إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٞ
به پروردگار خویش مینگرند،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۲ و ۲۳ با هم
خدای متعال میفرماید: « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاضِرَهٌ إِليٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَهٌ » (در آن روز چهرههایی شاداب و خرماند، و به سوی پروردگارشان مینگرند؛ ۲۲-۲۳). این آیات، روز قیامت را با تقسیم چهرهها به دو دسته توصیف میکند: شاداب و خرم (ناضره)، و عبوس و درهمکشیده (باسره). «نَضْرَه» و «نَضارَتِ» صورت، رنگ، درخت و مانند آنها، به معنای زیبایی، طراوت و شادابی آن است.
و معنای آیه با توجه به تقابل آن با کلام بعد که میفرماید: « وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بٰاسِرَهٌ » (و در آن روز چهرههایی عبوس و گرفتهاند؛ ۲۴) چنین است: در روزی که قیامت برپا میشود، چهرههایی زیبا، برافروخته و با سرور و شادمانیِ آشکار وجود دارند؛ خدای متعال میفرماید: «تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ» (مطففین: ۲۴؛ «در چهرههایشان طراوت و شادابیِ نعمت را میشناسی»)، و فرمود: «وَ لَقّٰاهُمْ نَضْرَهً وَ سُرُوراً» (دهر: ۱۱: «و به آنان شادابی و شادمانی بخشید»).
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲۰ تا ۲۳ با هم
و در تفسیر قمی دربارهٔ کلام خدای متعال که میفرماید: « كَلاّٰ بَلْ تُحِبُّونَ الْعٰاجِلَهَ » (هرگز! ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۲۲ و ۲۳ با هم
و در کتاب «عیون أخبار الرضا» در بابی که احادیث توحید از امام رضا (ع) آمده، با سند خویش از ابراهیم بن ابیمحمود آورده است که امام علی بن موسی الرضا (ع) دربارهٔ سخن خدای متعال که میفرماید: « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاضِرَهٌ إِليٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَهٌ » فرمود: یعنی چهرههایی درخشاناند که پاداش پروردگار خویش را انتظار میکشند.
میگویم: این مطلب را در «التوحید»، «الاحتجاج» و «مجمع البیان» نیز از امام علی (ع) روایت کردهاند.
و به اینکه «ناظرة» به معنای «منتظِرة» (چشمبهراه) باشد اشکال گرفتهاند که فعلِ انتظار با حرف اضافهٔ «إلیٰ» به کار نمیرود، بلکه خودبهخود متعدی میشود و مفعول میگیرد؛ اما در «مجمع البیان» با استشهاد به سخن جمیل بن مَعمَر به آن پاسخ داده شده است:
«و إذا نظرت إليك من ملك»؛ (و چون به تو چشم دوزم که پادشاهی،)
«و البحر دونك جدتني نعما»؛ (و دریا در برابر بخشش تو کوچک است، نعمتها به من میبخشی.)
و نیز سخن شاعری دیگر:
«إني إليك لما وعدت لناظر»؛ (من برای آنچه وعده دادهای، چشمبهراه تواَم،)
«نظر الفقير إلي الغني الموسر»؛ (همانند نگاه نیازمندی که به توانگری دارا چشم دوخته است.)
در تفسیر «کشاف» نیز بهکاررفتن واژهٔ «نظر» در این آیه به معنای انتظار، کاربردی کنایی شمرده شده که معنایی نیکو و پسندیده است.
در کتاب «الدر المنثور» آمده است: ابن ابیشیبه، عبد بن حمید، ترمذی، ابن جریر، ابن منذر، آجُری در «الشریعة»، دارقطنی در «الرؤیة»، حاکم، ابن مَردَوَیه، لالَکائی در «السنة» و بیهقی از ابن عمر روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود: کممرتبهترین اهل بهشت کسی است که به باغها، همسران، نعمتها، خدمتگزاران و تختهایش تا مسافت هزار سال راه مینگرد؛ و گرامیترینِ آنان نزد خداوند کسی است که بامداد و شامگاه به وجه او نظر میکند.
سپس پیامبر خدا (ص) این آیه را خواند: « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاضِرَهٌ » و فرمود: سپیدی و صفا و درخشش؛ و خواند: « إِليٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَهٌ » و فرمود: هر روز به وجه او مینگرد.
میگویم: این روایت قابلیت آن را دارد که با همان معنایی که در تفسیر آیه آوردیم سازگار باشد؛ و حتی اگر از آن بگذریم، میتوان آن را بر رحمت، فضل، بخشش خدای متعال و دیگر صفات فعلی او حمل کرد؛ زیرا «وجهِ» هر چیز همان نمایی است که با آن رو به دیگران میآورد، و آنچه خدای پاک و منزه با آن به استقبال آفریدگانش میرود صفات کریمانهٔ اوست؛ بنابراین، نظر به رحمت، فضل، بخشش و صفات بزرگوارانهٔ خدا، همان نظر به وجه کریمانهٔ پروردگار است.
