كـَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ
هرگز چنین نیست! بیگمان کارنامهٔ بدکاران در سجّین است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۷ تا ۱۰ با هم
خدای متعال میفرماید: « كَلاّٰ إِنَّ كِتٰابَ الفُجّٰارِ لَفِي سِجِّينٍ وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا سِجِّينٌ كِتٰابٌ مَرْقُومٌ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ »؛ واژهٔ «کلا» بازداشتن و ردعی است — چنانکه گفتهاند — از آنچه بر آن بودند، یعنی کمفروشی و غفلت از رستاخیز و حسابرسی. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۷ تا ۹ با هم
و حاصل سخن آنکه سجّین، سرنوشتی حتمی علیه آنان و مقرر برای آنهاست که کاملاً آشکار، مشخص و به دور از هرگونه ابهام است.
اشکالی ندارد که بنا بر این معنا، کتاب ظرفِ کتاب دیگری باشد (کتابی درون کتابی دیگر قرار گیرد)؛ زیرا این از قبیل ظرف بودنِ کل برای جزء است و در این امر هیچ اشکالی نیست. بنابراین «سجّین» کتابی جامع خواهد بود که سرنوشتِ حتمیِ فاجران (بدکاران) و دیگر سزاوارانِ عذاب در آن نوشته شده است.
تفسیر آیههای ۷ و ۱۰ با هم
و سخن خداوند: « وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ » (وای در آن روز بر تکذیبکنندگان!)، خبر دادن از هلاکت و نفرینی بر فاجران است، و در این آیه، آنان به تکذیبکنندگان تفسیر شدهاند. واژهٔ « يَوْمَئِذٍ » (در آن روز) از نظر معنا ظرفی برای جملهٔ « إِنَّ كِتٰابَ الفُجّٰارِ لَفِي سِجِّينٍ » (بیتردید کارنامهٔ فاجران در سجّین است) به شمار میرود؛ یعنی فاجران ــ که همان تکذیبکنندگاناند ــ هلاک شوند در آن روزی که آنچه خداوند از کیفر برایشان مقدر کرده و حکم فرموده است تحقق یابد و عذابی که برای آنان تدارک دیده بر سرشان فرود آید.
تفسیر آیههای ۷ تا ۱۰ با هم
این برداشتی است که تدبّر در این چهار آیه به دست میدهد؛ آیاتی که سیاقی یگانه و پیوسته دارند و اجزای آنها با یکدیگر کاملاً هماهنگ است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۷ و ۸ با هم
و سخن دیگرشان اینکه: مراد از «سجّین»، طبقهٔ هفتم و زیرینِ زمین است که کارنامهٔ فاجران در آن نهاده میشود؛ و گفته شده است:
درهای در جهنم است؛ و گفته شده: چاهی در جهنم است؛ و گفته شده: سجّین نام کارنامهٔ خودِ آنهاست؛ و گفته شده: «سجّین» نخست، نام جایگاهی است که کارنامهشان در آن گذاشته میشود و «سجّین» دوم، نام کارنامهٔ آنان است؛ و گفته شده: نام کتابی جامع است، که همان دیوانِ شرّ (دفتر بدیها) است و اعمال بدکارانِ جن و انس در آن ثبت شده است؛ و گفته شده: مراد از آن زیانکاری و خواری است، مانند سخن عرب که وقتی کسی به نهایتِ پستی و گمنامی میافتد میگویند: «بلغ فلان الحضیض» (فلانی به حضیض رسید)؛ و گفته شده: سجّین همان «سجّيل» است که لامِ آن به نون بدل شده، چنانکه بهجای «جبريل»، «جبرين» میگویند؛ تا دیگر اقوالی که در این باره گفتهاند.
تفسیر آیههای ۷ و ۹ با هم
و دیگر سخن مفسران اینکه: عبارتِ « كِتٰابٌ مَرْقُومٌ » (کتابی رقمخورده و مشخص) بیان و تفسیری برای «سجّین» نیست، بلکه تفسیری برای همان کتابی است که در آیهٔ « إِنَّ كِتٰابَ الفُجّٰارِ » (بیتردید کتاب بدکاران...) ذکر شده است.
تفسیر آیههای ۶ تا ۱۰ با هم
و همچنین سخن آنان که: آیهٔ « وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ » (وای در آن روز بر تکذیبکنندگان!) به آیهٔ « يَوْمَ يَقُومُ النّٰاسُ لِرَبِّ الْعٰالَمِينَ » (روزی که مردم برای پروردگار جهانیان برمیخیزند) پیوسته است و سه آیهٔ میانِ این دو آیه، جملهٔ معترضه (میانجمله) هستند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۷ تا ۱۰ با هم
اگر در این گفتهها تأمل کنی، خواهی یافت که بسیاری از آنها سخنانی دلبخواهی و ادعاهایی محض و بیدلیل است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۷ تا ۹ با هم
افزون بر این، این سخنان سیاقِ یگانه و پیوستهٔ آیات را برهم میزند؛ سیاقی که با سیاقِ یگانه و پیوستهٔ چهار آیهٔ آینده در توصیفِ «کتاب نیکوکاران» (ابرار) همتراز است. ازاینرو سخن را با پرداختن به یکایک این گفتهها و نقد آنها به درازا نمیکشانیم.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۷، ۸، ۹، ۱۸، ۱۹، ۲۰ و ۲۱ با هم
و در «اصول کافی» به سند خود از ابوحمزهٔ ثمالی روایت کرده است که گفت: از امام باقر (ع) شنیدم که میفرمود: ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۷ تا ۱۰ با هم
«و خلق قلوب عدونا من سجين-و خلق قلوب شيعتهم مما خلقهم منه-و أبدانهم من دون»؛ «و دلهای دشمنان ما را از سجین آفرید، و دلهای پیروانشان را از همان چیزی پدید آورد که خودِ آنان را از آن خلق کرد، و بدنهایشان را از مرتبهای فروتر [از آن آفرید]؛» «ذلك،قلوبهم تهوي إليهم لأنها خلقت مما خلقوا منه-»؛ «دلهایشان به سوی آنان… ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۷، ۸، ۹، ۱۰، ۱۸، ۱۹، ۲۰ و ۲۱ با هم
میگویم: مانند این حدیث در «اصول کافی» از طریق دیگری از ثمالی از امام باقر (ع) روایت شده است؛ و در «علل الشرائع» نیز با سندی مرفوع (سندی که راویان میانیاش افتادهاند) از زید شحام از امام صادق (ع) همانند آن نقل شده است. ادامه در متن کامل
و این احادیث ــ چنانکه میبینی ــ آنچه را پیشتر در معنای این آیات آوردیم، تأیید میکنند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۷ و ۱۸ با هم
و در همان تفسیر، در روایت ابوالجارود از امام باقر (ع) آمده است که فرمود: «السجين الأرض السابعة و عليون السماء السابعة؛ سجين، زمين هفتم است و عليين، آسمان هفتم.»
