إِنَّ ٱلۡمُسۡلِمِينَ وَٱلۡمُسۡلِمَٰتِ وَٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ وَٱلۡقَٰنِتِينَ وَٱلۡقَٰنِتَٰتِ وَٱلصَّٰدِقِينَ وَٱلصَّٰدِقَٰتِ وَٱلصَّٰبِرِينَ وَٱلصَّٰبِرَٰتِ وَٱلۡخَٰشِعِينَ وَٱلۡخَٰشِعَٰتِ وَٱلۡمُتَصَدِّقِينَ وَٱلۡمُتَصَدِّقَٰتِ وَٱلصَّٰٓئِمِينَ وَٱلصَّٰٓئِمَٰتِ وَٱلۡحَٰفِظِينَ فُرُوجَهُمۡ وَٱلۡحَٰفِظَٰتِ وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمٗا
بیتردید، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان باایمان و زنان باایمان، مردان مطیع و زنان مطیع، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان شکیبا و زنان شکیبا، مردان فروتن و زنان فروتن، مردان صدقهدهنده و زنان صدقهدهنده، مردان روزهدار و زنان روزهدار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن، و مردانی که خدا را بسیار یاد میکنند و زنانی که بسیار یاد میکنند، خدا برای همگیشان آمرزش و پاداشی بزرگ آماده ساخته است.
تفسیر آیهٔ ۳۵ سورهٔ احزاب، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۳۱۳ تا ۳۲۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/33/35/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمٰاتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ » (بهراستی مردان مسلمان و زنان مسلمان، و مردان باایمان و زنان باایمان...). اسلام در آراسته شدن به کرامت دین، تفاوتی میان مردان و زنان نمیگذارد؛ و خدای سبحان در آیهای مانند «يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثيٰ وَ جَعَلْنٰاكُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقٰاكُمْ» (حجرات: ۱۳؛ ای مردم، بیگمان ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بازشناسید؛ همانا گرامیترین شما نزد خدا باتقواترین شماست) به این مطلب اجمالاً اشاره نموده، و سپس در آیهای مانند فرمودهٔ بعد به آن تصریح کرده است:
«أَنِّي لاٰ أُضِيعُ عَمَلَ عٰامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثيٰ» (آل عمران: ۱۹۵؛ عملِ هیچ عملکنندهای از شما را، چه مرد باشد یا زن، تباه نمیکنم)، و سپس در همین آیه بهتفصیل به بیان آن پرداخته است.
پس این فرموده که: « إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمٰاتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ »؛ قرار گرفتن «اسلام» و «ایمان» در برابر یکدیگر نشان میدهد که این دو با هم نوعی تمایز و تفاوت دارند، و آنچه چگونگی این تفاوت را روشن میسازد، این است که خدای متعال میفرماید:
«قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ» (بادیهنشینان گفتند: «ایمان آوردیم». بگو: «ایمان نیاوردهاید، بلکه بگویید اسلام آوردیم، و هنوز ایمان به دلهایتان راه نیافته است»). — تا آنجا که میفرماید: — «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» (حجرات: ۱۵؛ مؤمنان تنها کسانی هستند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده و سپس شک نکردهاند و با مالها و جانهای خود در راه خدا جهاد نمودهاند). این بیان اولاً نشان میدهد که اسلام، تسلیم شدن در برابر دین بر حسب عمل و ظاهرِ اندامهاست و ایمان، امری قلبی است؛ و ثانیاً نشان میدهد ایمانی که امری قلبی است، چنان باور و اذعان باطنیای است که عمل با اندامها بر آن مترتب میشود.
بنابراین، اسلام همان تسلیمِ عملی در برابر دین از طریق بهجا آوردن همهٔ تکالیف است، و مردان و زنان مسلمان کسانی هستند که تسلیم این تکالیف شدهاند. و ایمان، بستن پیمان قلبی با دین است، بهگونهای که عمل با جوارح (اندامها) بر آن مترتب شود؛ و مردان و زنان باایمان کسانی هستند که دل به دین بستهاند، بهگونهای که عمل با اندامها بر آن مترتب میگردد؛ از این رو هر مؤمنی مسلمان است، ولی عکس آن برقرار نیست (هر مسلمانی لزوماً مؤمن نیست).
