قَالَ فِرۡعَوۡنُ وَمَا رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ
فرعون گفت: و پروردگار جهانیان چیست؟
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۳ تا ۲۹ با هم
خدای متعال میفرماید: « قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِينَ » تا «مِنَ الْمَسْجُونِينَ» (شعراء: ۲۳-۲۹). ادامه در متن کامل
و روشن شدنِ مقصود از این آیات، متوقف بر یادآوریِ اصول عقاید بتپرستی در مسئلهٔ پروردگاری (ربوبیت) است، که در خلال مباحث گذشتهٔ این کتاب، بارها به آن اشاره شد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۲۳ سورهٔ شعراء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۲۶۶ تا ۲۶۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/26/23/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
بتپرستان بر این باورند که هستیِ موجودات به آفریدگاری واجبالوجود (خدایی که هستیاش از خود اوست و نیستی برایش ناممکن است) ختم میشود؛ خدایی یگانه که در واجببودنِ وجودش هیچ شریکی ندارد، و والاتر از آن است که وجودش در مرزی بگنجد یا در احاطهٔ کسی درآید. نه فهمی میتواند او را در بر گیرد و نه ادراکی به او میرسد. از همین رو پرستشِ او را روا نمیدانند؛ چرا که عبادت، نوعی روآوردن به معبود است و روآوردن، خود گونهای ادراک به شمار میرود.
دقیقاً به همین دلیل، از پرستشِ او و تقرب به درگاهش روی گرداندند و به تقرب جُستن به آفریدگانی روی آوردند که وجودهایی شریف، نوری یا آتشی دارند؛ موجوداتی که نزد او مقرّب و در او فانی گشتهاند، مانند فرشتگان، جنّیان و انسانهای مقدسی که از آلودگیهای ماده رها شده، در لاهوت (عالم ربوبی) فانی گشته و به بقای آن باقی ماندهاند. در باور بتپرستانِ کهن، پادشاهان بزرگ یا دستکم برخی از آنان نیز از همین شمار بودند که فرعونِ موسی هم در زمرهٔ آنان به شمار میآمد. خلاصه آنکه، آنان این موجودات را از طریقِ پرستشِ تندیسهایشان عبادت میکردند تا ایشان را به خدا نزدیک سازند و شفاعتشان کنند؛ به این معنا که از خیری که از آنان تراوش میکند بهرهمندشان سازند (مانند فرشتگان)، یا آنان را از شرّی که از سویشان برمیخیزد مصون بدارند (مانند جنّیان)؛ زیرا تدبیرِ یکی از امورِ کلی جهان، مانند مهر و کین، صلح و جنگ، رفاه و جز آن، یا ادارهٔ بخشی از بخشهای عالم چون آسمان، زمین، انسان و مانند اینها، به هر یک از این معبودان واگذار شده است.
از این رو، پروردگاران و خدایانی وجود دارند که هر کدام در قلمرویی که تدبیرش به او واگذار شده تصرّف میکند؛ مانند خدای جهانِ زمین و خدای جهانِ آسمان، و اینان همان فرشتگان، جنّیان و انسانهای مقدّسند؛ و خدایی برای جهانِ خدایان هست که همان خدای پاک و منزه است، پس او «خدای خدایان» و «پروردگارِ پروردگاران» است.
با توجه به آنچه گفتیم، روشن میشود که بر پایهٔ باورهای بتپرستان، عبارتِ «ربّ العالمین» (پروردگار جهانیان) هیچ معنای درستی ندارد؛ زیرا اگر مقصود از آن، یکی از همین موجوداتِ شریف و ممکنالوجود باشد، او تنها پروردگارِ جهانی از جهانهای آفرینش است، یعنی همان جهانی که مستقیماً در آن دستاندرکارِ تدبیر است، مانند جهانِ آسمان یا جهانِ زمین؛ و اگر مقصود از آن، خدای پاک و منزه باشد، او از نظر آنان تنها پروردگارِ جهانِ ارباب و خدای جهانِ خدایان است نه پروردگارِ همهٔ جهانیان؛ و اگر چیزی غیر از این دو دسته، یعنی غیر از پروردگارِ واجبالوجود و پروردگارانِ ممکنالوجود، مراد باشد، چنین چیزی مصداقِ معقولی ندارد.
