أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا
یا [اندکی] بر آن بیفزای، و قرآن را شمرده و با تأمل بخوان.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲ تا ۴ با هم
خدای متعال میفرماید: « قُمِ اللَّيْلَ إِلاّٰ قَلِيلاً نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً » (شب را ــ مگر اندکی از آن را ــ برخیز؛ نیمی از آن را، یا اندکی از آن بکاه، یا بر آن بیفزای و قرآن را شمرده و با درنگ بخوان). مراد از برخاستنِ شب، برخاستن در شب برای نماز است؛ از این رو واژهٔ «اللیل» از روی گسترش معنایی (توسّع، یعنی قرار گرفتن ظرف در جایگاه مفعولبه) مفعولبه است، مانند این سخن عرب که میگوید:
تفسیر آیههای ۳ و ۴ با هم
و سخن خدا که میفرماید: « نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً أَوْ زِدْ عَلَيْهِ »؛ ظاهر سیاق نشان میدهد که این عبارت بَدَل از « اَللَّيْلَ إِلاّٰ قَلِيلاً » است که تکلیفِ برخاستن به آن تعلّق یافته بود. دو ضمیرِ « مِنْهُ » و « عَلَيْهِ » به «نصف» بازمیگردد و ضمیر « نِصْفَهُ » به «شب». معنای آیه چنین است: نیمی از شب را برخیز، یا اندکی از نیمه بکاه، یا اندکی بر نیمه بیفزای؛ و تردید میان این سه حالت برای دادنِ اختیار (تخییر) است؛ به این معنا که او میان برخاستن در نیمی از شب، برخاستن در اندکی کمتر از نیمه، و برخاستن در اندکی بیش از آن، مخیّر شده است.
و برخی گفتهاند: « نِصْفَهُ » بَدَل از مستثنا، یعنی « قَلِيلاً » است. در این صورت معنا چنین خواهد بود: همهٔ شب را برخیز مگر نیم آن را، یا اندکی از نیمه بکاه که در نتیجه اندکی بیشتر از نیمه را برخیزی، یا بر نیمه بیفزای که در نتیجه کمتر از نیمه را برخیزی؛ و جملهٔ بدل، ابهامِ مستثنا را بهصورت مطابقی (مستقیم) و ابهام مستثنیمنه را بهصورت التزامی (لازمهٔ کلام) برطرف میکند؛ درست برعکس وجه پیشین.
این دو وجه گرچه در نتیجه یکی هستند، اما وجه پیشین به ذهن نزدیکتر است؛ زیرا نیاز به برطرف کردن ابهام از متعلق حکم (چیزی که حکم به آن تعلق گرفته) مقدّم بر نیاز به رفع ابهام از وابستهها و پیوستهای آن است. بنابراین، بَدَل بودنِ عبارتِ «نصفه» و مابعد آن از واژهٔ «اللیل» ــ که لازمهاش برطرف شدن ابهام از متعلق تکلیف به دلالت مطابقی است ــ نسبت به بدل بودنش از « قَلِيلاً »، به ذهن نزدیکتر است.
تفسیر آیههای ۲ تا ۴ با هم
و برخی گفتهاند: «نصفه» بدل از «اللیل» است، اما مراد از «اندک» (قلیل)، اندکی از شبهاست نه بخش اندکی از ساعات یک شب؛ و معنا چنین میشود: نیمی از شب، یا اندکی کمتر از آن، یا اندکی بیشتر از آن را [به نماز] برخیز، مگر در شبهای اندکی؛ یعنی شبهایی که عذری مانند بیماری یا غلبهٔ خواب و نظایر آن پیش میآید. این وجه نیز اشکالی ندارد، اما وجه نخست از این هم به ذهن نزدیکتر است.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲ تا ۴ با هم
روایتی که از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: «القليل النصف أو انقص من القليل قليلا-أو زد على القليل قليلا»؛ قلیل همان نصف است، یا از قلیل اندکی بکاه، یا بر قلیل اندکی بیفزای.
تفسیر آیهٔ ۴ سورهٔ مزمل، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۶۰ تا ۷۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/73/4/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و سخن خدا که میفرماید: « وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً »؛ ترتیلِ قرآن به معنای تلاوت آن با آشکار و روشن ادا کردنِ حروف در پی یکدیگر است؛ و این جمله بر سخنِ « قُمِ اللَّيْلَ » عطف شده است؛ یعنی: شب را [برای عبادت] برخیز و قرآن را شمرده و با درنگ بخوان.