و فرمودهٔ خدا: « وَ الْقٰانِتِينَ وَ الْقٰانِتٰاتِ » (و مردان فرمانبردار و زنان فرمانبردار)؛ قنوت، چنانکه گفته شده، پایبندی بر طاعت همراه با خضوع و فروتنی است. و فرمودهٔ او: « وَ الصّٰادِقِينَ وَ الصّٰادِقٰاتِ » (و مردان راستگو و زنان راستگو)؛ راستی عبارت است از مطابقتِ چیزی که انسان خبر میدهد یا آشکار میسازد با واقعیت؛ از این رو آنان در ادعای خود راستگو، در گفتار خود راستگو و در وعدهٔ خویش راستگویند.
و فرمودهٔ خدا: « وَ الصّٰابِرِينَ وَ الصّٰابِرٰاتِ » (و مردان شکیبا و زنان شکیبا)؛ آنان به صبر در هنگام مصیبت و پیشامد ناگوار، صبر بر طاعت، و صبر در برابر معصیت آراستهاند. و فرمودهٔ او: « وَ الْخٰاشِعِينَ وَ الْخٰاشِعٰاتِ » (و مردان فروتن و زنان فروتن)؛ خشوع، فروتنی و شکستگیِ باطنی در دل است، همانگونه که خضوع، فروتنیِ ظاهری با اندامهاست.
و فرمودهٔ خدا: « وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقٰاتِ » (و مردان صدقهدهنده و زنان صدقهدهنده)؛ صدقه همان انفاقِ مال در راه خداست که زکات واجب را نیز شامل میشود. و فرمودهٔ او: « وَ الصّٰائِمِينَ وَ الصّٰائِمٰاتِ » (و مردان روزهدار و زنان روزهدار)؛ مراد روزهداری با روزهٔ واجب و مستحب است.
و فرمودهٔ خدا: « وَ الْحٰافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحٰافِظٰاتِ » (و مردان پاکدامن و زنان پاکدامن)؛ یعنی زنانی که دامنهایشان را حفظ میکنند، و این پاکدامنی با پرهیز از غیرِ آنچه خدا برایشان حلال کرده است تحقق مییابد. و فرمودهٔ او: « وَ الذّٰاكِرِينَ اللّٰهَ كَثِيراً وَ الذّٰاكِرٰاتِ » (و مردانی که خدا را بسیار یاد میکنند و زنانی که بسیار یاد میکنند)؛ یعنی «خدا را بسیار» در مورد زنان نیز به دلیل آشکار بودنش حذف شده است؛ و آنان کسانی هستند که با زبان و دل، خدا را بسیار یاد میکنند، و این یادکرد، نماز و حج را نیز در بر میگیرد.
و کلام خدای متعال که: « أَعَدَّ اللّٰهُ لَهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظِيماً » (خداوند برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ آماده ساخته است)، نکره آمدنِ [مغفرت و پاداش] برای نشان دادن بزرگی و اهمیتِ بسیارِ آنهاست.
بحث روایی
در «مجمعالبیان» آمده است که مقاتل بن حیان گفت: هنگامی که اسماء بنت عمیس از حبشه بازگشت، همراه با همسرش جعفر بن ابیطالب بر همسران پیامبر خدا (ص) وارد شد و پرسید: «آیا دربارهٔ ما چیزی از قرآن نازل شده است؟» گفتند: «نه».
پس نزد پیامبر خدا (ص) آمد و عرض کرد: «ای پیامبر خدا، بیگمان زنان در ناامیدی و زیانند!» پیامبر (ص) فرمود: «این از چه روست؟» گفت: «چون از آنان به نیکی یاد نمیشود آنگونه که از مردان یاد میشود.» پس خدای متعال این آیه را نازل فرمود: « إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمٰاتِ » (همانا مردان مسلمان و زنان مسلمان...) تا آخر.
میگویم: در روایتهای دیگری آمده است که گویندهٔ این سخن، امسلمه بوده است.