سورهٔ ۲۸ · جلد ۱۶ المیزان

تفسیر آیهٔ ۳۴ سورهٔ قصص

وأخي هرون هو أفصح مني لسانا فأرسله معي

سورهٔ ۲۸ · آیهٔ ۳۴

وَأَخِي هَٰرُونُ هُوَ أَفۡصَحُ مِنِّي لِسَانٗا فَأَرۡسِلۡهُ مَعِيَ رِدۡءٗا يُصَدِّقُنِيٓۖ إِنِّيٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ

و برادرم هارون زبانش از من گویاتر است؛ پس او را همراهم به عنوان یار و پشتیبان بفرست تا مرا تصدیق کند، زیرا می‌ترسم مرا تکذیب کنند.

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: « وَ أَخِي هٰارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسٰاناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخٰافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ » (و برادرم هارون، زبانش از من گویاتر است؛ پس او را همراه من به عنوان یاور و پشتیبان بفرست تا مرا تصدیق کند، زیرا می‌ترسم مرا دروغ‌گو شمارند). در مجمع‌البیان آمده است: عرب زمانی می‌گوید «فلان ردء لفلان» که او را یاری رساند و پشت‌گرمی‌اش باشد. (پایان سخن).

و کلام او که فرمود: « إِنِّي أَخٰافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ » (زیرا می‌ترسم مرا دروغ‌گو شمارند)، علت درخواست او برای فرستادن هارون همراه وی است. سیاق کلام نشان می‌دهد موسی بیم داشت تکذیبش کنند و در نتیجه به خشم آید و به سبب گرفتگیِ زبانش نتواند دلیل خود را روشن بیان کند؛ نه آنکه فرستادن هارون را خواسته باشد تا اصلاً تکذیبش نکنند، چرا که کسی که موسی را تکذیب کند، باکی ندارد که هارون را نیز همراه او تکذیب نماید. دلیل بر این مطلب، سخنی است که در سورهٔ شعراء در همین جایگاه از داستان آمده است: «قٰالَ رَبِّ إِنِّي أَخٰافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ وَ يَضِيقُ صَدْرِي وَ لاٰ يَنْطَلِقُ لِسٰانِي فَأَرْسِلْ إِليٰ هٰارُونَ» (گفت: پروردگارا، من می‌ترسم مرا دروغ‌گو شمارند، و سینه‌ام تنگ می‌شود و زبانم باز نمی‌گردد، پس به سوی هارون پیام فرست؛ شعراء: ۱۳).

پس خلاصهٔ معنا این است: برادرم هارون زبانش از من گویاتر است، پس او را یاور من بفرست تا روشنگری نماید؛ و درستیِ ادعای مرا اگر به ستیز برخاستند آشکار سازد؛ چرا که می‌ترسم تکذیبم کنند و نتوانم راستیِ سخنم را روشن گردانم.

بحث روایی

و در تفسیر قمی، ذیل این سخن که خدای متعال می‌فرماید: « وَ أَخِي هٰارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسٰاناً-فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي » (و برادرم هارون زبانش از من گویاتر است؛ پس او را همراهم به عنوان دستیار بفرست تا مرا تصدیق کند؛ قصص: ۳۴)، راوی می‌گوید: به امام باقر (ع) عرض کردم: موسی (ع) چه مدت از مادرش دور ماند تا اینکه خدای عزّوجلّ او را به وی بازگرداند؟ فرمود: سه روز.

[راوی] می‌گوید: عرض کردم: آیا هارون برادر پدری و مادریِ موسی (ع) بود؟ فرمود: آری؛ مگر نمی‌شنوی که خدای عزّوجلّ می‌فرماید: « يَا بْنَ أُمَّ لاٰ تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لاٰ بِرَأْسِي » (ای پسر مادرم! ریش و سرم را مگیر؛ طه: ۹۴)؟ پس عرض کردم: کدام‌یک از آن دو بزرگ‌تر بود؟ فرمود: هارون. عرض کردم: آیا وحی بر هر دوی آنان نازل می‌شد؟ فرمود:

وحی بر موسی نازل می‌شد و موسی آن را به هارون بازگو می‌کرد (وحی می‌نمود).

به ایشان عرض کردم: مرا از احکام، داوری، و امر و نهی آگاه سازید؛ آیا این مسئولیت بر عهدهٔ هر دو بود؟ فرمود:

موسی کسی بود که با پروردگارش مناجات می‌کرد، دانش را می‌نوشت، و میان بنی‌اسرائیل داوری می‌نمود؛ و هارون هرگاه موسی برای مناجات از میان قومش غایب می‌شد، جانشین او بود. عرض کردم: کدام‌یک زودتر از دیگری از دنیا رفت؟ فرمود: هارون پیش از موسی درگذشت، و هر دو در بیابانِ تیه (سرگردانی) از دنیا رفتند. عرض کردم: آیا موسی فرزندی داشت؟ فرمود: نه، فرزند و نسل از آنِ هارون بود.

می‌گویم: پایان این روایت با روایات دیگری که دلالت می‌کنند موسی فرزندی داشته سازگار نیست، و در تورات کنونی نیز شواهدی بر این مطلب وجود دارد.

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

۴. داستان موسی (ع

تفسیر آیه‌های ۲۹ تا ۴۲ با هم

و دیگر آنکه تورات یاد می‌کند کسی که گوساله را برای آنان ساخت و آن را پرستیدند، هارون پیامبر، برادر موسی (ع) بود؛ و ماجرا چنین بود که چون قوم دیدند موسی در فرود آمدن از کوه درنگ کرد، گرد هارون گرد آمدند و به او گفتند: «برخیز و برای ما خدایانی بساز که پیشاپیشِ ما حرکت کنند؛ زیرا این مرد (موسی) که ما را از سرزمین مصر… ادامه در متن کامل

پس همهٔ قوم، گوشواره‌های زرینی را که در گوش‌هایشان بود باز کردند و نزد هارون آوردند؛ او آن‌ها را از دستشان گرفت و با قلمِ تراش شکل داد و آن را گوساله‌ای ریخته‌گری‌شده ساخت؛ پس گفتند: «ای اسرائیل، این‌ها خدایانِ تو هستند که تو را از سرزمین مصر بیرون آوردند.» [پاورقی ۵: باب سی و دوم از سفر خروج.] ادامه در متن کامل

و در آیات قرآن، در این بخش‌ها از داستان‌های موسی (ع)، تعریض‌ها و گوشه‌کنایه‌هایی به تورات وجود دارد که بر اهل تدبّر پوشیده نیست. ادامه در متن کامل

و در آنجا اختلافات جزئیِ فراوانی نیز هست؛ چنان‌که در تورات در داستان کشتن مرد قبطی آمده است که: آن دو نفری که برای بار دوم با هم نزاع می‌کردند، هر دو بنی‌اسرائیلی بودند. ادامه در متن کامل

و نیز در آن، داستان برگزیدن هفتاد مرد برای میقات، فرود آمدن صاعقه بر آنان و زنده شدنشان پس از آن، ذکر نشده است. ادامه در متن کامل

و همچنین در تورات آمده است الواحی که همراه موسی بود، هنگامی که از کوه فرود آمد و آن‌ها را افکند، دو لوح سنگی بودند و همان دو لوح شهادت بودند [پاورقی ۳: باب دوم از سفر خروج.]؛ و اختلافاتی دیگر از این دست. ادامه در متن کامل

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۳۴ سورهٔ قصص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۳۴ تا ۴۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/28/34/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی