يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِذَا جَآءَكَ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ يُبَايِعۡنَكَ عَلَىٰٓ أَن لَّا يُشۡرِكۡنَ بِٱللَّهِ شَيۡـٔٗا وَلَا يَسۡرِقۡنَ وَلَا يَزۡنِينَ وَلَا يَقۡتُلۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ وَلَا يَأۡتِينَ بِبُهۡتَٰنٖ يَفۡتَرِينَهُۥ بَيۡنَ أَيۡدِيهِنَّ وَأَرۡجُلِهِنَّ وَلَا يَعۡصِينَكَ فِي مَعۡرُوفٖ فَبَايِعۡهُنَّ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُنَّ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ
ای پیامبر، هنگامی که زنان باایمان نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند بر اینکه چیزی را شریک خدا نسازند، دزدی نکنند، زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و بهتانی نبافند که پیش دست و پای خود آورند (فرزندی نامشروع را به دروغ به شوهر نسبت ندهند)، و در هیچ کار پسندی از تو نافرمانی نکنند، با آنان بیعت کن و برایشان از خدا آمرزش بخواه؛ بیگمان خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
تفسیر آیهٔ ۱۲ سورهٔ ممتحنه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۲۴۲ تا ۲۴۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/60/12/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذٰا جٰاءَكَ الْمُؤْمِنٰاتُ يُبٰايِعْنَكَ » (ای پیامبر، چون زنان باایمان نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند...). این آیه دربردارندهٔ حکم بیعت زنان مؤمن با پیامبر (ص) است؛ و در عبارتِ « عَليٰ أَنْ لاٰ يُشْرِكْنَ » (بر این شرط که شرک نورزند...) اموری را بر آنان شرط کرده است؛ برخی از این امور میان زنان و مردان مشترک است، مانند پرهیز از شرک و نافرمانی نکردن از رسول خدا در کارهای پسندیده؛ و برخی دیگر با زنان پیوند نزدیکتری دارد، چراکه تدبیر درون خانه بهطور طبیعی بر عهدهٔ آنان است و زنان یگانه راه حفظ پاکدامنی خانواده، تداوم نسل و طهارت موالیدند؛ و این امور عبارتاند از پرهیز از دزدی، زنا، کشتن فرزندان و نسبت دادن فرزندی بیگانه به شوهرانشان، هرچند این موارد نیز از جهتی میان زن و مرد مشترک است.
پس سخن خدا که فرمود: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذٰا جٰاءَكَ الْمُؤْمِنٰاتُ يُبٰايِعْنَكَ » شرط است و جواب آن، این فرموده است: « فَبٰايِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللّٰهَ » (پس با آنان بیعت کن و برایشان از خدا آمرزش بخواه).
و سخن خدا که فرمود: « عَليٰ أَنْ لاٰ يُشْرِكْنَ بِاللّٰهِ شَيْئاً » یعنی چیزی از بتها و معبودهای باطل را شریک خدا نسازند؛ و این شرطی است که هیچ انسانی در هیچ حالی از آن بینیاز نیست.
و سخن خدای متعال که: « وَ لاٰ يَسْرِقْنَ » (و دزدی نکنند)، یعنی نه از شوهرانشان و نه از دیگران، بهویژه نه از شوهرانشان، چنانکه سیاق کلام بر آن دلالت دارد؛ و سخن او که: « وَ لاٰ يَزْنِينَ » (و زنا نکنند)، یعنی چه با گرفتن دوستان نامشروع و چه جز آن؛ و سخن او که: « وَ لاٰ يَقْتُلْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ » (و فرزندانشان را نکشند)، خواه با زندهبهگور کردن و جز آن و خواه با سقط جنینها.
و سخن خدای متعال که: « وَ لاٰ يَأْتِينَ بِبُهْتٰانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ » (و بهتانی نیاورند که آن را پیش روی خود و میان پاهایشان بربافند)؛ و این بدان صورت است که از زنا باردار شوند، سپس فرزند را به دنیا آورند و به شوهرانشان نسبت دهند. بنابراین، ملحقکردنِ فرزند به این شیوه به شوهرانشان و نسبتدادنِ دروغینِ او به آنان، بهتانی است که میان دستها و پاهای خود میبافند؛ زیرا نوزاد هنگامی که مادرش او را به دنیا میآورد، میان دستها و پاهای او فرومیافتد. و شرط دوری از زنا از این شرط بینیاز نمیکند؛ چراکه این دو با یکدیگر تفاوت دارند و هر کدام موضوعِ نهی و تحریمِ مستقلی است.
