عُتُلِّۭ بَعۡدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ
درشتخوی و خشن، و گذشته از اینها بیریشه و بدنام؛
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۰ تا ۱۳ با هم
خدای متعال میفرماید: « وَ لاٰ تُطِعْ كُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِينٍ -إلي قوله- زَنِيمٍ » (و از هیچ سوگندپیشهای پستمایه پیروی مکن... ادامه در متن کامل
اینها نُه صفت ناپسند است که خداوند با آنها برخی از دشمنان دین را توصیف فرموده است؛ همان کسانی که پیامبر (ص) را به پیروی از خود و سازشکاری فرا میخواندند؛ و این صفات، گردآمدهٔ همهٔ رذیلتهاست. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۳ سورهٔ قلم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۳۷۱ تا ۳۷۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/68/13/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
«و العتل» با دو ضمه (عُتُلّ)، همان انسان بدزبان و درشتخو است. این واژه به فرد بددهن و بداخلاق، خشن و سرسخت در دشمنی به باطل، پرخور و بخیل نسبت به دیگران، و کسی که مردم را با خشونت میکشد و به بازداشت یا شکنجه میبرد، تفسیر شده است.
«و الزنيم» کسی است که اصالت و نسبی ندارد؛ و گفته شده: او کسی است که به دروغ خود را به تباری چسبانده در حالی که از آنان نیست؛ و گفتهاند:
او کسی است که به پستی و فرومایگی شناخته میشود؛ و نیز گفتهاند: کسی است که در بدی نشانهای دارد که با آن شناخته میشود، به گونهای که هرگاه از بدی سخن به میان آید، ابتدا او به ذهن خطور میکند؛ و این معانی به هم نزدیکاند.
و سخن خدای متعال که فرمود: « عُتُلٍّ بَعْدَ ذٰلِكَ زَنِيمٍ » (گذشته از اینها، درشتخو و بیریشه است)، معنایش این است که او، پس از تمام آنچه از عیبها و پستیهایش بیان شد، انسانی خشن و بیتبار است. و گفتهاند: این تعبیر بر این دلالت دارد که این دو رذیلت، سختترین و بزرگترین عیبهای او هستند.
و ظاهر آن است که آیه اشاره میکند به اینکه او دارای صفات پلیدی است که با داشتن آنها سزاوار نیست در امر حق از او پیروی شود؛ و حتی اگر از آن صفات چشمپوشی شود، او فردی درشتخو، سنگدل و بیریشه است که در جامعهٔ انسانی هرگز نباید به مانند او اعتنا شود؛ پس باید طرد گردد، و نه در گفتار از او اطاعت شود و نه در کردار از او پیروی گردد.
بحث روایی
و در همان کتاب از شداد بن اوس روایت شده که گفت: پیامبر خدا(ص) فرمود: «لا يدخل الجنة جواظ و لا جعظري و لا عتل زنيم» (هیچ متکبرِ مالاندوز و هیچ بدخویِ خودپسند و هیچ سنگدلِ فرومایهای به بهشت درنمیآید). گفتم: «جَواظ» کیست؟ فرمود: «كل جماع مناع» (هر آنکس که بسیار مال گرد میآورد و از بخشش آن خودداری میکند). گفتم: «جَعظَری» کیست؟
فرمود: «الفظ الغليظ» (انسان تندخو و خشن). گفتم: «عُتُلّ زنيم» کیست؟ فرمود: «كل رحيب الجوف-سيء الخلق أكول شروب غشوم ظلوم زنيم» (هر شکمبارهٔ بدخویِ پرخور و پرنوش و بسیار ستمپیشهٔ بیاصلونسب).
و در همان کتاب دربارهٔ معنای «زنیم» آمده است: گفته شده: «هو الذي لا أصل له» (کسی است که ریشه و اصالتی ندارد).
و در همان کتاب، به نقل از تفسیر قمی، دربارهٔ سخن خداوند: « عُتُلٍّ بَعْدَ ذٰلِكَ زَنِيمٍ » آمده است: فرمود: «العتل العظيم الكفر الزنيم الدعي» (عتل، سرسخت در کفر است و زنیم، فرد بیاصل و حرامزاده است).