وَٱلشَّفۡعِ وَٱلۡوَتۡرِ
و سوگند به جفت و فرد،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱ تا ۵ با هم
خدای متعال میفرماید: «وَ الْفَجْرِ وَ لَيٰالٍ عَشْرٍ وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ وَ اللَّيْلِ إِذٰا يَسْرِ هَلْ فِي ذٰلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ» (سوگند به سپیدهدم، و سوگند به شبهای دهگانه، و سوگند به جفت و تاق، و سوگند به شب هنگامی که سپری میشود؛ آیا در اینها سوگندی [درخور] برای خردمند هست؟) ادامه در متن کامل
«فجر» به معنای صبح، و «شفع» به معنای جفت است. راغب گفته است: «شفع، پیوستن چیزی به مانندِ خود است و به چیزی که جفت شده نیز شفع میگویند». ادامه در متن کامل
جواب سوگندهای یادشده در متن حذف شده است و آنچه در ادامه دربارهٔ عذاب اهل سرکشی و ناسپاسی در دنیا و آخرت، پاداش جانهای آرامیافته، و اینکه بخشش نعمت یا تنگ گرفتن روزی تنها برای آزمون و امتحان است خواهد آمد، بر آن جوابِ محذوف دلالت دارد. ادامه در متن کامل
حذفِ جواب قسم و اشاره به آن به شیوهٔ کنایه، در مقام هشدار دادن و بشارت بخشیدن اثرگذارتر و استوارتر است. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲ و ۳ با هم
و در تفسیر قمی دربارهٔ « وَ لَيٰالٍ عَشْرٍ » (سوگند به شبهای دهگانه) فرمود: ده روزِ اول ذیحجه است، و دربارهٔ « وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ » (سوگند به جفت و تاق) فرمود:
تفسیر آیههای ۳ و ۴ با هم
و در حدیثی آمده است: «الشفع» (جفت) حسن و حسین، و «الوتر» (تک) امیرالمؤمنین (ع) است؛ و دربارهٔ « وَ اللَّيْلِ إِذٰا يَسْرِ » (و سوگند به شب هنگامی که سپری میشود) فرمود: آن، شبِ جمع (مزدلفه) است.
تفسیر آیهٔ ۳ سورهٔ فجر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۲۷۸ تا ۲۸۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/89/3/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و عبارتِ « وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ » قابلیت انطباق بر روز ترویه (هشتم ذیحجه) و روز عرفه (نهم ذیحجه) را دارد؛ و اگر مقصود از فجر و شبهای دهگانه، فجرِ ذیحجه و ده شب اولِ آن باشد، این معنا مناسبتر است.
و گفته شده است: مقصود، دو نمازِ شفع و وتر در پایان شب است؛ و گفته شده: مطلقِ نماز است، چراکه برخی نمازها جفت و برخی تاق هستند؛ و گفته شده: شفع، روز عید قربان و وتر، روز عرفه است؛ و گفته شده: شفع، همهٔ آفریدگاناند، زیرا فرمود: «وَ خَلَقْنٰاكُمْ أَزْوٰاجاً» (نبأ: ۸؛ و شما را جفتآفریدیم)، و وتر، خدای متعال است؛ و برای هر یک از این دیدگاهها روایاتی هست که انشاءالله در بحث رواییِ آینده به آنها خواهیم پرداخت.
و گفته شده است: مراد از آن، جفت و فرد از میان اعداد است؛ و سوگند یاد کردن به این دو، یادآوریِ نعمت عدد است، زیرا اندازهگیری و سنجش مقدارها به وسیلهٔ عدد، نعمتی بزرگ از سوی خدای پاک و منزه است. و گفته شده است: «شفع» و «وتر» تمام آفریدگانند، چرا که اشیاء یا جفتاند یا فرد. و گفته شده است: «وتر» حضرت آدم است که با همسرش جفت (شفع) شد. و گفته شده است: شفع، روزها و شبهایند و وتر، روزی است که هیچ شبی پس از آن نیست و آن روز قیامت است. و گفته شده است: شفع صفا و مروه، و وتر کعبه (بیتالحرام) است. و گفته شده است: شفع روزهای قوم عاد و وتر شبهای آن است. و گفته شده است: شفع درهای بهشت است که هشت در است، و وتر درهای جهنم است که هفت در است؛ و سخنانی دیگر از این قبیل که بسیارند، تا آنجا که برخی شمار آنها را به سی و شش نظر رساندهاند و بیشتر این اقوال از ادعاهای بیدلیل خالی نیست.
بحث روایی
در «مجمعالبیان» دربارهٔ کلام خدای متعال: « وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ » (سوگند به جفت و تاق) آمده است: و گفته شده شفع، آفریدگاناند؛ چرا که فرموده است:
« وَ خَلَقْنٰاكُمْ أَزْوٰاجاً » (و شما را جفتآفریدیم [نبأ: ۸])، و «وتر» خدای متعال است؛ این نظر از عطیه عوفی، ابوصالح، ابنعباس و مجاهد نقل شده، و روایت ابوسعید خُدری از پیامبر (ص) نیز همین است. و نیز گفته شده است:
شفع و وتر، نماز است که بخشی از آن جفت و بخشی فرد است؛ و این روایتی از ابنحُصَین از پیامبر (ص) است. و همچنین گفته شده است:
شفع، روز عید قربان و وتر، روز عرفه است؛ این دیدگاه از ابنعباس، عِکرمه و ضَحّاک نقل شده و روایت جابر از پیامبر (ص) نیز همین است. دلیل آن هم این است که روز عید قربان با روز کوچِ پس از آن (روز یازدهم ذیحجه) جفت میشود و روز عرفه با داشتن وقوف [در عرفات] یگانه و ممتاز است. و نیز گفته شده است:
شفع، روز تَرویه (هشتم ذیحجه) و وتر، روز عرفه (نهم ذیحجه) است؛ و این مطلب از امام باقر و امام صادق (ع) روایت شده است.
میگویم: سه روایتِ یادشده، از طریق اهلسنت از پیامبر (ص) نقل شده است، و میتوان میان آنها اینگونه جمع بست که مقصود، مطلقِ جفت و فرد است و روایات از قبیل اشاره به برخی از مصداقها هستند.
شفع، دو رکعت و وتر، یک رکعت است؛