يُؤۡتِي ٱلۡحِكۡمَةَ مَن يَشَآءُۚ وَمَن يُؤۡتَ ٱلۡحِكۡمَةَ فَقَدۡ أُوتِيَ خَيۡرٗا كَثِيرٗاۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ
[خدا] حکمت را به هر کس که بخواهد میبخشد، و به هر کس که حکمت داده شود، بیگمان خیری فراوان به او داده شده است؛ و جز خردمندان کسی پند نمیگیرد.
تفسیر آیهٔ ۲۶۹ سورهٔ بقره، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲، صفحهٔ ۳۹۵ تا ۴۰۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/2/269/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ» (به هر کس بخواهد حکمت میبخشد). «ایتاء» به معنای عطا کردن است و «حکمت» با کسرِ «ح» بر وزن «فِعْلَة» آمده که ساختاری برای بیان نوع و چگونگی است؛ پس معنای آن، گونهای از استحکام و استواری یا نوعی از امر محکم و استوار است که هیچ رخنه و سستیای در آن راه ندارد، و کاربرد آن بیشتر در دانستهها و معارف عقلانیِ برحق و درستی غلبه یافته است که بههیچروی باطلشدن و دروغ را نمیپذیرند.
این جمله نشان میدهد بیانی که خداوند در آن، وضعیت انفاق را با گردآوری علتها و اسبابش و پیآمدهای شایستهای که در حقیقتِ زندگی انسان دارد تبیین فرموده، خود بخشی از «حکمت» است؛ چراکه حکمت همان گزارههای حق و مطابق با واقعیتی است که بهگونهای سعادت انسان را در بر میگیرد؛ مانند معارف حقیقیِ الهی دربارهٔ مبدأ و معاد، و معارفی که حقایق جهان طبیعت را از جهت پیوندشان با سعادت انسان توضیح میدهند؛ نظیر حقایق فطری که پایه و اساس قانونگذاریهای دینی به شمار میروند.
خدای متعال میفرماید: «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً» (و به هر کس حکمت داده شود، بهراستی خیری بسیار داده شده است). معنای آیه روشن است؛ فاعلِ بخشیدن (إیتاء) نامشخص آورده شده، با اینکه جملهٔ پیش از آن نشان میدهد فاعلْ همان خدای تبارک و تعالی است. این ابهام برای آن است که کلام بفهماند حکمت خودبهخود سرچشمهٔ خیر فراوان است و آراسته شدن به آن، دربردارندهٔ خیر کثیر است، نه صرفاً از جهت انتسابِ دادنش به خدای متعال؛ زیرا صرفِ انتسابِ بخشش به خداوند بهتنهایی چنان اثری پدید نمیآورد، مانند بخشیدن مال، چنانکه خدای متعال دربارهٔ قارون میفرماید: «وَ آتَيْنٰاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَهِ أُولِي الْقُوَّهِ -إلي آخر الآيات-:» (قصص: ۷۶؛ «و از گنجینهها چندان به او دادیم که کلیدهای آن بر گروهی از مردان نیرومند نیز سنگینی میکرد...»). و اینکه با وجودِ شأن والا و ارزشمندیِ حکمت، تنها «خیر فراوان» به آن نسبت داده شده و نه خیرِ مطلق (بیقیدوشرط)، از آن روست که سرانجامِ کار به عنایت و توفیق خدا گره خورده و سعادت هر کس بر پایهٔ پایان کار و فرجامش سنجیده میشود.
خدای متعال میفرماید: «وَ مٰا يَذَّكَّرُ إِلّٰا أُولُوا الْأَلْبٰابِ» (و جز خردمندان کسی پند نمیگیرد). «لُبّ» همان عقل است؛ چراکه عقل در انسان بهمنزلهٔ مغز در برابر پوست است، و این واژه در قرآن به همین معنا به کار رفته است. واژهٔ «عقل» به معنای شناختهشدهٔ امروزی، از نامهایی است که بعدها بر اثر کثرتِ کاربرد پدید آمد؛ به همین سبب [به صورت اسم] در قرآن به کار نرفته، بلکه تنها فعلهای برگرفته از آن مانند «يعقلون» (میاندیشند) آمده است.
