وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا دَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰنَ عِلۡمٗاۖ وَقَالَا ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي فَضَّلَنَا عَلَىٰ كَثِيرٖ مِّنۡ عِبَادِهِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ
و بیگمان به داوود و سلیمان دانشی بخشیدیم؛ و آن دو گفتند: ستایش خدایی را که ما را بر بسیاری از بندگانِ باایمانش برتری داد.
تفسیر آیهٔ ۱۵ سورهٔ نمل، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۳۴۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/27/15/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ لَقَدْ آتَيْنٰا دٰاوُدَ وَ سُلَيْمٰانَ عِلْماً » (و قطعاً به داود و سلیمان دانشی بخشیدیم) تا پایان آیه. نکره آمدن واژهٔ «دانش» اشاره به بزرگداشت و اهمیت فراوان آن دارد. از جمله آیاتی از سخن خدای متعال که در آن به دانش داود اشاره شده، این فرمودهٔ اوست: «وَ آتَيْنٰاهُ الْحِكْمَهَ وَ فَصْلَ الْخِطٰابِ» (ص: ۲۰؛ و به او حکمت و داوریِ گرهگشا بخشیدیم)؛ و از مواردی که در آن به دانش سلیمان اشاره شده، این سخن اوست: «فَفَهَّمْنٰاهٰا سُلَيْمٰانَ وَ كُلاًّ آتَيْنٰا حُكْماً وَ عِلْماً» (انبیاء: ۷۹؛ و آن [داوری] را به سلیمان فهماندیم و به هر دو داوری شایسته و دانشی عطا کردیم)، و پایان آیه هر دو را با هم در بر میگیرد.
و فرمودهٔ خدای متعال: « وَ قٰالاَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي فَضَّلَنٰا عَليٰ كَثِيرٍ مِنْ عِبٰادِهِ الْمُؤْمِنِينَ » (و گفتند: ستایش خدایی را که ما را بر بسیاری از بندگان باایمانش برتری بخشید)؛ مراد از این برتری دادن، یا برتری با دانش است چنانکه شاید سیاق آیه نیز آن را تأیید کند، و یا برتری با تمام موهبتهایی است که خداوند به آن دو اختصاص داده بود؛ مانند رام ساختن کوهها و پرندگان برای داود، نرم کردن آهن برای او و اعطای پادشاهی به وی، و رام کردن جن، حیوانات وحشی، پرندگان و نیز باد برای سلیمان، و آموختن زبان پرندگان به او و بخشیدن فرمانروایی به وی، چنانکه مطلق بودنِ تعبیر برتری دادن اقتضا میکند.
این آیه، یعنی سخن خدای متعال: « وَ قٰالاَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ » (و گفتند: ستایش خدایی را) تا پایان آیه، در هر حال به منزلهٔ بازگویی اعتراف آن دو به برتریبخشی الهی است؛ ازاینرو، مانند گواهی بر همان ادعایی است که مژدهٔ آغاز سوره بدان اشاره دارد، مبنی بر اینکه خدای پاک و منزه به زودی مؤمنان را به موهبتهایی اختصاص میدهد که مایهٔ روشنی چشم آنان باشد. و مانند آن، اعترافهای دیگری از سلیمان است که در بخشهای بعدیِ سخنانش خواهد آمد.