إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمٗاۖ قَالَ سَلَٰمٞ قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ
هنگامی که بر او وارد شدند و گفتند: «سلام!»، [او نیز] گفت: «سلام، [شما] مردمی ناشناسید!»
تفسیر آیهٔ ۲۵ سورهٔ ذاریات، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۳۷۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/51/25/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقٰالُوا سَلاٰماً قٰالَ سَلاٰمٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ » (آنگاه که بر او وارد شدند و گفتند: «سلام!»، [ابراهیم] گفت: «سلام، شما مردمی ناآشنایید» [ذاریات: ۲۵]). کلمهٔ «إِذْ» (آنگاه که) ظرف زمان و وابسته به واژهٔ « حَدِيثُ » (داستانِ...) در آیهٔ پیشین است؛ و « سَلاٰماً » سخنِ فرشتگان است که عاملِ اعرابِ آن حذف شده و در اصل چنین بوده است: «نسلم عليك سلاما» (بر تو سلام میفرستیم).
و تعبیر « قٰالَ سَلاٰمٌ » (گفت: سلام)، فعل گفتن و سخنِ گفتهشده است؛ و « سَلاٰمٌ » مبتدایی است که خبرِ آن حذف شده و در تقدیر «سلام عليكم» (سلام بر شما باد) بوده است. اینکه ابراهیم (ع) پاسخ سلام را به صورت جملهٔ اسمیه ــ که بر ثبوت و دوام دلالت دارد ــ بیان کرد، پاسخی نیکوتر از درود فرشتگان با واژهٔ «سلاما» بود؛ زیرا درود آنان در قالب جملهٔ فعلیه بود و بر حدوث (پدیدآمدنِ گذرا) دلالت میکرد.
و اینکه فرمود: « قَوْمٌ مُنْكَرُونَ » (گروهی ناشناختهاند)، ظاهرش این است که بازگویی سخن ابراهیم در دل خویش است؛ به این معنا که چون آنان را دید، ناشناسشان یافت و با خود گفت: اینان گروهی ناآشنایند. و این مطلب با فرمودهٔ خدای متعال در آیهٔ «فَلَمّٰا رَأيٰ أَيْدِيَهُمْ لاٰ تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ» (هود: ۷۰) ناسازگاری ندارد؛ که در آنجا ناشناختنِ مهمانان را پس از پیشآوردنِ گوسالهٔ بریان برایشان یاد کرده است، چراکه آنچه در این سوره آمده، حدیث نفس و گفتوگوی درونی اوست و آنچه در سورهٔ هود آمده، آشکارشدنِ آن ناشناسانگاری در چهرهاش است، به گونهای که در ظاهر او دیده میشد.
و این معنا موجّهتر از سخن جمعی از مفسران است که گفتهاند: این عبارت، بازگویی سخن ابراهیم (ع) خطاب به خود آنان است و تقدیرش «أنتم قوم منکرون» (شما گروهی ناشناسید) میباشد.