يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ ذِكۡرٗا كَثِيرٗا
ای کسانی که ایمان آوردهاید! خدا را بسیار یاد کنید،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۴۱ و ۴۳ با هم
« يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللّٰهَ ذِكْراً كَثِيراً » (ای کسانی که ایمان آوردهاید، خدا را بسیار یاد کنید) است؛ و این تعلیل میرساند که اگر شما خدا را بسیار یاد کنید، او نیز با رحمت خویش شما را بسیار یاد میکند و در بیرون آوردنتان از تاریکیها به سوی نور، نهایت عنایت را به کار میبندد. از این بیان برمیآید که تاریکیها همان ظلمتهای فراموشی و غفلت، و نور همان نورِ یاد خداست.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۴۱ و ۴۲ با هم
در کتاب «کافی» به سند خود از ابنقداح از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «هیچ چیزی نیست مگر آنکه حد و اندازهای دارد که به آن پایان میپذیرد، جز یاد خدا که هیچ حدی ندارد تا به آن پایان پذیرد. خدای عزوجل واجباتی را مقرر فرمود؛ پس هر کس آنها را به جای آورد، همان حدِ آنهاست. و ماه رمضان، هر کس روزهاش را بگیرد، همان حدِ آن است، و حج نیز هر کس حج بگزارد، همان حدِ آن است؛ مگر ذکر و یاد خدا، که خدای عزوجل از آن به اندک خشنود نشده و برایش حدی که به آن پایان پذیرد قرار نداده است». سپس تلاوت فرمود:
« يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللّٰهَ ذِكْراً كَثِيراً- وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَهً وَ أَصِيلاً » (احزاب: ۴۱-۴۲: ای کسانی که ایمان آوردهاید، خدا را بسیار یاد کنید و او را بامدادان و شامگاهان تسبیح گویید). سپس فرمود: «خداوند برای آن، حدی که بدان پایان پذیرد قرار نداده است».
فرمود: «پدرم بسیار یادِ خدا میکرد؛ من با او راه میرفتم و او خدا را یاد میکرد، با او غذا میخوردم و او خدا را یاد میکرد، و با مردم سخن میگفت و این کار او را از یاد خدا بازنمیداشت. و زبانش را میدیدم که به کامش چسبیده است و میگوید: "لا إله إلا الله"».
«و ما را گرد میآورد و به ذکر و یاد خدا فرمان میداد تا خورشید برآید؛ و هر یک از ما را که قرآن میخواند به تلاوت، و هر کس را که قرآن نمیخواند به ذکر فرمان میداد. و خانهای که در آن قرآن خوانده شود و خدای عزوجل در آن یاد گردد، برکتش بسیار میشود، فرشتگان در آن حضور مییابند، شیاطین از آن دوری میگزینند و برای اهل آسمان میدرخشد چنانکه ستاره برای اهل زمین میدرخشد؛ و خانهای که در آن قرآن خوانده نشود و خدا یاد نگردد، برکتش کم میشود، فرشتگان از آن دور میشوند و شیاطین در آن حاضر میگردند».
و پیامبر خدا (ص) فرمود: «آیا شما را به بهترینِ کارهایتان آگاه نسازم؟ کاری که در درجات شما بلندمرتبهترین، و نزد فرمانروایتان (پروردگارتان) پاکیزهترین است، و برای شما از درهم و دینار بهتر است، و برایتان از اینکه با دشمنتان روبهرو شوید تا شما آنان را بکشید و آنان شما را بکشند بهتر است؟» گفتند: «آری». فرمود: «بسیار یاد کردن خدای عزوجل».
سپس فرمود: «مردی نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: بهترینِ اهل مسجد کیست؟ فرمود:
آن کس که بیشتر از همه به یاد خدا باشد».
و پیامبر خدا (ص) فرمود: «به هر کس زبانی یادکننده داده شود، بیگمان خیر دنیا و آخرت به او داده شده است».
و [امام صادق (ع)] دربارهٔ سخن خدای متعال: « وَ لاٰ تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ » (مدثر: ۶: و منّت مگذار و فزون مخواه) فرمود: «کار نیکی را که برای خدا انجام دادهای، زیاد مشمار».
تفسیر آیهٔ ۴۱ سورهٔ احزاب، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۳۲۸ تا ۳۳۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/33/41/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللّٰهَ ذِكْراً كَثِيراً »؛ (ای کسانی که ایمان آوردهاید، خدا را بسیار یاد کنید). «ذکر» نقطهٔ مقابلِ فراموشی است و آن توجهدادنِ ادراک به سوی یادشده (مذکور) است، اما بر زبان آوردن واژههایی که بر نامها و صفات الهی دلالت دارند، تنها یکی از مصداقهای یاد کردن است.
بحث روایی
و در همان کتاب، به سند خود از ابومعزا به صورت مرفوع (بدون ذکر واسطهها تا امام) روایت کرده است که امیر مؤمنان (ع) فرمود: هر کس خدا را در نهان یاد کند، بیگمان خدا را بسیار یاد کرده است؛ زیرا منافقان خدا را آشکارا یاد میکردند و در پنهان یادش نمیکردند، ازاینرو خدای عزوجل فرمود: « يُرٰاؤُنَ النّٰاسَ وَ لاٰ يَذْكُرُونَ اللّٰهَ إِلاّٰ قَلِيلاً »؛ با مردم ریا میکنند و خدا را جز اندکی یاد نمیکنند (نساء: ۱۴۲).
میگویم: این برداشتی لطیف است.
و در کتاب «خصال»، از زید شحّام روایت شده است که گفت: امام صادق (ع) فرمود: مؤمن آزموده نشد به چیزی که بر او دشوارتر باشد از سه خصلت که از آنها محروم بماند. پرسیده شد: آن سه کداماند؟ فرمود: مواسات (کمک مالی) با دارایی خویش، و رعایت انصاف از جانب خود، و بسیار یاد کردنِ خدا. بدانید که من نمیگویم مقصود تنها گفتنِ «سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله أكبر» است، گرچه این نیز جزئی از آن است؛ بلکه یادِ خدا بودن هنگام روبهرو شدن با حلال او، و یادِ خدا بودن هنگام روبهرو شدن با حرام او است.
در کتاب «الدر المنثور»، احمد، ترمذی و بیهقی از ابوسعید خُدری روایت کردهاند که از پیامبر خدا (ص) پرسیده شد: کدامیک از بندگان در روز قیامت برترین درجه را نزد خدا دارند؟ فرمود: کسانی که خدا را بسیار یاد میکنند. [ابوسعید گوید:] گفتم: ای پیامبر خدا، حتی از رزمندهای که در راه خدا میجنگد؟ فرمود: اگر با شمشیرش آنقدر بر کافران و مشرکان بزند تا شمشیرش بشکند و به خون رنگین شود، باز هم کسانی که خدا را بسیار یاد میکنند، درجهای برتر از او دارند.