سورهٔ ۱۲ · جلد ۱۱ المیزان

تفسیر آیهٔ ۲۶ سورهٔ یوسف

قال هي رودتني عن نفسي وشهد شاهد من

سورهٔ ۱۲ · آیهٔ ۲۶

قَالَ هِيَ رَٰوَدَتۡنِي عَن نَّفۡسِيۚ وَشَهِدَ شَاهِدٞ مِّنۡ أَهۡلِهَآ إِن كَانَ قَمِيصُهُۥ قُدَّ مِن قُبُلٖ فَصَدَقَتۡ وَهُوَ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ

[یوسف] گفت: «او از من کام خواست.» و شاهدی از خاندان آن زن داوری کرد که: «اگر پیراهنش از جلو پاره شده، آن زن راست گفته و او از دروغگویان است؛

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: « قٰالَ هِيَ رٰاوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي » (یوسف گفت: او از من کام خواست). یوسف(ع) به پاس ادب در برابر عزیز و حفظ حرمت زن برای آنکه او را متهم به گناه نسازد، سخن را آغاز نکرد؛ اما هنگامی که زن او را به قصد سوء متهم نمود، چاره‌ای ندید جز اینکه حقیقت را آشکارا بیان کند، پس گفت: « هِيَ رٰاوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي » (او بود که از من کام خواست). در این کلام، دلالت بر حصر وجود دارد که از نوع «قصر قلب» (انحصار برای واژگون ساختن پندارِ نادرست طرف مقابل) است؛ یعنی: من نسبت به او قصد بدی نداشتم، بلکه او بود که چنین قصدی داشت و از من کام می‌خواست.

در این سخنِ یوسف ــ که از انواع تأکید مانند سوگند و نظایر آن خالی است ــ دلالتی هست بر آرامش جان و اطمینانِ خاطرش (ع)؛ و اینکه او هنگامِ اظهارِ بی‌گناهی از اتهامِ آن زن، نه شرم و دستپاچگی به خرج داد، نه بی‌تابی کرد و نه چاپلوسی نمود؛ چراکه هیچ کارِ بدی نکرده بود و نه از آن زن ترسی داشت و نه از اتهامی که به او زده بود، و آن‌گاه هم که گفت: « مَعٰاذَ اللّٰهِ » (پناه بر خدا!)، به پروردگارش پناه برده بود.

اما اینکه این شاهد چه کسی بود؟ مفسران دربارهٔ او اختلاف نظر دارند: برخی گفته‌اند مردی خردمند بود که به عزیز آن پیشنهاد را داد، چنان‌که از حسن، قَتاده و عِکرمه نقل شده است؛ و گفته شده: مردی از پسرعموهای آن زن بود و همراه با شوهرِ او دمِ در نشسته بود؛ و نیز گفته شده: نه از انسان‌ها بود و نه از جنّیان، بلکه آفریده‌ای از آفریدگانِ خدا بود، چنان‌که از مجاهد روایت شده است؛ اما این نظر به دلیل ناسازگاریِ آشکارش با سخن خدای متعال: «مِنْ أَهْلِهٰا» (از کسانِ آن زن) رد شده است.

در روایاتی از طریق اهل‌بیت (ع) و برخی از طرق اهل‌سنت آمده است که او کودکی در گهواره و از کسانِ آن زن بود؛ و إن‌شاءالله در بحث رواییِ آینده خواهد آمد.

آنچه شایسته است در آن درنگ و تأمل شود، این است که آنچه این شاهد آورد، بیانی عقلی و استدلالی فکری است که به نتیجه‌ای می‌رسد؛ نتیجه‌ای که به سودِ یکی از دو طرفِ دعوا و علیه دیگری داوری می‌کند. در عرف به چنین چیزی «شهادت» (گواهی) نمی‌گویند؛ چراکه شهادت، بیانی متکی بر حس یا در حکمِ حس است؛ خلاصه، سخنی است که بر تفکر و تعقل تکیه ندارد؛ همان‌گونه که در سخنِ الهی آمده است: «شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصٰارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ» (گوش و دیدگان و پوست‌هایشان بر ضدشان گواهی دادند) [حم‌السجده: ۲۰]، و نیز این سخنِ خدای متعال: «قٰالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللّٰهِ» (گفتند: شهادت می‌دهیم که تو بی‌تردید فرستادهٔ خدایی) [منافقون: ۱]. چراکه داوری به راست‌بودنِ رسالت پیامبر، گرچه در ذاتِ خود بر تفکر و تعقل متکی است، اما مراد از شهادت، ادای همان حقیقتِ قطعی و معلومی است که نزد انسان است، بدون در نظر گرفتنِ اینکه از راه تفکر و تعقل به دست آمده باشد؛ چنان‌که در مواردی از آن تعبیر می‌شود به «گفتار» و مانند آن.