و در همان کتاب [الدر المنثور] آمده است که ابن مَردُویه از انس بن مالک نقل کرده که گفت: پیامبر خدا (ص) دربارهٔ این سخن خدا:
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاضِرَهٌ إِليٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَهٌ » فرمود: «بدون هیچ کیفیتی، بدون هیچ حدّ و مرز معیّنی و بدون هیچ صفت شناختهشدهای به پروردگارشان مینگرند.»
میگویم: این روایت، آنچه را پیشتر در تفسیر آیه آوردیم تأیید میکند که مراد از آن، نگرش قلبی و دیدن با چشم دل است نه چشم حسّی؛ و این روایت معنای آن دسته از روایات اهل سنت را روشن میسازد که ظاهرشان تشبیه (جسمانگاری خداوند) و دیدن با چشم حسّی است، چشمی که همواره با محدودیت همراه است.
تفسیر آیهٔ ۲۳ سورهٔ قیامه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۱۱۱ تا ۱۱۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/75/23/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و این سخن که میفرماید: « إِليٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَهٌ » («به پروردگار خود مینگرند»)، خبری پس از خبر دیگر برای «وجوه» (چهرهها) است؛ و « إِليٰ رَبِّهٰا » به «ناظره» تعلق دارد که برای رساندن معنای حصر (تنها و تنها به او) یا بیان اهمیت، بر آن مقدم شده است.
و مراد از نگریستن به خدای متعال، نگاهِ حسیِ وابسته به چشم جسمانی و مادی نیست که برهانهای قاطع بر محالبودن آن دربارهٔ خدای متعال اقامه شده است؛ بلکه مراد، نگریستن قلبی و دیدن با چشم دل از سر حقیقتِ ایمان است؛ بر پایهٔ آنچه برهان عقلی به آن میرسد و روایات رسیده از اهل عصمت (ع) بر آن دلالت دارد، و ما بخشی از آنها را ذیل تفسیر این سخن خدای متعال آوردیم: «قٰالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ» («[موسی] گفت: پروردگارا، خود را به من بنمای تا به تو بنگرم») (اعراف: ۱۴۳) و سخن خدای متعال: «مٰا كَذَبَ الْفُؤٰادُ مٰا رَأيٰ» (نجم: ۱۱: «آنچه را دل دید، دروغ نشمرد»).
پس اینان دلهایشان رو به پروردگارشان دارد و هیچ سبب و عاملی آنان را از پروردگار سبحان بازنمیدارد، چراکه در آن روز همهٔ اسباب و پیوندها گسسته است؛ و در هیچ جایگاهی از جایگاههای آن روز درنمیآیند و هیچ مرحلهای از مراحل آن را پشت سر نمیگذارند مگر آنکه رحمت الهی فراگیرشان است؛ «وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ» (نمل: ۸۹: «و آنان در آن روز از هر هراسی ایمناند»)؛ و در هیچ صحنهای از صحنههای بهشت حاضر نمیشوند و از هیچ نعمتی از نعمتهایش برخوردار نمیگردند، مگر آنکه با همان، پروردگار خویش را مشاهده میکنند؛ زیرا آنان به هیچ چیز نگاه نمیکنند و چیزی را نمیبینند مگر از این جهت که نشانهای (آیتی) از خدای سبحان است، و نگریستن به نشانه از آن حیث که نشانه است و تماشای آن، نگریستن به صاحبنشانه و تماشای اوست.
و از اینجا پاسخ ایرادی روشن میشود که به این سخن گرفتهاند که جلوتر آمدنِ « إِليٰ رَبِّهٰا » بر « نٰاظِرَهٌ » بیانگرِ حصر و اختصاص است؛ ایراد این بود که بدیهی است بهشتیان به غیر خدای متعال، مانند نعمتهای بهشت، نیز مینگرند.
و پاسخ این است که ازآنجا که آنان از پروردگارشان در حجاب و پرده نیستند، نگریستنِ آنها به هر چه که نگاه میکنند، تنها از این جهت است که نشانهای از اوست؛ و نشانه از آن جهت که نشانه است، مانع دیدنِ صاحبنشانه نمیشود و میان او و بینندهاش فاصله نمیاندازد. بنابراین نگریستن به نشانه، همان نگریستن به صاحبنشانه است؛ پس اینان در حقیقت جز به پروردگار خویش نمینگرند.
و اما پاسخی که برخی به این ایراد دادهاند مبنی بر اینکه جلوتر آمدنِ « إِليٰ رَبِّهٰا » فقط برای رعایت فواصل (هماهنگیِ پایان آیهها) است، و اگر هم پذیرفته شود که برای اختصاص است، نگریستن به غیر او در کنار نگریستن به او اصلاً نگاه به شمار نمیآید، و اگر این هم پذیرفته شود، نگریستن به خدای متعال در برخی حالات است نه در همهٔ حالات؛
پاسخی است که از تکلّفِ قیدزدن بدون دلیل خالی نیست؛ علاوه بر اینکه در آیه، نگریستن به «چهرهها» نسبت داده شده است نه به چشمها یا دیدهها، و چهرههای اهل بهشت همواره رو به پروردگارشان است، بیآنکه با آن رو به دیگری کنند.