ضَرَبَ لَكُم مَّثَلٗا مِّنۡ أَنفُسِكُمۡۖ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُم مِّن شُرَكَآءَ فِي مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ فَأَنتُمۡ فِيهِ سَوَآءٞ تَخَافُونَهُمۡ كَخِيفَتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡۚ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ
[خداوند] از خودِ شما برایتان مَثَلی زد: آیا از میان بردگانتان، در آنچه روزیتان دادهایم شریکانی برای شما هستند تا شما و آنان در آن برابر باشید و همانگونه که از خودتان (آزادگانی مانند خود) بیم دارید، از آنان نیز بیمناک باشید؟ اینگونه آیات را برای گروهی که خرد میورزند، به روشنی بیان میکنیم.
تفسیر آیهٔ ۲۸ سورهٔ روم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۱۷۶ تا ۱۸۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/30/28/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلاً مِنْ أَنْفُسِكُمْ هَلْ لَكُمْ مِنْ مٰا مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ مِنْ شُرَكٰاءَ فِي مٰا رَزَقْنٰاكُمْ فَأَنْتُمْ فِيهِ سَوٰاءٌ تَخٰافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ » (برای شما از خودتان مَثَلی زده است: آیا در آنچه به شما روزی دادهایم، از میان بردگانتان شریکانی دارید که با هم در آن برابر باشید و همانگونه که از یکدیگر پروا دارید، از آنان نیز پروا کنید؟). کلمهٔ «مِنْ» در « مِنْ أَنْفُسِكُمْ » برای بیان مبدأ و سرآغاز است؛ یعنی برای شما مثلی زده که برگرفته از خود شما و برگرفته از حالات و مناسباتِ میان خودتان است. عبارت « هَلْ لَكُمْ » آغاز مَثَل است و این پرسش جنبهٔ انکاری دارد. واژهٔ «مٰا» در « مِنْ مٰا مَلَكَتْ » برای بیان نوع است؛ یعنی از نوع بردگانی که مالکشان هستید از غلامان و کنیزان. کلمهٔ «مِنْ» در « مِنْ شُرَكٰاءَ » زائد (برای تأکید) و خودِ کلمه مبتدا است. عبارت « فَأَنْتُمْ فِيهِ سَوٰاءٌ » نتیجهگیریِ شراکت است، و ضمیر « فَأَنْتُمْ » (شما) به شیوهٔ تغلیب شامل مالکان و بردگان، هر دو میشود. و عبارت « تَخٰافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ » یعنی از این بردگانِ شریک پروا دارید که مبادا بدون اجازه و رضایتشان در مال مشترک تصرفِ خودسرانه کنید، همانطور که از شریکانِ آزادهٔ همشأن خود پروا میکنید.
این مَثَلی است که خداوند برای روشن ساختن بطلان پندار مشرکان زده است؛ پندار اینکه برخی از آفریدگانِ خدای پاک و منزه، در الوهیت و ربوبیت شریک او هستند. خداوند این مثل را در قالب پرسش انکاری مطرح ساخته است: آیا در میان بردگان و کنیزان شما کسانی یافت میشوند که در اموالی که به شما روزی دادهایم شریکتان باشند ــ در حالی که آنان بردگان شمایند و خود و داراییشان در تملک شما قرار دارند ــ به گونهای که از تصرف در اموالتان بدون اجازه و رضایت آنان پروا داشته باشید، درست همانطور که از شریکانِ آزادِ همنوعِ خود پروا دارید؟!
هرگز چنین چیزی رخ نمیدهد و روا نیست که بنده در مال مولایش شریک او باشد؛ و وقتی چنین چیزی روا نباشد، چگونه جایز خواهد بود برخی از آفریدگان خدا مانند فرشتگان و جن ــ در حالی که همگی بندگانِ در تملک او هستند ــ در میان آفریدگانِ تحت ملکیتش شریک او شوند و معبودان و پروردگارانی در برابر او باشند؟!
سپس سخن را با این جمله کامل کرد: « كَذٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيٰاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ » (اینگونه آیات را برای گروهی که خرد میورزند به روشنی بیان میکنیم)، و در این عبارت زمینهسازی برای سخنِ پس از آن نهفته است.
بحث روایی
در تفسیر قمی دربارهٔ سخن خدای متعال: « ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلاً مِنْ أَنْفُسِكُمْ » الآیة [روم: ۲۸] آمده است که سبب نزول آن این بود که قریش کعبه را به شیوهٔ حج ابراهیم (ع) حج میگزاردند و مانند تلبیهٔ او لبیک میگفتند: «لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك-إن الحمد و النعمة لك و الملك لا شريك لك»؛ (لبیک، بارالها لبیک! لبیک، تو را شریکی نیست، لبیک! همانا ستایش و نعمت و فرمانروایی از آنِ توست، شریکی برای تو نیست).
سپس ابلیس در چهرهٔ پیرمردی نزدشان آمد و تلبیهشان را به این عبارت تغییر داد: «لبيك اللهم لا شريك لك إلا شريكا هو لك تملكه و ما ملك»؛ (لبیک بارالها، شریکی برای تو نیست مگر شریکی که از آنِ توست، مالکِ او و آنچه او مالک است هستی). قریش همواره به همین شیوه تلبیه میگفت تا آنکه پیامبر خدا (ص) مبعوث شد؛ پس آن را بر ایشان ناروا شمرد و فرمود: این شرک است.
پس خداوند عزوجل نازل فرمود: « ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلاً مِنْ أَنْفُسِكُمْ-هَلْ لَكُمْ مِنْ مٰا مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ مِنْ شُرَكٰاءَ فِي مٰا رَزَقْنٰاكُمْ-فَأَنْتُمْ فِيهِ سَوٰاءٌ » [روم: ۲۸]؛ یعنی آیا خودِ شما در آنچه مالکید میپذیرید که برایتان شریکی باشد؟ پس چگونه میپذیرید که در آنچه من مالکم، برایم شریک قرار دهید؟!