وَءَاخَرُونَ ٱعۡتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمۡ خَلَطُواْ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَءَاخَرَ سَيِّئًا عَسَى ٱللَّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ
و دیگرانی هستند که به گناهان خود اعتراف کردند؛ کاری شایسته را با کاری دیگر که ناپسند بود درآمیختند. امید است خدا توبهٔ آنان را بپذیرد، که همانا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۹۷ تا ۱۰۶ با هم
این سخن در امتداد هدف پیشین جاری است و وضعیت بادیهنشینان را در کفر، نفاق و ایمانشان روشن میسازد، و در میان این آیات، آیهٔ مربوط به صدقه (زکات) نیز آمده است. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۰۲ و ۱۰۳ با هم
پس هنگامی که نازل شد: « عَسَي اللّٰهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ » (امید است که خدا توبهشان را بپذیرد) [توبه: ۱۰۲]، پیامبر خدا (ص) به سوی آنان رفت و بند از ایشان گشود. پس راهی شدند و اموالشان را نزد پیامبر خدا (ص) آوردند و گفتند: «اینها اموال ماست که ما را از همراهیِ شما بازداشت؛ پس آنها را بگیر و از طرف ما صدقه بده.» پیامبر فرمود: «دربارهٔ آنها فرمانی به من داده نشده است.» آنگاه این آیات نازل شد: « خُذْ مِنْ أَمْوٰالِهِمْ صَدَقَةً » (از اموالشان صدقهای بگیر...) [توبه: ۱۰۳].
تفسیر آیهٔ ۱۰۲ سورهٔ توبه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۹، صفحهٔ ۳۷۰ تا ۳۸۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/9/102/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صٰالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً » (و گروهی دیگر هستند که به گناهانشان اعتراف کردند و کاری شایسته را با کاری دیگر که بد است درآمیختند...). یعنی از میان بادیهنشینان، گروه دیگری از گناهکاران هستند که مانند دیگران نفاق نمیورزند، بلکه به گناهان خود اعتراف کردهاند؛ آنان هم کاری شایسته داشتهاند و هم کاری بد، و این را با آن درآمیختهاند؛ امید میرود که خدا توبهشان را بپذیرد، چراکه خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
در فرمودهٔ خدای متعال: « عَسَي اللّٰهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ » (امید است خدا توبهٔ آنان را بپذیرد)، پدید آوردن امید در جانهایشان مد نظر است تا دلهایشان میان بیم و امید قرار گیرد، بیآنکه یأس و نومیدی بر آنان چیره شود.
و در عبارت « إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » (بیتردید خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است)، جنبهٔ امید ترجیح داده شده و غلبه یافته است.
بحث روایی
در کتاب کافی به سند خود از موسی بن بکر، از مردی روایت کرده است که گفت: امام باقر (ع) فرمود:
««الذين خَلَطُوا عَمَلاً صٰالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً » (کسانی که کاری شایسته را با کاری دیگر که ناپسند است درآمیختهاند) [توبه: ۱۰۲]؛ اینان گروهی باایماناند که در دوران ایمانشان گناهانی مرتکب میشوند؛ گناهانی که دیگر مؤمنان بر آنها خرده میگیرند و ناپسندشان میشمارند. پس دربارهٔ اینان امید میرود که خدا توبهشان را بپذیرد.»
میگویم: عیّاشی نیز این روایت را از زُراره از امام باقر (ع) نقل کرده است، با این تفاوت که در آن به جای «مؤمنون»، واژهٔ «مذنبون» (گناهکاران) آمده است.
و در «مجمعالبیان» دربارهٔ سخن خدای متعال: « وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ » (و دیگرانی که به گناهان خود اعتراف کردند) [توبه: ۱۰۲] تا پایان آیه، آمده است: ابوحمزهٔ ثمالی گفت: به ما رسیده است که آنان سه تن از انصار بودند: ابوکِنانة بن عبدالمنذر، ثَعلَبة بن وَدیعه و اَوس بن حِذام. اینان هنگامی که پیامبر خدا (ص) به سوی تبوک رهسپار شد، از همراهی با ایشان بازماندند. پس هنگامی که آنچه خدا دربارهٔ بازماندگان از پیامبرش (ص) نازل کرده بود به گوششان رسید، به هلاکت خویش یقین کردند و خود را به ستونهای مسجد بستند و پیوسته در همان حال بودند تا آنکه پیامبر خدا (ص) بازگشت و از حالشان جویا شد. به ایشان گفته شد که آنان سوگند خوردهاند بند از خویش نگشایند مگر آنکه پیامبر خدا خود بند از آنان باز کند. پیامبر خدا (ص) فرمود: «من نیز سوگند میخورم که هرگز نخستین کسی نباشم که بند از آنان میگشاید، مگر آنکه دربارهٔ آنان فرمانی به من برسد.»
و در همان کتاب [مجمعالبیان] از امام باقر (ع) روایت شده است که این آیه تنها دربارهٔ ابولُبابه نازل شد و کسی جز او همراهش یاد نشده است؛ و سبب نزول آیه دربارهٔ او ماجرایی بود که در جریان یهود بنیقُریظه از وی سر زد، آنگاه که [به آنان] گفت: «إن نزلتم على حكمه فهو الذبح» (اگر به داوریِ او تن دردهید، کار به سر بریدن خواهد کشید).
داستان آنان با این آیه تطبیق نمیکند و به خواست خدای متعال [بیانش] خواهد آمد.