بنابراین سخن فرعون که گفت: « قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِينَ » (فرعون گفت: و پروردگار جهانیان چیست؟)، پرسش از حقیقتِ «پروردگار جهانیان» است. بیان مطلب آنکه فرعون، بتپرستی بود که بتها را میپرستید و در عین حال، ادعای خدایی نیز داشت؛ اما بتپرستیاش به گواه این سخن است که خدای متعال میفرماید: «وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ» (و تو و خدایانت را واگذارد؛ اعراف: ۱۲۷)، و اما ادعای خداییاش نیز به دلیل همان آیهٔ یادشده و این سخن است که خدای متعال میفرماید: «فَقٰالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْليٰ» (پس گفت: من پروردگار برتر شما هستم؛ نازعات: ۲۴).
در باور بتپرستان، هیچ ناسازگاریای وجود ندارد میان اینکه موجودی، خود معبود و پروردگار باشد و در همان حال پرورده و زیردستِ پروردگاری دیگر قرار گیرد؛ چرا که ربوبیت، همان استقلال در تدبیرِ بخشی از جهان است و این استقلال با ممکنالوجود بودن و پروردهٔ دیگری بودن منافاتی ندارد. نزد آنان هر پروردگاری پروردهٔ پروردگاری دیگر است، جز خدای پاک و منزه که او پروردگارِ پروردگاران است و هیچ پروردگاری فراتر از او نیست، و خدای خدایان است و هیچ خدایی برتر از او وجود ندارد.
پادشاهی در نزد بتپرستان، نوعی تجلیِ لاهوت در برخی از جانهای انسانی در قالب قدرت و نفوذِ فرمانروایی به شمار میرفت؛ از همین رو، پادشاهان نیز همانند صاحبانِ بتها پرستش میشدند، و همچنین سرپرستانِ خاندانها در میان خانوادههایشان عبادت میشدند. فرعون نیز بتپرستی بود که خدایان را میپرستید و در عین حال پادشاه قبطیان بود و قومش او را همچون دیگر خدایان پرستش میکردند.
پس هنگامی که از موسی و هارون این سخن را شنید که گفتند: « إِنّٰا رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِينَ » (ما فرستادهٔ پروردگار جهانیانیم)، شگفتزده شد؛ زیرا معنای روشنی برای آن درنمییافت. چرا که اگر مقصود از آن، واجبالوجود یعنی خدای پاک و منزه باشد، او در باور فرعون تنها پروردگارِ جهانِ ارباب است نه پروردگارِ همهٔ جهانیان؛ و اگر مقصود، برخی از موجوداتِ شریف و ممکن از میان خدایان همچون برخی از فرشتگان و دیگران باشد، او نیز نزد فرعون تنها پروردگارِ جهانی از جهانهای آفرینش است نه پروردگارِ همهٔ جهانیان؛ پس پروردگارِ جهانیان دیگر چه معنایی میتواند داشته باشد؟!
از همین رو گفت: « وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِينَ » (و پروردگار جهانیان چیست؟)؛ پس او از حقیقتِ کسی پرسید که به این صفت توصیف شده، از آن جهت که به این صفت موصوف است، و هرگز از حقیقتِ خدای پاک و منزه نپرسید؛ زیرا او به مقتضای بتپرستیاش به وجودِ خدا باور داشت و به آن معترف بود، و مانند دیگر بتپرستان عقیده داشت که هیچ راهی برای پی بردن به حقیقت او وجود ندارد. چگونه چنین نباشد، در حالی که این نکته پایه و اساس مذهبِ آنان است که پرستشِ دیگر خدایان و پروردگاران را بر آن بنا نهادهاند، چنانکه پیشتر شنیدی.