بنابراین بعید نیست که تعبیر از سخنِ این گوینده با عبارتی چون « وَ شَهِدَ شٰاهِدٌ » (و شاهدی شهادت داد)، اشاره به این باشد که این سخن بدون اندیشه و درنگ از او سر زده است؛ در نتیجه چون بر تفکر و تعقل تکیه نداشته، «شهادت» نامیده شده، نه «گفتاری» که در عرف بر بیانی مبتنی بر تأمل و اندیشه اطلاق می‌شود. با این نکته، روایتی نیز که می‌گوید آن شاهد، کودکی در گهواره بوده تأیید می‌شود؛ چراکه سخن‌گفتنِ او گونه‌ای معجزه بود که خدای پاک و منزه با آن، سخنِ یوسف (ع) را تأیید فرمود.

بحث روایی

و در همان کتاب آمده است که احمد، ابن‌جریر و بیهقی در «دلائل» از ابن‌عباس از پیامبر (ص) روایت کرده‌اند که فرمود: «تكلم أربعة و هم صغار:ابن ماشطة بنت فرعون،و شاهد يوسف،و صاحب جريج،و عيسى بن مريم.» (چهار تن در خردسالی سخن گفتند: فرزند آرایشگر دختر فرعون، شاهد یوسف، کودک ماجرای جُرَیج، و عیسی بن مریم).

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

بیان

تفسیر آیه‌های ۲۶ و ۲۷ با هم

خدای متعال می‌فرماید: « وَ شَهِدَ شٰاهِدٌ مِنْ أَهْلِهٰا إِنْ كٰانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكٰاذِبِينَ » (و شاهدی از کسانِ آن زن شهادت داد: اگر پیراهنِ او از جلو پاره شده، زن راست گفته و او از دروغ‌گویان است...) تا پایانِ دو آیه. از آنجا که «شهادت» در معنای گفتار است، عبارتِ « إِنْ كٰانَ قَمِيصُهُ » (اگر پیراهن او...) «إلخ» (تا پایان)، به‌منزلهٔ مقولِ قول (کلامِ گفته‌شده) برای آن است؛ بنابراین نیازی نیست پیش از عبارتِ « إِنْ كٰانَ قَمِيصُهُ » (اگر پیراهن او...) «إلخ» (تا پایان)، واژه‌ای مانند «گفت» در تقدیر گرفته شود. و برخی گفته‌اند: چون این سخن کارکردِ شهادت را داشته، با لفظِ شهادت از آن تعبیر شده است.

این شاهد به دلیلی اشاره کرد که با آن، گره از کار گشوده و راهِ داوری در این ماجرا روشن می‌شد؛ پس سخن گفت و اظهار داشت:

« إِنْ كٰانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكٰاذِبِينَ » (اگر پیراهنِ او از جلو پاره شده، زن راست گفته و او از دروغ‌گویان است)؛ چراکه کاملاً روشن است یکی از آن دو در ادعایش راست‌گو و دیگری دروغ‌گو است، و پاره شدنِ پیراهن از جلو، نشان‌دهندهٔ درگیری و کشمکشِ رو در روی آن‌هاست؛ پس داوری به سودِ زن و علیه یوسف خواهد بود. «وَ إِنْ كٰانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصّٰادِقِينَ» (و اگر پیراهنِ او از پشت پاره شده، زن دروغ گفته و او از راست‌گویان است)؛ زیرا پاره شدن از پشت نشان می‌دهد که یوسف از او می‌گریخته و زن در پی‌اش می‌دویده و او را به سوی خود می‌کشیده است؛ در این صورت، حکم به سودِ یوسف و علیه زن خواهد بود.

و این مطلب روشن است.

بحث روایی

تفسیر آیه‌های ۲۵ تا ۲۷ با هم

[امام(ع)] فرمود: پادشاه بر آن شد که یوسف را مجازات کند. یوسف به او گفت: «من به همسرت قصد بد نداشته‌ام، بلکه او بود که مرا به سوی خود فراخواند؛ از این کودک بپرس که کدام‌یک از ما از دیگری کام خواسته است؟» [امام] فرمود: در آنجا کودکی از بستگان زن بود که به دیدارش آمده بود؛ پس خداوند آن کودک را برای فیصله‌دادن به داوری به سخن درآورد. کودک گفت: «ای پادشاه، به پیراهن یوسف بنگر؛ اگر از جلو پاره شده باشد، او از زن کام خواسته است، و اگر از پشت پاره شده باشد، زن از او کام خواسته است».

تفسیر آیه‌های ۲۳ تا ۳۴ با هم

می‌گویم: عیاشی نیز در تفسیر خود، مضمونی نزدیک به همین را از ابوحمزه از آن حضرت(ع) با تفاوتی اندک نقل کرده است؛ و این سخن امام(ع) که فرمود: «قال معاذ الله إنا أهل بيت لا يزنون» (گفت: پناه بر خدا! ادامه در متن کامل

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۲۶ سورهٔ یوسف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۱، صفحهٔ ۱۴۱ تا ۱۶۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/12/26/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی