قُلۡ مَنۢ بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيۡهِ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ
بگو: «فرمانرواییِ مطلقِ همهچیز در دست کیست؟ و کیست آنکه پناه میدهد و در برابرِ او به کسی پناه داده نمیشود، اگر میدانید؟»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۸۴ تا ۸۹ با هم
بدان که این استدلالهای سهگانه، همانگونه که امکانِ رستاخیز را اثبات میکنند، یگانگیِ خدای متعال در ربوبیّت (پروردگاری) را نیز به اثبات میرسانند؛ زیرا مالکیّتِ حقیقی هرگز از جواز تصرّف جدا نیست، و مالکِ بااختیاری که در همه چیز تصرّف میکند، همان پروردگار است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۸۸ سورهٔ مؤمنون، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۵۹ تا ۶۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/23/88/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لٰا يُجٰارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (بگو: اگر میدانید، کیست که ملکوت و حاکمیتِ همهچیز در دست اوست، و او پناه میدهد و در برابرِ او به کسی پناه داده نمیشود؟). «مَلَکوت» همان «مُلک» به معنای فرمانروایی و حکومت است و بر مبالغه در این معنا دلالت دارد. تفاوت میان «مَلِک» (فرمانروا)، «مِلک» (دارایی) و «مالک» در این است که مالک، دارندهٔ مال است؛ اما مَلِک هم بر خودِ مالک حاکمیت دارد و هم بر مال او؛ ازاینرو او مالکیتی برتر در امتداد مالکیتِ دیگر دارد و حق دارد با فرمانِ خود، هم در مال و هم در صاحب مال تصرف کند.
خدای متعال ملکوت خویش را با این سخن تفسیر کرده است: «إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ» (فرمان او هنگامی که چیزی را اراده کند، تنها این است که بدان بگوید: باش). «فَيَكُونُ فَسُبْحٰانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ» (یس: ۸۳؛ و بیدرنگ موجود میشود؛ پس منزه است آنکه ملکوتِ همهچیز در دست اوست). بنابراین ملکوتِ هر چیز، همان پدید آمدنِ آن با فرمانِ خدای متعال و کلمهٔ «باش» (فرمانِ تکوینیِ کُن) است؛ و به بیانی دیگر، هستیِ آن است که از آفرینشِ پروردگار سرچشمه میگیرد.
بنابراین بودنِ ملکوتِ همهچیز در دست خدا، کنایهای استعاری از اختصاصِ ایجاد و آفرینشِ هر موجود به خدای متعال است؛ چنانکه فرمود: «اللّٰهُ خٰالِقُ كُلِّ شَيْءٍ» (زمر: ۶۲؛ خدا آفرینندهٔ همهچیز است). پس حاکمیت و سلطنتِ خدای متعال بر همهچیز احاطه دارد و نفوذِ فرمان و روانیِ حکمش بر هر پدیدهای استوار و جاری است.
و از آنجا که ممکن بود گمان برود فراگیریِ مالکیّت و نفوذِ فرمانِ او مانع از آن نیست که برخی از اسباب و علّتهایی که خود آفریده است در کارش اخلال کنند، به گونهای که در حقّ پارهای از آفریدگانش کاری بر خلاف ارادهاش انجام دهند یا او را از آنچه میخواهد بازدارند، سخنِ خود در « بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ » (فرمانرواییِ باطنیِ هر چیزی به دست اوست) را با این جمله کامل کرد: « وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لاٰ يُجٰارُ عَلَيْهِ » (و اوست که پناه میدهد و در برابرش به کسی پناه داده نمیشود). این عبارت در حقیقت توضیح میدهد که مالکیّتِ او به تمام معنای کلمه منحصر در اوست؛ پس هیچ موجودی در عرضِ مالکیّتِ او کمترین مالکیّتی ندارد، حتّی به اندازهٔ مانعتراشی، اخلال و اعتراض. بنابراین، فرمانروایی و داوری تنها از آنِ اوست.
عبارت « وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لاٰ يُجٰارُ عَلَيْهِ » از ریشهٔ «جوار» (همسایگی) گرفته شده است که در اصل به معنای نزدیکیِ مسکن است؛ سپس برای همسایگی حقّی قائل شدند، و آن حق این بود که همسایه به سبب ارزش و حرمتِ همجواری، از همسایهٔ خود در برابر کسی که قصد سوئی نسبت به او دارد حمایت کند. از همین ریشه فعلهایی ساخته شد؛ مثلاً گفته میشود: «استجاره فأجاره» یعنی از او پناه خواست و او نیز پناهش داد، به این معنا که مانعِ گزندِ بدخواه به او شد.
این قاعده در تمام افعالِ خدای متعال جاری است؛ از این رو هیچ چیزی نیست که خداوند در پیدایش یا پایداریاش بخششی به آن اختصاص دهد، مگر اینکه او آن را همانگونه که میخواهد و به همان اندازهای که اراده میکند حفظ مینماید، بی آنکه مانعی جلوگیرش شود؛ چرا که مانعتراشیِ مانع ــ اگر هم فرض شود ــ تنها با اذن و مشیّت خودِ اوست، پس در واقع مانعی در برابر خدای متعال نیست، بلکه منعی از جانب خودِ او و محدود ساختن کاری از کارهایش به وسیلهٔ کاری دیگر است. همچنین هیچ سببی از اسباب دست به کاری نمیزند مگر اینکه خدای متعال میتواند بر خلاف خواستِ آن سبب در کارش تصرّف کند، زیرا خودِ او با مشیّت خویش تواناییِ آن کار را به او بخشیده است؛ بنابراین میتواند او را از تمام آن کار یا بخشی از آن بازدارد.
از این رو مقصود از « وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لاٰ يُجٰارُ عَلَيْهِ » این است که او گزند و آسیب را از هر کس که مورد بدخواهی قرار گیرد بازمیدارد، ولی هرگاه خودش دربارهٔ چیزی بدی و کیفری را اراده کند، هیچ چیز نمیتواند مانعِ ارادهاش شود.
معنای آیه این است: به این منکرانِ رستاخیز بگو: پدیدآوردنِ هر چیز با همهٔ ویژگیها و آثارش ویژهٔ کیست؟ و چه کسی به هر پناهجویی پناه میدهد ولی هرگاه خودش گزندی برای چیزی اراده کند، هیچ چیز نمیتواند در برابرش از آن حمایت نماید؟ اگر میدانید [پاسخ دهید]!