بَل رَّفَعَهُ ٱللَّهُ إِلَيۡهِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمٗا
بلکه خداوند او را بهسوی خود بالا برد؛ و خدا همواره شکستناپذیر و سنجیدهکار است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۵۸ و ۱۵۹ با هم
گذشته از همه اینها، آیه بعد نیز از اشاره یا دلالت بر زنده بودنِ آن حضرت (ع) و وفات نیافتنِ او تا کنون خالی نیست.
تفسیر آیهٔ ۱۵۸ سورهٔ نساء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۵، صفحهٔ ۱۳۳ تا ۱۳۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/4/158/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « بَلْ رَفَعَهُ اللّٰهُ إِلَيْهِ وَ كٰانَ اللّٰهُ عَزِيزاً حَكِيماً» (بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد، و خدا شکستناپذیر و سنجیدهکار است). خدای پاک و منزه این داستان را در سوره آلعمران بازگو کرده و فرموده است: « إِذْ قٰالَ اللّٰهُ يٰا عِيسيٰ إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رٰافِعُكَ إِلَيَّ» (آنگاه که خدا فرمود: ای عیسی، من تو را برمیگیرم و به سوی خود بالا میبرم):
(آلعمران: ۵۵)؛ پس نخست «توفّی» (برگرفتن و تحویل گرفتن) و سپس «رفع» (بالا بردن) را یاد فرموده است.
این آیه با توجه به سیاق کلام، وقوعِ آنچه را آنان درباره کشته شدن و به صلیب کشیده شدنش ادعا میکردند نفی میکند؛ بنابراین او از کشته شدن و به صلیب آویخته شدن به دست آنان در امان ماند. ظاهر آیه نیز نشان میدهد همان کسی که ادعای کشته شدن و بر صلیب رفتنش مطرح بود—یعنی عیسی (ع) با جسم و پیکرش—همان کسی است که خداوند او را به سوی خویش بالا برد و از نقشه شومشان حفظ نمود. پس عیسی با جسم و روحش بالا برده شد، نه آنکه وفات یافته و سپس روحش به سوی خدای متعال بالا رفته باشد؛ زیرا مقتضای سیاق این است که ظاهر آیه چنین احتمالی را برنمیتابد؛ چرا که اِضراب (رویگردانی از سخن پیشین برای بیان حقیقت) در عبارت «بَلْ رَفَعَهُ اللّٰهُ إِلَيْهِ» (بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد)، تنها با بالا رفتنِ روح پس از مرگ تحقق نمییابد؛ زیرا بالا رفتنِ روح ممکن است با کشته شدن یا مرگِ طبیعی نیز سازگار باشد و همراه گردد.
بنابراین این بالا بردن، گونهای رهاییبخشی است که خداوند با آن، عیسی را رهانید و از چنگال آنان نجات بخشید؛ چه در آن هنگام با مرگ طبیعی وفات یافته باشد، چه نه با مرگ طبیعی از دنیا رفته باشد و نه با کشته شدن و به صلیب رفتن، بلکه به شیوهای دیگر که ما از آن بیخبریم، و چه با حفظ و نگهداریِ خداوند به گونهای که بر ما ناشناخته است زنده و باقی مانده باشد؛ همه اینها محتمل است.
و ناممکن نیست که خداوند مسیح را برگیرد و به سوی خویش بالا بَرَد و او را حفظ کند، یا زندگیاش را به شکلی حفظ فرماید که با روال عادی و جاری نزد ما همخوانی نداشته باشد؛ چرا که دیگر معجزاتی که قرآن کریم درباره خودِ عیسی در تولدش و زندگیاش میان قوم خود نقل میکند، و آنچه از معجزات ابراهیم، موسی، صالح و دیگر پیامبران حکایت مینماید، کمتر از این نیست. همه این رخدادها بر یک منوال جاری است و کتاب عزیز قرآن بر وقوع و درستی آنها دلالتی تردیدناپذیر دارد؛ مگر تأویلهای متکلفانهای که برخی کسان از بیمِ خرق عادت (فراتر رفتن از روند معمول طبیعت) و تعطیل شدن قانون فراگیر علیت به زحمت بربافتهاند؛ در حالی که بحثِ جامع و کامل درباره اعجاز و خرق عادت در جلد یکمِ این کتاب گذشت.