میگویم: این روایت در صورت صحت، مبتنی بر این است که بهشت و دوزخ با نوعی عنایت، به دو جهتِ بلندی و پستی نسبت داده شدهاند؛ و برای این امر در روایات نظایری هست، مانند به شمار آوردنِ قبر به عنوان «روضة من رياض الجنة أو حفرة من حفر النار» (بوستانی از بوستانهای بهشت یا گودالی از گودالهای آتش)، و به شمار آوردنِ وادی بَرَهوت به منزلهٔ مکانی برای دوزخ.
تفسیر آیههای ۷ تا ۹ با هم
و در کتاب «الدر المنثور»، ابنمبارک از سعید بن مسیّب روایت کرده است که گفت: سلمان و عبدالله بن سلام با یکدیگر دیدار کردند؛ پس یکی از آن دو به دیگری گفت: «اگر پیش از من از دنیا رفتی، با من دیدار کن و مرا از آنچه پروردگارت با تو کرده است باخبر ساز، و اگر من پیش از تو مردم، با تو دیدار میکنم و به تو خبر میدهم». عبدالله گفت: «چگونه چنین چیزی ممکن است؟» گفت: «آری، بیگمان ارواح مؤمنان در برزخی از زمین قرار دارند و به هر جا که بخواهند میروند، ولی جانِ کافر در سجّین (جایگاه پست و تنگ دوزخیان) است»؛ و خدا داناتر است.
تفسیر آیهٔ ۷ سورهٔ مطففین، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۲۳۱ تا ۲۳۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/83/7/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و سخن پروردگار: « إِنَّ كِتٰابَ الفُجّٰارِ لَفِي سِجِّينٍ » تا پایان آیات، آنچه از تدبر در سیاق این چهار آیه با مقایسهٔ آنها با یکدیگر و مقایسهٔ مجموع آنها با مجموع آیهٔ « كَلاّٰ إِنَّ كِتٰابَ الْأَبْرٰارِ لَفِي عِلِّيِّينَ » تا پایان چهار آیه به دست میآید، این است که مراد از «سجّین» چیزی در برابر «علّیّین» است؛ و علّیّین به معنای بلندی بر فراز بلندیِ دوچندان است، بنابراین در سجّین معنایی از پستی و در بند ماندن در آن وجود دارد؛ همانطور که آیهٔ «ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِينَ» (تین: ۵) به آن اشاره دارد. پس نزدیکتر به واقع آن است که «سجّین» صیغهٔ مبالغه از «سجن» به معنای حبس باشد (مانند سِکّیر و شِرّیب از سُکر و شُرب)، و معنایش جایی باشد که واردشوندهاش را تا ابد حبس میکند، همانگونه که گفته شده است.
و «کتاب» به معنای مکتوب (نوشتهشده) است، از «کتابت» به معنای قضای حتمی؛ و مراد از «کتاب فجّار» همان کیفری است که خداوند برای آنان مقدر فرموده و با قضای حتمیاش ثبت کرده است.
پس حاصل آیه این است که آنچه خداوند از جزای بدکاران ثبت کرده یا برایشان مهیا ساخته، در «سجّین» است؛ همان زندانی که هر کس به آن درآید، او را به حبسی طولانی یا جاودانه گرفتار میکند.
مفسران در تفسیر واژهها و جملههای این چهار آیه دیدگاههای گوناگونی دارند؛ مانند این سخنشان که: واژهٔ «کتاب» در آیهٔ « إِنَّ كِتٰابَ الفُجّٰارِ » (بیتردید کتاب بدکاران...) به معنای مکتوب (نوشتهشده) است و مراد از آن، کارنامهٔ اعمال آنان میباشد؛ و گفته شده است:
[کتاب،] مصدری است به معنای نوشتن، و در کلام مضافی محذوف است و تقدیر عبارت چنین است: «كتابه عمل الفجار لفي سجين» (نوشتن کردار بدکاران در سجّین است).
و دیگر سخنشان اینکه: واژهٔ «فُجّار» (بدکاران) عامتر از تکذیبکنندگان است و هم کافران و هم فاسقان را در بر میگیرد.
بحث روایی
و در تفسیر قمی دربارهٔ این سخن خدای متعال که میفرماید: « كَلاّٰ إِنَّ كِتٰابَ الفُجّٰارِ لَفِي سِجِّينٍ » [مطففین: ۷] آمده است: «ما كتب الله لهم من العذاب لفي سجين» (یعنی آنچه خداوند از عذاب برای آنان مقدر فرموده، در سجین است.)