ظاهر این است که مقصود از ترتیلِ قرآن، ترتیلخوانیِ آن در نماز است، یا اینکه مراد از آن خودِ نماز است؛ و خدای پاک و منزه با تعبیری نظیر این از نماز یاد کرده و فرموده است: «أَقِمِ الصَّلاٰهَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِليٰ غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كٰانَ مَشْهُوداً» (اسراء: ۷۸؛ نماز را از زوال خورشید تا نهایت تاریکیِ شب برپا دار، و [نیز] قرآنِ سپیدهدم [نماز صبح] را؛ چراکه قرآنِ سپیدهدم همواره مشهودِ [فرشتگان] است). و برخی گفتهاند: مقصود، واجب ساختنِ تلاوت قرآن است، نه نماز.
بحث روایی
و در کتاب «الدر المنثور»، عسکری در «المواعظ» از علی (ع) روایت کرده است که از پیامبر خدا (ص) دربارهٔ سخن خدا: « وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً » (و قرآن را شمرده و با ترتیل بخوان) پرسیده شد؛ فرمود: «بينه تبيينا، و لا تنثره نثر الدقل، و لا تهذه هذ الشعر، قفوا عند عجائبه، و حركوا به القلوب، و لا يكن هم أحدكم آخر السورة»؛ آن را کاملاً آشکار و شمرده بخوان، و مانند خرمای خشک و نامرغوب [پراکنده و بینظم] بر زمین مریز، و آن را شتابان همچون شعر مخوان؛ نزد شگفتیهایش درنگ کنید، دلها را با آن تکان دهید، و همتِ هیچیک از شما رسیدن به پایان سوره نباشد.
میگویم: این معنا در «اصول کافی» نیز به سند او از عبدالله بن سلیمان از امام صادق از امام علی (ع) روایت شده است، با این عبارت: «بينه تبيينا و لا تهذه هذ الشعر، و لا تنثره نثر الرمل، و لكن أفرغوا قلوبكم القاسية- و لا يكن هم أحدكم آخر السورة» [پاورقی منبع: «أفرغ الإناء» یعنی ظرف را خالی کرد]؛ آن را کاملاً روشن بیان کن و چون شعر با شتاب مخوان، و مانند ریگ مپاش، بلکه دلهای سختِ خود را [برای پذیرش آن] خالی و آماده سازید، و همتِ هیچیک از شما رسیدن به پایان سوره نباشد.
و در همان کتاب، ابن ابیشیبه از طاووس روایت کرده است که گفت: از پیامبر خدا (ص) پرسیده شد کدامیک از مردم قرائتِ نیکوتری دارند؟ فرمود: «الذي إذا سمعته يقرأ رأيت أنه يخشى الله»؛ کسی که هرگاه بشنوی قرآن میخواند، ببینی که از خدا خشیت و پروا دارد.
و در «اصول کافی» به سند خود از علی بن ابیحمزه روایت کرده که امام صادق (ع) فرمود: «إن القرآن لا يقرأ هذرمة و لكن يرتل ترتيلا- فإذا مررت بآية فيها ذكر الجنة فقف عندها- و اسأل الله عز و جل الجنة، و إذا مررت بآية فيها ذكر النار فقف عندها- و تعوذ بالله من النار» [پاورقی منبع: «الْهَذْرَمَة» شتاب کردن در خواندن است]؛ همانا قرآن با تندخوانی و شتاب خوانده نمیشود، بلکه باید شمرده و با ترتیل خوانده شود؛ پس هرگاه به آیهای رسیدی که در آن یادی از بهشت است، نزد آن درنگ کن و از خدای عزّ و جلّ بهشت را بخواه، و هرگاه به آیهای رسیدی که در آن یادی از آتش است، نزد آن درنگ کن و به خدا از آتش پناه ببر.
و در «مجمعالبیان» دربارهٔ معنای ترتیل، از ابوبصیر از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «هو أن تتمكث فيه و تحسن به صوتك»؛ ترتیل آن است که در آن درنگ کنی و صدایت را با آن نیکو سازی.
و در همان کتاب، از امسلمه روایت شده که گفت: «كان رسول الله ص يقطع قراءته آية آية»؛ پیامبر خدا (ص) قرائت خود را آیه به آیه جدا میکرد (میان هر آیه وقف میفرمود).
و در همان کتاب، از اَنَس روایت شده است که گفت: «كان(ص)يمد صوته مدا»؛ پیامبر خدا (ص) صدایش را [هنگام تلاوت قرآن] کاملاً میکشید.