وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَوۡلَا نُزِّلَتۡ سُورَةٞۖ فَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ مُّحۡكَمَةٞ وَذُكِرَ فِيهَا ٱلۡقِتَالُ رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ نَظَرَ ٱلۡمَغۡشِيِّ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِۖ فَأَوۡلَىٰ لَهُمۡ
و کسانی که ایمان آوردهاند میگویند: «چرا سورهای نازل نمیشود؟» اما هنگامی که سورهای صریح و محکم نازل شود و در آن از پیکار سخن رود، بیماردلان را میبینی که همچون کسی که از ترس مرگ بیهوش شده به تو مینگرند؛ پس هلاکت برایشان سزاوارتر است!
تفسیر آیهٔ ۲۰ سورهٔ محمد، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۲۳۸ تا ۲۳۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/47/20/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَتْ سُورَهٌ » تا پایان آیه (و کسانی که ایمان آوردهاند میگویند: چرا سورهای نازل نشد؟...). واژه «لَوْ لَا» برای تحضیض (تشویق و برانگیختن) است؛ یعنی: چرا سورهای نازل نشد؟ و آنان با این سخن، تمایل خود را برای فرودآمدن سورهای تازه ابراز میدارند که به سوی آنها بیاید همراه با تکالیف تازهای که فرمانش را به جای آورند. مراد از «سوره محکم»، سورهای روشن و روشنگر است که هیچ ابهام و تشابهی در آن نباشد؛ و مقصود از یادکردِ جنگ، فرماندادن به آن است.
منظور از «کسانی که در دلهایشان بیماری است»، افراد سستایمان از میان مؤمنان هستند، نه منافقان؛ چرا که آیه صراحت دارد اظهارکنندگانِ اشتیاق به نزول سوره، همان مؤمنان بودند، و عنوان «الَّذِينَ آمَنُوا» منافقان را دربرنمیگیرد مگر از روی مسامحهای که هرگز شایستهٔ کلام خدای متعال نیست. از این رو، این آیه همانند سخن خدای متعال دربارهٔ گروهی از مؤمنان است که فرمود: «أَ لَمْ تَرَ إِلَي الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاٰهَ وَ آتُوا الزَّكٰاهَ فَلَمّٰا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتٰالُ إِذٰا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النّٰاسَ كَخَشْيَهِ اللّٰهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَهً» (نساء: ۷۷؛ آیا ندیدی کسانی را که به آنان گفته شد دست نگه دارید و نماز برپا دارید و زکات بدهید، ولی هنگامی که پیکار بر آنان واجب گشت، ناگهان دستهای از آنان از مردم چنان ترسیدند که گویی از خدا میترسند یا با ترسی شدیدتر؟).
«المَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ» همان انسانِ در حال جاندادن (محتضر) است. در لغت گفته میشود: «غَشِيَهُ غِشَاوَةٌ»، یعنی پردهای او را پوشاند و فراگرفت؛ و تعبیرِ مجهول «غُشِيَ عَلَى فُلَانٍ» هنگامی به کار میرود که حالتی به کسی دست دهد و فهم و هوش او را بپوشاند (بیهوش شود). و نگاهِ انسانِ بیهوششده از سکرات مرگ، همان خیرهماندنِ چشم او به سوی توست، بیآنکه پلک بزند.
سخن خدا: « فَأَوْليٰ لَهُمْ » (سزاوارتر برای آنان است)، چه بسا خبری برای مبتدایی محذوف باشد و در تقدیر چنین است: «أَوْلَىٰ لَهُمْ ذٰلِكَ»؛ یعنی برای آنان سزاوار است که اینگونه بنگرند، به این معنا که در آستانهٔ مرگ قرار گیرند و بمیرند. از اَصمعی نیز نقل شده است که گفتار عرب:
« أَوْليٰ لَكَ »، واژهای برای تهدید است و معنایش این است: «آنچه ناخوش میداری به تو نزدیک و همراهت باد!»؛ و این آیه همانند سخن خدای متعال است که فرمود:
«أَوْليٰ لَكَ فَأَوْليٰ ثُمَّ أَوْليٰ لَكَ فَأَوْليٰ» (قیامت: ۳۵؛ [عذاب الهی] برای تو سزاوارتر است، پس سزاوارتر! باز هم برای تو سزاوارتر است، پس سزاوارتر!).
معنای آیه چنین است: مؤمنان میگویند چرا سورهای نازل نشد؟ اما هنگامی که سورهای محکم و روشنگر نازل میشود که هیچ ابهامی در آن نیست و در آن به پیکار و جهاد فرمان مییابند، سستایمانهای میان آنان را میبینی که از شدت ترس، همچون انسانِ در حال جاندادن به تو مینگرند؛ پس مرگ و احتضار برایشان سزاوارتر است.