وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ ٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ يَنزَغُ بَيۡنَهُمۡۚ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ كَانَ لِلۡإِنسَٰنِ عَدُوّٗا مُّبِينٗا
و به بندگانم بگو سخنی را بگویند که بهترین است؛ چرا که شیطان میانشان فتنه و تباهی میافکند، همانا شیطان همواره برای انسان دشمنی آشکار بوده است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۵۳ تا ۵۵ با هم
این آیه و دو آیهٔ پس از آن سیاقی یگانه دارند. چکیدهٔ مضمون آنها، فرمان به نیکو سخن گفتن و پایبندی به ادبِ زیبا در کلام است تا از فتنهانگیزیِ شیطان در امان بمانند؛ و نیز برای آنکه بدانند کار به مشیت خدا وابسته است نه به پیامبر (ص)؛ چنان نیست که قلم تکلیف از هر کس که به او ایمان آورد و به وی منتسب شد برداشته شود و خودبهخود شایستهٔ سعادت گردد، چندان که هرچه خواست بگوید و حق داشته باشد دیگران را از هر خیری محروم بشمارد و دربارهشان بدگویی کند. پس برای انسان چیزی جز پاکیِ باطن و کمالِ ادبش نخواهد بود. و خداوند بر همین پایه برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری بخشید و داوود را با بخشیدن زبور ویژه ساخت، کتابی که دربردارندهٔ نیکوترین سخنان و ستایشِ زیبای خدای پاک و منزه است.
از این رو، خدای پاک و منزه به پیامبرش (ص) فرمان داد که به آنان دستور دهد سخنی را بگویند که بهترین است؛ و سیاقِ کلام نیز با این معنا کاملاً تناسب دارد، چرا که اندکی پیش از این، حکایت بیادبیِ مشرکان نسبت به پیامبر، سحرشده خواندنِ ایشان، و مسخره کردن قرآن و معارف مبدأ و معاد (آغاز هستی و جهان آخرت) بازگو شد. این نکته همان وجه پیوند این سه آیه با آیات پیشین، و نیز پیوندِ این سه آیه با یکدیگر است؛ پس این را دریاب.
تفسیر آیهٔ ۵۳ سورهٔ اسراء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۳، صفحهٔ ۱۱۷ تا ۱۲۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/17/53/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قُلْ لِعِبٰادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطٰانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ » (به بندگانم بگو سخنی را بگویند که بهترین است، چرا که شیطان میان آنان فتنه و دشمنی میافکند...). از سیاق برمیآید که مراد از «عبادی» (بندگانم) همان مؤمنان هستند؛ پس نسبت دادنِ بندگان به خداوند برای تکریم و شرافت بخشیدن است. و در تعبیرِ «قُلْ» (بگو)، «لِعِبَادِي يَقُولُوا» (به بندگانم بگو [که سخن نیکو] بگویند)
ادامهٔ سخن است؛ یعنی به آنان فرمان بده تا بگویند، پس این ساختار از فعل امر و جوابِ امرِ مجزوم تشکیل شده است. و اینکه میفرماید: « اَلَّتِي هِيَ أَحْسَنُ »، یعنی سخنی که نیکوتر است؛ و نیکوییِ سخن در این است که دربردارندهٔ ادبی زیبا بوده و از خشونت، دشنام و زشتیِ بیان پیراسته باشد.
از اینجا روشن میشود که مؤمنان پیش از هجرت گاه در گفتگو با مشرکان، با درشتی سخن میگفتند و در کلام خشونت میورزیدند؛ و چه بسا با تندی رویاروی آنان میایستادند و میگفتند که شما اهل دوزخید و ما مؤمنان به برکت پیامبر (ص) اهل بهشتیم. این برخورد، مشرکان را بر ضد آنان تحریک میکرد، بر کینهتوزیشان میافزود و آنان را وامیداشت تا در آزار و شکنجهٔ مؤمنان، بدرفتاری با پیامبر (ص) و لجاجت در برابر حق زیادهروی کنند.
پس این فرمودهٔ خدا: « وَ قُلْ لِعِبٰادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ » (و به بندگانم بگو سخنی را بگویند که بهترین است)، فرمانی برای دستور دادن است و آنچه بدان امر شده، گفتنِ سخنی است که نیکوتر باشد؛ بنابراین مانند این سخن اوست: «وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (نحل: ۱۲۵؛ و با آنان با شیوهای که نیکوتر است مجادله کن)؛ و نیز این فرمودهٔ الهی:
«إِنَّ الشَّيْطٰانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ» (همانا شیطان میانشان تفرقه و فتنهانگیزی میکند)
دلیلِ این دستور است؛ و این فرمودهٔ او: « إِنَّ الشَّيْطٰانَ كٰانَ لِلْإِنْسٰانِ عَدُوًّا مُبِيناً » (بیتردید شیطان همواره برای انسان دشمنی آشکار بوده است)، علّتِ فتنهانگیزی شیطان در میان آنان را بیان میکند.
گاهی گفته شده است: مراد از گفتنِ سخنی که بهترین است، خودداری از جنگیدن با مشرکان و رفتارِ مسالمتآمیز با آنان است، و این خطاب به مؤمنان در مکه پیش از هجرت متوجه بوده است؛ بنابراین، آیه همانند این فرمودهٔ الهی است: «وَ قُولُوا لِلنّٰاسِ حُسْناً» (بقره: ۸۳؛ و با مردم به نیکی سخن بگویید)، چنانکه در روایات شأن نزول آمده است. امّا تو خود آگاهی که سیاقِ علّتآوری در این آیه با چنین برداشتی سازگار نیست.
بحث روایی
و در «مجمعالبیان» آمده است: مشرکان در مکه اصحاب پیامبر خدا (ص) را میآزردند، و آنان میگفتند: ای پیامبر خدا، به ما اجازه بده با آنان بجنگیم! اما حضرت به ایشان میفرمود: «من دربارهٔ آنان به چیزی مأمور نشدهام»؛ تا آنکه خدای پاک و منزه نازل فرمود:
« قُلْ لِعِبٰادِي » (به بندگانم بگو...) تا پایان آیه [اسراء: ۵۳]؛ این روایت از کَلبی نقل شده است.
میگویم: در تفسیر این آیه اشاره کردیم که این [روایت] با سیاق آیه سازگاری ندارد، و خدا داناتر است.