فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ
پس پند ده، اگر پند دادن سود بخشد.
تفسیر آیهٔ ۹ سورهٔ اعلی، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۲۶۸ تا ۲۶۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/87/9/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْريٰ » (پس تذکر بده اگر تذکر سود بخشد). این سخن نتیجهگیری از فرمانهای پیشین به پیامبر (ص) مبنی بر تنزیه نام پروردگارش، و وعدهٔ خواندن وحی بر او بهگونهای که فراموش نکند، و نیز هموار ساختن راه او برای آسانترین شیوه است؛ و اینها همان شرایط ضروریای هستند که پیروزی دعوت دینی به آنها وابسته است.
و معنایش این است: اکنون که کار با فرمانبرداری از آنچه فرمودیم، و با خواندن وحی بر تو به گونهای که فراموش نکنی، و با هموار ساختن راهت برای آسانترین شیوه کامل شد، پس تذکر بده اگر تذکر سود بخشد.
در فرمان به تذکر دادن شرط شده است که سودمند باشد، و این شرطی واقعی است؛ چرا که تذکر اگر سود نبخشد، بیهوده خواهد بود و خداوند والاتر از آن است که به کار بیهوده فرمان دهد. پس تذکر دادن به کسی که بیم [از خدا] دارد، برای بار نخست سبب گرایش درونی او به حق میشود و سودش در همین است؛ تذکرهای پیاپیِ پس از آن نیز همینگونه سودمند است، چنانکه میفرماید: « سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشيٰ » (بهزودی آن کس که بیم دارد پند میگیرد). اما تذکر به نگونبختترین فردی که هیچ ترسی در دل ندارد، برای بار نخست فایدهاش تمام شدن حجت بر اوست، گرچه لازمهاش دوری گزیدن و رویگردانی او از حق است، چنانکه میفرماید: « وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَي » (و نگونبختترین فرد از آن دوری میگزیند). ولی تکرار تذکر برای چنین فردی هیچ سودی ندارد و به همین سبب، فرمان داده شده است که از او روی بگرداند؛ خدای متعال میفرماید: «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلّٰي عَنْ ذِكْرِنٰا وَ لَمْ يُرِدْ إِلاَّ الْحَيٰاهَ الدُّنْيٰا» (پس از هر کس که از یاد ما روی گردانده و جز زندگی دنیا را نخواسته است، روی بگردان؛ نجم: ۲۹).
برخی گفتهاند: این شرط، شرطی صوری است و نه واقعی؛ بلکه خبر دادن از این است که تذکر قطعاً در افزایش فرمانبرداری و بازایستادن از نافرمانی سود میبخشد، همانگونه که گفته میشود: «سَلْهُ إِنْ نَفَعَ السُّؤَالُ» (از او بپرس اگر پرسیدن سودی دارد؛ یعنی حتماً بپرس که سودمند است). از همین رو، برخی گفتهاند کلمهٔ «إِنْ» در آیه به معنای «قَدْ» (بهراستی و حتماً) است و دیگران گفتهاند به معنای «إِذْ» (چون/زیرا) است.
پاسخ این سخن آن است که همواره سودمند بودنِ تذکر، حتی دربارهٔ کسی که با حق دشمنی میورزد و حجت بر او تمام شده است، پذیرفتنی نیست. چگونه چنین باشد، در حالی که دربارهٔ آنان فرموده است: «سَوٰاءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاٰ يُؤْمِنُونَ خَتَمَ اللّٰهُ عَليٰ قُلُوبِهِمْ وَ عَليٰ سَمْعِهِمْ وَ عَليٰ أَبْصٰارِهِمْ غِشٰاوَهٌ» (بر آنان یکسان است که بیمشان دهی یا ندهی، ایمان نمیآورند؛ خدا بر دلها و گوشهایشان مهر نهاده و بر دیدگانشان پردهای است؛ بقره: ۷).
و برخی گفتهاند: در این سخن، کوتاهگویی با حذف وجود دارد و در تقدیر چنین است: «فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَىٰ وَ إِنْ لَمْ تَنْفَعْ» (پس تذکر بده، چه سود بخشد و چه سود نبخشد)؛ زیرا پیامبر (ص) برای تذکر دادن و اتمام حجت برانگیخته شده است و بر اوست که تذکر دهد، چه سودمند باشد و چه نباشد. پس آیه از قبیل این سخن خداست: «وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرٰابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ» (و برای شما جامههایی پدید آورد که شما را از گرما حفظ میکند؛ نحل: ۸۱)، یعنی «و از سرما».
پاسخ این سخن آن است که واجب بودنِ تذکر بر پیامبر (ص)، حتی در جایی که هیچ اثری بر آن بار نمیشود، پذیرفتنی نیست.
و برخی گفتهاند: این شرط برای اشاره به بعید بودن سودمندیِ تذکر در میان این گروه یادشده آورده شده است، تا سرزنشی برای آنان باشد؛ گویی گفته شده است: آنچه را بدان مأمور شدهای انجام بده تا پاداش یابی، هرچند آنان از آن بهرهای نبرند.
پاسخ این سخن آن است که این نظر را سخنِ بیفاصله و پس از آنِ خدای متعال رد میکند که میفرماید: « سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشيٰ » (بهزودی آن کس که بیم دارد پند میگیرد).