أَفَحُكۡمَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ يَبۡغُونَۚ وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكۡمٗا لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ
آیا جویای داوری جاهلیت هستند؟ و برای مردمی که اهل یقیناند، داوریِ چهکسی از خدا بهتر است؟
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۴۱ تا ۵۰ با هم
بدان که در این آیات، مواردی از التفات (چرخش کلام از سبکی به سبک دیگر) وجود دارد؛ مانند چرخش از متکلم وحده (من) یا متکلم معالغیر (ما) به غایب (او) و برعکس؛ مانند سخن او که: « إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ » (همانا خدا دادگران را دوست دارد)، و سپس: « إِنّٰا أَنْزَلْنَا التَّوْرٰاهَ » (ما تورات را نازل کردیم)، و… ادامه در متن کامل
و در مواردی که با صیغهٔ متکلم وحده آمده است، مقصود این است که کار تنها به خدا واگذار است و هیچ سرپرستی در آن دخالت نمیکند و هیچ شفاعتکنندهای در آن میانجیگری نمینماید؛ بنابراین اگر ترغیب یا وعدهای باشد، برپادارندهٔ آن تنها خدای پاک و منزه است و او کریمترین کسی است که به وعدهاش وفا میکند؛ و اگر هشدار یا تهدید به عذابی باشد، بسیار سختتر و دشوارتر خواهد بود و به دست هیچ شفاعتکننده یا سرپرستی از انسان بازگردانده نمیشود؛ زیرا کار به خودِ خدا بازمیگردد و او هر واسطهای را نفی کرده و هر سببِ میانجی را برداشته است، پس این نکته را دریاب؛ و پارهای از سخن در این باره، در برخی مباحث گذشته بیان شد. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۴۸ و ۵۰ با هم
میگویم: در هر دو معنا روایات فراوانی از راههای شیعه و اهلسنت در احادیث مربوط به قضاوت و شهادات آمده است، و آیه بر هر دو معنا اشعار دارد بلکه بر هر دو دلالت میکند: اما نسبت به معنای نخست، از آن روست که داوری به ستم—خواه بدان آگاه باشد و خواه بدون علم داوری کند و اتفاقاً ستم از کار درآید—و همچنین داوری به حق بدون آگاهی، همگی پیروی از هوای نفس است و خداوند از آن نهی کرده و فرموده است: « فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَكَ مِنَ الْحَقِّ » (پس میان آنان بر پایهٔ آنچه خدا نازل کرده حکم کن و در برابر حقی که به سویت آمده، از هواهای نفسانیشان پیروی مکن) [مائده: ۴۸]؛ پس خداوند از پیروی هوای نفس در داوری برحذر داشته و آن را در برابر حکم به حق قرار داده است. از این رو دانسته میشود که آگاهی به حق، شرط جواز داوری است وگرنه روا نیست، چرا که پیروی از هوای نفس در آن وجود دارد؛
تفسیر آیهٔ ۵۰ سورهٔ مائده، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۵، صفحهٔ ۳۵۵ تا ۳۶۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/5/50/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « أَ فَحُكْمَ الْجٰاهِلِيَّهِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّٰهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ » (آیا داوریِ جاهلیت را میجویند؟ و برای گروهی که باورِ یقینی دارند، چه کسی در داوری از خدا نیکوتر است؟). این سخن در قالب پرسش، فرع و نتیجهای است بر آنچه در آیهٔ پیشین از رویگردانیِ آنان بیان شد، با آنکه آنچه از آن روی میگردانند، حکم است؛ همان حکمِ خدا که به سویشان فرود آمده و حقّی که میدانستند حق است. همچنین ممکن است این سخن در جایگاه نتیجهٔ گریزناپذیری باشد که از بیان تمام آیات پیشین به دست میآید.
و معنا چنین است: هنگامی که این احکام و شریعتها حق و فرودآمده از جانب خدا هستند و فراتر از آنها هیچ حکم حقّی نیست، و فروتر از آنها نیز جز حکم جاهلیتِ برخاسته از هواپرستی وجود ندارد، پس این کسانی که از حکم حق روی برمیتابند، با رویگردانیشان چه میخواهند، در حالی که جز حکم جاهلیت چیزی در میان نیست؟ آیا حکم جاهلیت را میجویند، در حالی که برای این مدعیانِ ایمان، هیچکس در داوری نیکوتر از خدا نیست؟
بنابراین، سخنِ خدای متعال: « أَ فَحُكْمَ الْجٰاهِلِيَّهِ يَبْغُونَ » (آیا داوریِ جاهلیت را میجویند؟) پرسشی توبیخی (سرزنشآمیز) است؛ و سخنِ « وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّٰهِ حُكْماً » (و چه کسی در داوری از خدا نیکوتر است؟) پرسشی انکاری است؛ یعنی هیچکس در داوری نیکوتر از خدا نیست، و حکم همواره به دلیل نیکوییاش پیروی میشود. و در سخنِ « لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ » (برای گروهی که یقین دارند)، به کار گرفتن وصفِ یقین، گوشهوکنایهای به آنان است که اگر در ادعای ایمان به خدا راست میگویند، باید به آیات او یقین داشته باشند؛ و کسانی که به آیات خدا یقین دارند، منکر آناند که کسی در داوری نیکوتر از خدای پاک و منزه باشد.
بحث روایی
در تفسیر برهان ذیل سخن خدای متعال: « أَ فَحُكْمَ الْجٰاهِلِيَّهِ يَبْغُونَ » (آیا حکم جاهلیت را میجویند؟) [مائده: ۵۰]، از «کافی» به سند خود از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش به شکل مرفوع از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «قاضیان چهار دستهاند: سه دسته در آتشاند و یک دسته در بهشت: مردی که آگاهانه به ستم داوری میکند، او در آتش است؛ و مردی که ندانسته به ستم داوری کرده است، او [نیز] در آتش است؛ و مردی که ندانسته به حق داوری کرده است، او [هم] در آتش است؛ و مردی که آگاهانه به حق داوری کرده است، او در بهشت است.»
و آن حضرت (ع) فرمود: «داوری و حکم دو گونه است: حکم خدا و حکم جاهلیت؛ پس هر کس از حکم خدا به خطا رود، به حکم جاهلیت داوری کرده است.»
افزون بر اینکه عنوانِ «حکم جاهلیت»—که در برابر حکم خدای متعال است—بر آن صدق میکند.
و اما معنای دوم، یعنی تقسیمشدن حکم به دو بخش «حکم جاهلیت» و «حکم خدا»، از ظاهر این سخن خدای متعال دانسته میشود که میفرماید: « أَ فَحُكْمَ الْجٰاهِلِيَّهِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّٰهِ حُكْماً » (آیا جویای حکم جاهلیتاند؟ و چه کسی در حکمکردن از خدا بهتر است؟)؛ این دلالت، از تقابلی برمیآید که میان این دو حکم برقرار شده است؛ و خدا داناتر است.