وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمٗا
و شما چیزی نمیخواهید مگر آنکه خدا بخواهد؛ چرا که خداوند همواره دانای سنجیدهکار است.
تفسیر آیهٔ ۳۰ سورهٔ دهر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۱۴۲ تا ۱۴۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/76/30/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ مٰا تَشٰاؤُنَ إِلاّٰ أَنْ يَشٰاءَ اللّٰهُ إِنَّ اللّٰهَ كٰانَ عَلِيماً حَكِيماً » (و شما چیزی را نمیخواهید مگر اینکه خدا بخواهد؛ همانا خداوند همواره دانای سنجیدهکار است). استثنا از نفی میرساند که مشیّت (خواست و ارادهٔ) بنده در پیدایش خود، به مشیّت خدای متعال وابسته است؛ بنابراین، مشیّت الهی از راه تعلّقگرفتن به مشیّت خودِ بنده در کارِ او اثر میگذارد، نه اینکه بیواسطه و مستقلاً به کار بنده تعلق گیرد تا به باطلشدن اثر ارادهٔ بنده و جبریشدن کار بینجامد؛ و نه اینکه بنده در ارادهاش مستقل باشد و هر چه را بخواهد انجام دهد، چه خدا بخواهد و چه نخواهد. پس کار بنده اختیاری است، چرا که به اختیار خودِ او تکیه دارد. اما اختیارِ خودِ بنده دیگر به اختیاری دیگر تکیه ندارد؛ و توضیح این بحث بارها در بخشهای پیشین گذشت.
و این آیه برای دفع این پندار آمده است که مبادا گمان شود آنان در مشیّت خود مستقلاند و از مشیّت پروردگارشان بریدهاند. و چه بسا تأکید و ثبتِ این تذکر بر آنان، دلیلِ التفات (تغییر سبک گفتار) به سوی مخاطب در عبارتِ « وَ مٰا تَشٰاؤُنَ إِلاّٰ أَنْ يَشٰاءَ اللّٰهُ » (و شما نمیخواهید مگر اینکه خدا بخواهد) باشد؛ همانطور که وجهِ التفات از متکلم معالغیر (ما) به غایب (او) در عبارتِ « يَشٰاءَ اللّٰهُ إِنَّ اللّٰهَ » (خدا بخواهد؛ همانا خدا...)، اشاره به علتِ این حکم است؛ زیرا از مسمّای این نامِ جلیل (خداوند)، همهچیز آغاز میشود و همهچیز به او پایان میپذیرد؛ بنابراین هیچ اراده و مشیّتی جز به خواستِ او پدید نمیآید و هیچ مشیّتی جز با اذن او کارساز نمیشود.
و سخن خدای متعال: « إِنَّ اللّٰهَ كٰانَ عَلِيماً حَكِيماً » (همانا خداوند همواره دانای سنجیدهکار است)، مقدمهچینی و زمینهای برای بیان مضمون آیهٔ بعد است.
بحث روایی
و در کتاب «الخرائج و الجرائح»، از حضرت قائم (ع) در حدیثی روایت شده است که به کامل بن ابراهیم مدنی فرمود:
«و آمدهای تا دربارهٔ سخنِ مُفَوِّضه (باورمندان به واگذاریِ مطلق امور به انسان) بپرسی؛ دروغ گفتهاند، بلکه دلهای ما ظرفهای مشیت و ارادهٔ خدای عزّوجلّ است؛ پس هرگاه او بخواهد، ما میخواهیم، و خداوند میفرماید: « وَ مٰا تَشٰاؤُنَ إِلاّٰ أَنْ يَشٰاءَ اللّٰهُ » (و شما چیزی را نمیخواهید مگر آنکه خدا بخواهد).»
و در کتاب «الدر المنثور»، ابن مردویه از طریق ابن شهاب، از سالم، از ابوهریره روایت کرده است که پیامبر خدا (ص) هرگاه خطبه میخواند، میفرمود: «هرچه آمدنی است، نزدیک است؛ برای آنچه میآید دوری وجود ندارد، و خداوند به شتابِ هیچکس شتاب نمیورزد. آنچه خدا بخواهد میشود، نه آنچه مردم بخواهند. مردم چیزی را اراده میکنند و خداوند چیز دیگری را میخواهد؛ آنچه خدا بخواهد رخ میدهد، هرچند مردم ناخوش دارند. هیچ دورکنندهای برای آنچه خدا نزدیک کرده نیست، و هیچ نزدیککنندهای برای آنچه خدا دور ساخته وجود ندارد، و هیچ چیزی جز به اذن خدا واقع نمیشود.»