وَقِفُوهُمۡۖ إِنَّهُم مَّسۡـُٔولُونَ
و نگهشان دارید که بیتردید باید بازخواست شوند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۴ تا ۲۶ با هم
خدای متعال میفرماید: « وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ مٰا لَكُمْ لاٰ تَنٰاصَرُونَ بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ » (و بازداشتشان کنید که آنان بازخواست میشوند؛ شما را چه شده است که یکدیگر را یاری نمیکنید؟ بلکه آنان امروز سر تسلیم فرود آوردهاند). در مجمعالبیان آمده است: در زبان عربی گفته میشود «وقفتُ أنا» (ایستادم) و «وقفتُ غيري» (دیگری را متوقف کردم و بازداشتم)؛ یعنی این فعل هم لازم (ناگذر) به کار میرود و هم متعدی (گذرا)؛ و برخی از قبیلهٔ بنیتمیم میگویند: «أوقفت الدابه و الدار» (چارپا یا خانه را متوقف کردم). پایان سخن طبرسی.
تفسیر آیهٔ ۲۴ سورهٔ صافات، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۱۳۲ تا ۱۴۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/37/24/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
پس این فرموده که « وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ » (آنان را بازدارید که بازخواست میشوند)، یعنی بازداشتشان کنید؛ زیرا باید بازخواست شوند تا از کارشان پرسش به عمل آید. سیاق آیات نشان میدهد که این فرمان به بازداشت و بازخواست، در همان راهِ دوزخ رخ میدهد.
سخنان مفسران در اینکه آن پرسش و بازخواست دربارهٔ چیست گوناگون است: برخی گفتهاند از گفتن «لا إله إلا الله» بازخواست میشوند؛ برخی گفتهاند به قصد تمسخر، از نوشیدن آب خنک بازخواست خواهند شد؛ و برخی گفتهاند از ولایت علی(ع) پرسیده میشود.
بحث روایی
و در «مجمع البیان» دربارهٔ کلامی که خدای متعال میفرماید: « وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ » (و متوقفشان سازید که بازخواستشدنی هستند) آمده است: از ابوسعید خُدری روایت شده که گفته شد: «عن ولاية علي(ع)» (از ولایت علی(ع) بازخواست میشوند).
میگویم: شیخ نیز در «امالی» با سند خود از انس بن مالک از پیامبر(ص) آن را روایت کرده است، و در «عیون» از علی(ع) و از امام رضا(ع) از پیامبر(ص) نقل شده، و در «تفسیر قمی» از امام(ع) روایت گردیده است.
و در «خصال» از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده است که فرمود: پیامبر خدا(ص) فرمود: «لا تزول قدم عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ: عَنْ عُمْرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ، وَ شَبَابِهِ فِيمَا أَبْلَاهُ، وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ كَسَبَهُ وَ فِيمَا أَنْفَقَهُ، وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ» (گامِ هیچ بندهای در روز قیامت برداشته نمیشود تا آنکه از چهار چیز بازخواست شود: از عمرش که در چه راهی آن را سپری کرد، و از جوانیاش که در چه راهی فرسودهاش ساخت، و از مالش که از کجا به دست آورد و در چه راهی خرج نمود، و از محبت ما اهلبیت).
میگویم: در کتاب «علل الشرائع» نیز مانند همین روایت از پیامبر (ص) نقل شده است.
و در «نهجالبلاغه» آمده است: «اتقوا الله في عباده و بلاده-فإنكم مسئولون حتي عن البقاع و البهائم» (از خدا دربارهٔ بندگان و سرزمینهایش پروا کنید، چرا که شما حتی در برابر زمینها و چارپایان نیز مسئولید.)
و در کتاب «الدر المنثور»، بخاری در تاریخ خود، ترمذی، دارمی، ابنجریر، ابنمنذر، ابنابیحاتم، حاکم و ابنمردویه از انس روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود:
«ما من داع دعا إلي شيء-إلا كان موقوفا يوم القيامه لازما به لا يفارقه-و إن دعا رجل رجلا» (هیچ دعوتکنندهای نیست که به چیزی فراخوانده باشد، جز آنکه در روز قیامت متوقف میشود و با همان چیز همراه خواهد بود و از آن جدا نمیشود، حتی اگر مردی [تنها] مرد دیگری را [به کاری] فراخوانده باشد.) سپس آن حضرت آیهٔ « وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ » (صافات: ۲۴؛ آنان را نگه دارید که حتماً بازخواست خواهند شد) را تلاوت فرمود.