سورهٔ ۵۸ · جلد ۱۹ المیزان

تفسیر آیهٔ ۷ سورهٔ مجادله

ألم تر أن الله يعلم ما في السموت وما في

سورهٔ ۵۸ · آیهٔ ۷

أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواْۖ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ

آیا ندانسته‌ای که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است می‌داند؟ هیچ گفت‌وگوی پنهانیِ سه نفری نیست مگر اینکه او چهارمینِ آن‌هاست، و نه پنج نفری مگر اینکه او ششمینِ آن‌هاست، و نه کمتر از آن و نه بیشتر، مگر اینکه او هر جا باشند با آن‌هاست؛ سپس روز قیامت آنان را به آنچه انجام داده‌اند آگاه می‌سازد؛ بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست.

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: « أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ يَعْلَمُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ » (آیا ندانسته‌ای که خدا آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است می‌داند؟). استفهام در اینجا انکاری است (پرسشی برای یادآوری امری قطعی و ردّ خلاف آن)، و مقصود از «دیدن» (رؤیت)، به‌صورت استعاره، همان علم یقینی است. این جمله مقدمه‌ای است که با آن، دلیلِ سخنِ پس از خود بیان می‌شود؛ یعنی همراه بودنِ خدای متعال با اهل نجوا و آگاهیِ کاملش از گفت‌وگوی پنهانیِ آنان.

خدای متعال می‌فرماید: « مٰا يَكُونُ مِنْ نَجْويٰ ثَلاٰثَهٍ إِلاّٰ هُوَ رٰابِعُهُمْ وَ لاٰ خَمْسَهٍ إِلاّٰ هُوَ سٰادِسُهُمْ » (هیچ گفت‌وگوی پنهانی‌ای میان سه تن نیست مگر اینکه او چهارمین آنهاست، و نه میان پنج تن مگر اینکه او ششمین آنهاست) تا پایان آیه. «نجوا» مصدری است به معنای تناجی، یعنی رازگویی و پنهانی سخن گفتن؛ و ضمیرهای مفرد به خدای پاک و منزه بازمی‌گردد. مقصود از « رٰابِعُهُمْ » و « سٰادِسُهُمْ »، این است که او با شریک‌بودن در علم به آنچه درباره‌اش پنهانی سخن می‌گویند و با همراهی با آنان در آگاهی از رازشان، آن سه تن را به چهار تن و آن پنج تن را به شش تن می‌رساند؛ چنان‌که قراین پیرامون این کلام نیز بر این معنا گواهی می‌دهد: هم از سخن ابتدای آیه که می‌فرماید: « أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ يَعْلَمُ » (آیا ندانسته‌ای که خدا می‌داند...) و هم از پایان آن که می‌فرماید: « إِنَّ اللّٰهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » (بی‌گمان خدا به هر چیزی داناست).

و فرمودهٔ او: « وَ لاٰ أَدْنيٰ مِنْ ذٰلِكَ وَ لاٰ أَكْثَرَ » یعنی نه کمتر از این شمارِ یادشده و نه بیشتر از آن؛ و با این دو کلمه، کلامْ شمارِ اهل نجوا را به هر تعدادی که باشد در بر می‌گیرد؛ کمتر از آن، یعنی کمتر از سه تن که دو تن است و کمتر از پنج تن که چهار تن است؛ و بیشتر از آن، یعنی بیشتر از پنج تن که شش تن و بالاتر از آن را شامل می‌شود.

از لطافت‌های سیاق آیه این است که مراتبِ اعدادِ یادشده (سه، چهار، پنج و شش) بدون هیچ تکراری در پیِ هم آمده‌اند؛ از این رو نفرموده است: «از نجوای سه تن نیست مگر اینکه او چهارمین آنهاست، و نه چهار تن مگر اینکه او پنجمین آنهاست» و به همین ترتیب تا آخر.

و فرمودهٔ او: « إِلاّٰ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مٰا كٰانُوا » (مگر اینکه او هر کجا که باشند با آنان است)، مقصود از آن، همراهی از جهت علم به همان چیزی است که پنهانی درباره‌اش سخن می‌گویند، و مشارکت با آنان در این آگاهی است.

از این بیان روشن می‌شود که مقصود از اینکه خدای متعال چهارمینِ آن سه نجویکننده و ششمینِ آن پنج نجویکننده است، همراهی او با ایشان در علم و شریک‌بودنش در آگاهی از رازی است که پوشیده می‌دارند، نه اینکه همانندِ آنان باشد و با آنان شمارش را کامل کند؛ چرا که هر یک از آنها شخصی واحد و جسمانی است که با پیوستن به فردی چون خود، شمارِ دو تن و با دو فرد چون خود، شمارِ سه تن شکل می‌گیرد؛ در حالی که خدای پاک و منزه از جسمانیت پیراسته و از مادیت مبرّا است.

زیرا مقتضای سیاق آن است که مستثنا از عبارتِ « مٰا يَكُونُ مِنْ نَجْويٰ »، معنایی یگانه است؛ و آن اینکه هیچ نجوایی بر خدا پوشیده نمی‌ماند. از این رو، تعبیرهای « إِلاّٰ هُوَ رٰابِعُهُمْ » (مگر اینکه او چهارمین آنهاست) و « إِلاّٰ هُوَ سٰادِسُهُمْ » (مگر اینکه او ششمین آنهاست) در معنای همان فرمودهٔ اوست که: « إِلاّٰ هُوَ مَعَهُمْ » (مگر اینکه او با آنهاست)؛ و آن، همراهیِ علمی است؛ یعنی او در علم با آنان شریک و همگام است، یا همراهیِ وجودی است؛ بدین معنا که هرگاه گروهی در حال نجوا فرض شوند، خدای پاک و منزه در آنجا شنوا و دانا حاضر است.

و در فرمودهٔ او: « أَيْنَ مٰا كٰانُوا » (هر کجا که باشند)، تعمیمی از جهت مکان آمده است؛ زیرا از آنجا که همراهیِ خدای متعال با آنان از جهت علم است نه هم‌نشینیِ جسمانی، با تفاوت مکان‌ها در دوری و نزدیکی، این حقیقت دگرگون نمی‌شود و تفاوت نمی‌کند؛ پس هیچ مکانی از خدای پاک و منزه خالی نیست و او در مکانی هم قرار ندارد.

از آنچه گذشت همچنین روشن می‌شود که دلالت آیه بر همراهیِ خدای متعال با نجواکنندگان و چهارمیِ آن سه تن و ششمیِ آن پنج تن بودن، با آنچه پیش‌تر به‌تفصیل در ذیل کلام خدای متعال: «لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ ثٰالِثُ ثَلاٰثَهٍ» (مائده: ۷۳) گذشت منافاتی ندارد؛ مبنی بر اینکه یگانگیِ خدای متعال، عددی نیست، بلکه یگانگیِ احدی (یکتاییِ ناب و بی‌مانند) است که با آن فرضِ هر دومی در کنار او ناممکن است. پس مقصود از همراهیِ او با آنان و چهارمیِ آن سه تن و ششمیِ آن پنج تن بودنش این است که او به آنچه با هم نجوا می‌کنند آگاه است و هر چه را از دیگران پنهان می‌دارند، برای او کاملاً آشکار و نمایان است؛ نه اینکه وجودی محدود و شمارش‌پذیر داشته باشد تا بتوان برایش دومی و سومی و مانند آن فرض کرد.

و کلام خدای متعال: «ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ» یعنی سپس در روز قیامت آنان را از حقیقتِ کرداری که انجام داده‌اند، از جمله نجوا و سخنانِ درگوشی‌شان، باخبر می‌سازد.

و کلام خدا: « إِنَّ اللّٰهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » (همانا خدا به هر چیزی داناست) دلیلی برای عبارت « ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ » (سپس باخبرشان می‌سازد) و تأکیدی بر همان سخنِ پیشین دربارهٔ آگاهیِ او از آنچه در آسمان‌ها و زمین است و همراهی‌اش با نجواکنندگان است.

این آیه زمینه‌چینی و مقدمه‌ای شایسته برای مضمونِ آیات بعدی به شمار می‌رود و پایانِ آن نیز لحنی تند دارد که با نکوهش و تهدیدِ موجود در آیات بعد مرتبط است.

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۷ سورهٔ مجادله، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۱۸۴ تا ۱۸۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/58/7/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی