وَقَالَ ٱلرَّسُولُ يَٰرَبِّ إِنَّ قَوۡمِي ٱتَّخَذُواْ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ مَهۡجُورٗا
و پیامبر میگوید: «پروردگارا! همانا قوم من این قرآن را رهاشده و مهجور گرفتند.»
تفسیر آیهٔ ۳۰ سورهٔ فرقان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۲۰۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/25/30/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ قٰالَ الرَّسُولُ يٰا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » (و پیامبر گفت: پروردگارا! همانا قوم من این قرآن را رها کردند و واگذاشتند). مراد از «رسول»، به قرینهٔ ذکر قرآن، حضرت محمد (ص) است. و اگر با عنوان «الرسول» از ایشان یاد شده، برای تثبیت پیامبری ایشان و به خاک مالیدن بینیِ کسانی است که رسالت و کتاب او را مورد طعن قرار میدادند. «هَجْر» (به فتح اول و سکون دوم) به معنای ترک کردن و واگذاشتن است.
ظاهر سیاق این است که سخن خدای متعال: « وَ قٰالَ الرَّسُولُ » (و پیامبر گفت...)، عطف بر « يَعَضُّ الظّٰالِمُ » (ستمکار [دو دستش را] میگزد) است، و این سخن از سخنانی است که پیامبر در روز قیامت، از سرِ درد دل و شکایت، به پروردگارش میگوید. بنا بر این، به کار رفتن فعل ماضی («قَالَ») به جهت قطعی بودن وقوع آن است (چرا که رخدادهای قطعی قیامت مانند گذشته به شمار آمدهاند)؛ و مراد از «قوم»، عموم عرب، بلکه عموم امت است؛ به اعتبار کافران و نافرمانانِ آن امت.
اما اینکه این سخنْ استئناف (آغاز سخنی نو و مستقل) باشد، یا عطف بر سخنِ « وَ قٰالَ الَّذِينَ لاٰ يَرْجُونَ لِقٰاءَنٰا » (و کسانی که به دیدار ما امید ندارند گفتند؛ فرقان: ۲۱) و آنچه در این میان آمده جملهٔ معترضه (میانجمله) باشد، از سیاق دور است. بر پایهٔ این احتمالِ دور، واژهٔ «قالَ» بر همان ظاهرِ معنای خود (زمان گذشته در دنیا) باقی میماند و مراد از «قوم» نیز همان خردهگیران بر رسالت پیامبر و طعنهزنندگان به کتاب او خواهند بود.
و نظیر آن در سستی و ضعف، سخن برخی است که پنداشتهاند: «المهجور» از مادهٔ «هَجْر» به معنای هذیانگویی است.
و نادرستی این سخن آشکار است.