و سخن او که: « وَ لاٰ يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ » (و در هیچ کار پسندی نافرمانیات نکنند)؛ با اینکه نافرمانی در نهایت به خدای متعال بازمیگردد، در اینجا نافرمانی را به پیامبر (ص) نسبت داد و نه به خداوند؛ زیرا مراد آن است که با نافرمانی، از سنّتی که پیامبر (ص) بنا میگذارد و در جامعهٔ اسلامی به اجرا درمیآورد سرپیچی نکنند، تا آنچه ایشان سنّت نهاده است نزد مسلمانان و در جامعهٔ اسلامی همان کار پسندیده باشد.
از اینجا روشن میشود که نافرمانی در کار پسندیده، گستردهتر از ترکِ کار پسندیده (مانند ترک نماز و زکات) و انجامِ کار ناپسند (مانند خودنمایی زنان همچون خودنماییِ جاهلیت نخستین) است.
و در سخن خدای متعال که: « إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » (همانا خداوند آمرزنده و مهربان است)، بیانِ اقتضای آمرزش و تقویت امیدواری است.
بحث روایی
و در کافی به سند خود از ابان روایت کرده است که امام صادق(ع) فرمود: چون پیامبر خدا(ص) مکه را فتح کرد، با مردان بیعت فرمود؛ سپس زنان آمدند تا با او بیعت کنند، پس خدای عزوجل نازل فرمود: « يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذٰا جٰاءَكَ الْمُؤْمِنٰاتُ يُبٰايِعْنَكَ » (ای پیامبر! هنگامی که زنان باایمان نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند...) تا پایان آیه.
هند گفت: «اما فرزندان؛ ما در خردسالی پرورششان دادیم و تو در بزرگسالی آنان را کشتی!» و امحکیم دختر حارث بن هشام ــ که همسر عکرمة بن ابیجهل بود ــ گفت: «ای پیامبر خدا، آن معروفی که خدا به ما فرمان داده است تا در آن از تو نافرمانی نکنیم چیست؟» فرمود: «لا تلطمن خدا،و لا تخمشن وجها،و لا تنتفن شعرا، و لا تشققن جيبا،و لا تسودن ثوبا،و لا تدعين بويل» (به رخسار سیلی نزنید، صورتی را نخراشید، مویی را نکَنید، گریبانی را چاک نزنید، جامهای را سیاه نکنید، و بانگ واویلا سر مدهید.) پس پیامبر خدا(ص) بر این پایه با آنان بیعت فرمود.
پس [امحکیم] گفت: «ای پیامبر خدا، چگونه با تو بیعت کنیم؟» فرمود: «إنني لا أصافح النساء» (من با زنان دست نمیدهم.) آنگاه پیالهای از آب طلبید و دست خویش را در آن فرو برد و بیرون آورد، سپس فرمود: «أدخلن أيديكن في هذا الماء» (دستهای خود را در این آب فرو برید.)
میگویم: روایات دربارهٔ این مضامین، از طریق شیعه و اهلسنت، مستفیض است (بسیار فراوان نقل شده است).
و در تفسیر قمی به سند خود از عبدالله بن سنان روایت کرده است که گفت: از امام صادق(ع) دربارهٔ سخن خداوند: « وَ لاٰ يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ » (و در هیچ معروفی از تو نافرمانی نکنند) پرسیدم؛ فرمود: «آن همان نماز و زکاتی است که خداوند بر آنان واجب ساخته، و هر کار نیکی است که به آن فرمانشان داده است.»
میگویم: این روایت گواه آن است که آنچه در روایات دربارهٔ تفسیرِ «معروف» آمده ــ مانند سخن آن حضرت: «لا تلطمن خدا إلخ» (به رخسار سیلی نزنید...)، و در برخی روایات دیگر: «أن لا تتبرجن تبرج الجاهلية الأولى» (که مانند خودنماییِ دوران جاهلیت نخستین خودنمایی نکنید) ــ از قبیل اشاره به برخی از مصداقها است.