مطرف روایت کرده که گفت: فردی مورد اعتماد برایم بازگو کرد که مردی سیاهپوست از پیامبر (ص) دربارهٔ تسبیح و تهلیل (ذکر سبحانالله و لاالهالاالله) میپرسید. ادامه در متن کامل
و در همان کتاب آمده است که ابنوهب از ابنزید روایت کرده که پیامبر خدا (ص) این سوره، «هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ» را در حالی که بر او نازل شده بود و مردی سیاهپوست نزدش بود تلاوت فرمود. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۶ تا ۸ با هم
در کتاب «امالی» شیخ صدوق، به سند او از امام صادق از پدرش (ع) در حدیثی روایت شده است که دربارهٔ آیهٔ « عَيْناً يَشْرَبُ بِهٰا عِبٰادُ اللّٰهِ يُفَجِّرُونَهٰا تَفْجِيراً » (چشمهای که بندگان خدا از آن مینوشند و آن را به هر جا بخواهند به آسانی روان میسازند) فرمود: «این چشمهای در سرای پیامبر (ص) است که بهسوی خانههای پیامبران و مؤمنان جاری میشود». و دربارهٔ « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ » (به نذر خود وفا میکنند) فرمود: «مقصودْ علی، فاطمه، حسن، حسین (ع) و کنیزشان است». و دربارهٔ « وَ يَخٰافُونَ يَوْماً كٰانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً » (و از روزی که گزند و سختیاش فراگیر است میهراسند) فرمود: «یعنی [از روزی] گرفته و بسیار هولناک». و دربارهٔ « وَ يُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَليٰ حُبِّهِ » (و خوراک را با وجود دوست داشتنش میبخشند) فرمود: «با وجود میل خود به غذا و با ترجیح دادن دیگران بر خویش، آن را انفاق میکنند»؛ « مِسْكِيناً » (به بینوایی) از بینوایان مسلمان، « وَ يَتِيماً » (و یتیمی) از یتیمان مسلمان، « وَ أَسِيراً » (و اسیری) از اسیران مشرکان.
تفسیر آیهٔ ۶ سورهٔ دهر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۱۲۵ تا ۱۳۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/76/6/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « عَيْناً يَشْرَبُ بِهٰا عِبٰادُ اللّٰهِ يُفَجِّرُونَهٰا تَفْجِيراً » (چشمهای که بندگان خدا از آن مینوشند و آن را به هر گونه که بخواهند روان میسازند). کلمهٔ « عَيْناً » با حذف حرف جر منصوب شده (نزع خافض) و در تقدیر «مِن عَيْنٍ» (از چشمهای) بوده است، یا منصوب به اختصاص (به قصد مدح) است و در تقدیر «أَخَصُّ عَيناً» (بهویژه چشمهای را) میباشد. فعل «شُرب» (نوشیدن)—بر پایهٔ آنچه گفتهاند—هم خود متعدی میشود و هم با حرف جر «باء»؛ بنابراین «شَرِبَ بِها» و «شَرِبَها» یک معنا دارد. تعبیر از آنان به «عِبادُ اللّٰه» (بندگان خدا) نیز برای اشاره به این است که آنان به زیور بندگی آراستهاند و به بایستههای آن پایبندند، چنانکه سیاقِ ستایش بر این دلالت دارد.
تفجیرِ چشمه به معنای شکافتن زمین برای روان ساختن آب آن است؛ و شایسته است جوشاندن و روان کردنِ چشمه به دست آنان را بر اراده و خواستِ آنان برای جریانِ آن حمل کرد؛ زیرا نعمتهای بهشت برای تحقق یافتن و بهرهمندی از آنها، به چیزی افزون بر خواست و ارادهٔ بهشتیان نیاز ندارد. خدای متعال میفرماید:
«لَهُمْ مٰا يَشٰاؤُنَ فِيهٰا» (برای آنان در آنجا هر چه بخواهند فراهم است؛ ق: ۳۵).