هُوَ ٱلۡحَيُّ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱدۡعُوهُ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَۗ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ
اوست زندهٔ [حقیقی]، هیچ معبودی جز او نیست؛ پس او را بخوانید در حالی که دین را برای او خالص کردهاید؛ همهی ستایشها ویژهی خداوند، پروردگار جهانیان است.
تفسیر آیهٔ ۶۵ سورهٔ غافر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۳۴۶ تا ۳۴۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/40/65/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « هُوَ الْحَيُّ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ » (اوست زندهٔ [حقیقی]؛ هیچ معبودی جز او نیست، پس او را در حالی بخوانید که دین را برای او خالص کردهاید...). در جملهٔ « هُوَ الْحَيُّ » اطلاقی است که نه از نظر عقل و نه از نظر نقل هیچ قیدی ندارد، افزون بر اینکه معنای حصر را نیز میرساند؛ بنابراین معنایش این است که تنها خدای متعال حیاتی دارد که هیچ مرگی بدان راه نمییابد و هیچ نیستی و نابودیای زایلش نمیکند؛ پس او به ذات خود زنده است و هر موجود دیگری، هر چه باشد، به حیاتبخشیِ دیگری (خداوند) زنده است.
و چون فرض شود در هستی، زندهای به ذاتِ خود و زندهای به دیگری وجود دارد، سزاوار پرستشِ ذاتی نخواهد بود مگر کسی که به ذات خود زنده است؛ از همین رو، به دنبال سخن خود: « هُوَ الْحَيُّ »، فرمود: « لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ » (هیچ معبودی جز او نیست).
این دو جمله زمینهسازی برای فرمان به خواندن او آورده شده است؛ آن هم نه صرفاً خواندنی مطلق، بلکه خواندنِ او با توحید و اخلاص در دین تنها برای او؛ چرا که تنها او به ذات خود زنده است نه دیگری، و هموست که به شایستگی ذاتی شایستهٔ پرستش است نه دیگری. از همین رو، بر سخن خود: « هُوَ الْحَيُّ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ »، این عبارت را مترتب ساخت: « فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ » (پس او را بخوانید در حالی که دین را برای او خالص کردهاید).
و سخن خدای متعال: « اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ » (ستایش ویژهٔ خدا، پروردگار جهانیان است)، ستایشی است برای او به پاس پروردگاریاش بر جهانیان.