و «تذکّر» عبارت است از انتقال ذهن از نتیجه به مقدمات آن، یا از چیزی به پیامدهایش. این آیه نشان میدهد که دستیابی به حکمت بر تذکر توقف دارد و تذکر نیز بر عقل متوقف است؛ پس کسی که عقل ندارد، از حکمت بیبهره است. پارهای از سخنان دربارهٔ عقل، پیشتر هنگام بررسی واژههای ادراک در قرآن کریم بیان شد.
بحث روایی
و در تفسیر عیاشی از امام باقر (ع) درباره سخن خدای متعال: «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً» روایت شده که فرمود: «[منظور از حکمت،] شناخت و معرفت است.»
و در همان کتاب از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «حکمت، شناخت و فهم عمیق در دین (تفقّه فی الدین) است.»
و در کتاب «کافی» از امام صادق (ع) درباره همین آیه روایت شده است که فرمود: «[حکمت،] اطاعت از خدا و شناختِ امام است.»
میگویم: در همین معنا روایتهای دیگری نیز وارد شده است و آنها از قبیل بیان مصداقاند (نه منحصر ساختن معنای آیه در این موارد).
و در «کافی»، از چند تن از اصحاب ما، از احمد بن محمد بن خالد، از یکی از اصحاب ما بهطور مرفوع (با سندی پیوسته تا معصوم) روایت شده است که پیامبر خدا (ص) فرمود: «ما قسم الله للعباد شيئا أفضل من العقل، فنوم العاقل أفضل من سهر الجاهل، وإقامة العاقل أفضل من شخوص الجاهل، ولا بعث الله نبيا ولا رسولا حتى يستكمل العقل- ويكون عقله أفضل من جميع عقول أمته، وما يضمر النبي في نفسه أفضل من اجتهاد المجتهدين، وما أدى العبد فرائض الله حتى عقل عنه، ولا بلغ جميع العابدين في فضل عبادتهم ما بلغ العاقل، والعقلاء هم أولوا الألباب، قال الله تبارك وتعالى: وَ مٰا يَذَّكَّرُ إِلّٰا أُولُوا الْأَلْبٰابِ»؛ «خداوند میان بندگان چیزی برتر از عقل تقسیم نکرده است؛ پس خواب خردمند برتر از شبزندهداریِ نادان است، و ماندنِ خردمند [در خانه و وطن] برتر از حرکت و سفرِ [عبادیِ] نادان است. و خداوند هیچ پیامبر و رسولی را برنینگیخت مگر آنکه عقل او را به کمال رساند و عقلش برتر از خرد همهٔ امتش بود. و آنچه پیامبر در درون خود پنهان میدارد، از کوشش و تلاشِ عبادتکنندگان برتر است. و بنده واجبات خدا را بهدرستی به جای نیاورد مگر آنگاه که از جانب پروردگار به درک و خرد دست یافت؛ و همهٔ عبادتکنندگان در برتریِ عبادت خویش به جایگاهی که خردمند رسیده است نرسیدهاند؛ و خردمندان همان صاحبان خردِ ناباند؛ خداوند تبارک و تعالی میفرماید: ﴿وَ مٰا يَذَّكَّرُ إِلّٰا أُولُوا الْأَلْبٰابِ﴾ (بقره: ۲۶۹: و جز صاحبان خرد ناب پند نمیپذیرند)».
و از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «الحكمة ضياء المعرفة وميزان التقوى وثمرة الصدق- ولو قلت: ما أنعم الله على عبده بنعمة- أعظم وأرفع وأجزل وأبهى من الحكمة لقلت»؛ «حکمت، روشناییِ شناخت، ترازوی پرهیزگاری و میوهٔ راستی است؛ و اگر بگویم خداوند به بندهاش نعمتی بزرگتر، والاتر، فراوانتر و باشکوهتر از حکمت نبخشیده است، کاملاً بهجا و درست گفتهام؛» [چراکه] خدای عزوجل میفرماید: «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشٰاءُ- وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً- وَ مٰا يَذَّكَّرُ إِلّٰا أُولُوا الْأَلْبٰابِ»؛ «[خداوند] به هر کس بخواهد حکمت میبخشد، و به هر کس حکمت داده شود، بیگمان خیری فراوان به او داده شده است؛ و جز صاحبان خرد ناب پند نمیپذیرند» (بقره: ۲۶۹).