وَإِذَا رَأَيۡتَ ثَمَّ رَأَيۡتَ نَعِيمٗا وَمُلۡكٗا كَبِيرًا
و چون به آنجا بنگری، نعمتی بیکران و فرمانروایی بزرگ خواهی دید.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ تا ۲۲ با هم
«نخستین سورهای که در مکه بر او نازل شد، فاتحة الکتاب بود، سپس سورهٔ اقرأ باسم ربک (علق)، سپس سورهٔ ن (قلم)...» تا آنجا که فرمود: «و نخستین سورهای که در مدینه نازل شد، سورهٔ بقره بود، سپس انفال، سپس آلعمران، سپس احزاب، سپس ممتحنه، سپس نساء، سپس إذا زلزلت (زلزال)، سپس حدید، سپس سورهٔ محمد، سپس رعد، سپس سورهٔ رحمن و سپس سورهٔ هل أتی (انسان)...» تا پایان حدیث. ادامه در متن کامل
و در همان کتاب [مجمعالبیان] از ابوحمزهٔ ثمالی در تفسیرش روایت شده که گفت: حسن بن حسن، ابوعبدالله بن حسن، برایم روایت کرد که این سوره مدنی است و تمام آن دربارهٔ علی و فاطمه نازل شده است. ادامه در متن کامل
و در تفسیر قمی، از پدرش، از عبدالله بن میمون، از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: نزد فاطمه (ع) مقداری جو بود که با آن عصیده (نوعی خوراک از آرد جو و روغن) درست کردند. ادامه در متن کامل
میگویم: داستان چنانکه میبینی در این روایت خلاصه شده است. این ماجرا را بحرانی در «غایة المرام» با سند از شیخ مفید در «الاختصاص»، و از ابنبابویه در «الأمالی» با سندش از مجاهد از ابنعباس، و با سندش از سلمة بن خالد از امام باقر (ع)، و از محمد بن عباس بن ماهیار در تفسیرش با سندش از ابوکثیر زبیری از عبدالله بن عباس روایت کرده است؛ و در «المناقب» آمده است که این داستان از اصبغ بن نباته نیز روایت شده است. ادامه در متن کامل
و در کتاب «الاحتجاج» از امام علی (ع) در حدیثی آمده است که پس از درگذشت عمر بن خطاب به حاضران فرمود: ادامه در متن کامل
«شما را به خدا سوگند میدهم، آیا در میان شما جز من کسی هست که آیهٔ « إِنَّ الْأَبْرٰارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كٰانَ مِزٰاجُهٰا كٰافُوراً » (بیگمان نیکوکاران از جامی مینوشند که آمیزهٔ آن کافور است) تا پایان سوره دربارهٔ او و فرزندانش نازل شده باشد؟» گفتند: «نه.» ادامه در متن کامل
و در کتاب «الخصال» در احتجاج علی (ع) بر ابوبکر آمده است که فرمود: «تو را به خدا سوگند میدهم، آیا صاحب و مصداق آیهٔ « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخٰافُونَ يَوْماً كٰانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً » (به نذر وفا میکنند و از روزی که شرّ و گزندش فراگیر است میترسند) من هستم یا تو؟» او گفت: «بلکه تو هستی.» ادامه در متن کامل
و در کتاب «الدر المنثور» آمده است که طبرانی، ابنمردویه و ابنعساکر از ابنعمر روایت کردهاند که گفت: مردی از حبشه نزد پیامبر خدا (ص) آمد. ادامه در متن کامل
«ای پیامبر خدا، شما از نظر رنگ پوست، چهره و مقام پیامبری بر ما برتری داده شدهاید. ادامه در متن کامل
آن مرد حبشی گفت: «آیا چشمان من نیز در بهشت همان چیزهایی را میبیند که چشمان شما میبیند؟» فرمود: «آری.» پس او دگرگون شد و ناله کرد تا آنکه جان داد. ادامه در متن کامل
و در همان کتاب [الدر المنثور] آمده است که احمد در کتاب «الزهد» از محمد بن مطرف روایت کرده که گفت: فردی مورد اعتماد برایم بازگو کرد که مردی سیاهپوست از پیامبر (ص) دربارهٔ تسبیح و تهلیل (ذکر سبحانالله و لاالهالاالله) میپرسید. ادامه در متن کامل
و در همان کتاب آمده است که ابنوهب از ابنزید روایت کرده که پیامبر خدا (ص) این سوره، «هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ» را در حالی که بر او نازل شده بود و مردی سیاهپوست نزدش بود تلاوت فرمود. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۲۰ سورهٔ دهر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۱۳۰ تا ۱۳۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/76/20/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ إِذٰا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً » (و چون بدانجا بنگری، نعمتی فراوان و فرمانرواییِ بزرگی میبینی). واژهٔ « ثَمَّ » (آنجا) ظرف مکانی است که تنها در معنای مکان به کار میرود؛ از این رو گفته شده معنای « رَأَيْتَ » نخست، «نگاهت را بیفکنی» است و معنای آیه چنین میشود: هرگاه نگاهت را به آنجا، یعنی بهشت، بیندازی، نعمتی وصفناپذیر و فرمانرواییِ بزرگی میبینی که اندازه و پایهاش در سنجش نمیگنجد.
و گفته شده است: « ثَمَّ » صله برای موصولِ محذوف است و تقدیر آیه چنین بوده است: «و إذا رأيت ما ثَمّ مِن النعيم والمُلك» (و چون آنچه را در آنجا از نعمت و پادشاهی هست ببینی). این مانند سخن الهی در آیهٔ «لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ» (انعام: ۹۴؛ پیوند میان شما گسسته شد) است. نحویان مکتب کوفه حذف اسم موصول و باقی ماندن صله را جایز میشمارند، گرچه نحویان مکتب بصره آن را منع کردهاند.
بحث روایی
در کتاب «معانی الأخبار» به سند خود از عباس بن یزید روایت شده که گفت: روزی نزد امام صادق (ع) بودم، به ایشان عرض کردم: مرا از سخن خدای عزوجل آگاه کن که میفرماید: « وَ إِذٰا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً »؛ این چه پادشاهی و فرمانروایی است که خدای عزوجل آن را بزرگ شمرده تا جایی که آن را «بزرگ» نامیده است؟ فرمود: هنگامی که خداوند اهل بهشت را به بهشت درمیآورد، فرستادهای را به سوی یکی از اولیای خود روانه میکند؛ آن فرستاده دربانان را بر درگاهش میبیند که به او میگویند: «بایست تا برایت اجازه بگیریم»؛ از این رو فرستادهٔ پروردگارش جز با اجازه بر او وارد نمیشود؛ و این همان سخن خدای عزوجل است که میفرماید: « وَ إِذٰا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً » (و چون آنجا را بنگری، نعمتی فراوان و پادشاهیای بزرگ میبینی).
و در «مجمع البیان» دربارهٔ آیهٔ « وَ إِذٰا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً » (و چون آنجا را بنگری، نعمتی فراوان و پادشاهیای بزرگ میبینی) از امام صادق (ع) روایت شده است: «[فرمانرواییای که] زوال نمیپذیرد و نابود نمیشود».