وَلَوۡلَآ أَن يَكُونَ ٱلنَّاسُ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ لَّجَعَلۡنَا لِمَن يَكۡفُرُ بِٱلرَّحۡمَٰنِ لِبُيُوتِهِمۡ سُقُفٗا مِّن فِضَّةٖ وَمَعَارِجَ عَلَيۡهَا يَظۡهَرُونَ
و اگر نه این بود که مردم امتی یکپارچه شوند، برای خانههای کسانی که به [خدای] رحمان کفر میورزند سقفهایی از نقره و نردبانهایی قرار میدادیم که بر آنها بالا روند،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۲ تا ۳۴ با هم
این آیه و دو آیهٔ پس از آن در مقام پاسخ به این سخن مشرکان است که گفتند: « لَوْ لاٰ نُزِّلَ هٰذَا الْقُرْآنُ عَليٰ رَجُلٍ » (چرا این قرآن بر مردی... نازل نشد؟) [زخرف: ۳۱]؛ و چکیدهٔ پاسخ این است که این سخنِ آنان ادعایی کاملاً بیدلیل و خودسرانه است که باید از آن در شگفت شد؛ زیرا آنان در چیزی داوری میکنند که هیچ مالکیتی بر آن ندارند. این معیشتِ آنان در زندگی دنیاست که با آن زندگی میکنند و روزی میخورند، و رحمتی از سوی ماست که هیچ ارزش و منزلتی نزد ما ندارد و جز کالایی ناپایدار و زودگذر نیست؛ ما خود آن را میانشان تقسیم میکنیم و از توان و خواستِ آنان بیرون است؛ پس چگونه میخواهند نبوت را تقسیم کنند که بزرگترین رحمتِ [الهی] و کلیدِ سعادت همیشگی بشر و رستگاریِ جاودان است، تا آن را به هر کس که خود میخواهند ببخشند و از هر کس که میخواهند بازدارند؟!
تفسیر آیهٔ ۳۳ سورهٔ زخرف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۹۸ تا ۱۰۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/43/33/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ لَوْ لاٰ أَنْ يَكُونَ النّٰاسُ أُمَّهً وٰاحِدَهً » تا «وَ مَعٰارِجَ عَلَيْهٰا يَظْهَرُونَ» (و اگر این نبود که همهٔ مردم یک امت میشدند...). این آیه و آیات پس از آن برای بیان این حقیقت است که کالای دنیا، از مال و زیور، نزد خدای پاک و منزه هیچ ارزش و جایگاهی ندارد.
مفسران گفتهاند: مراد از یک امت بودن مردم، گرد آمدنِ همگی آنان بر یک آیین است که همان کفر به خدا باشد؛ زیرا اگر میدیدند تمام زینتهای دنیا یکسره نزد کافر به خداست و دست مؤمن به کلی از آن خالی است، همگی کافر میشدند؛ و «معارج» به معنای پلهها و نردبانها (وسایل بالا رفتن) است.
معنای آیه چنین است: اگر این بیم نبود که مردم با دیدن برخورداریِ کافران و محرومیت مؤمنان، همگی بر کفر همداستان شوند، قطعاً برای خانههای کسانی که به خدای رحمان کفر میورزند، سقفهایی از نقره و پلکانهایی قرار میدادیم که با بالا رفتن از آنها بر دیگران نمایان شوند.
و ممکن است مراد از یک امت بودن مردم این باشد که همگی در برابر اسباب کارساز در بهرههای زندگی، موقعیتی یکسان داشته باشند؛ بیآنکه میان مؤمن و کافر تفاوتی باشد. بنابراین هر کس برای به دست آوردن روزی تلاش کند و دیگر اسباب و عوامل رساننده نیز با او همراه شود، به آن دست مییابد؛ چه مؤمن باشد و چه کافر. و هر کس این عوامل برایش فراهم نیاید، از آن محروم میشود و روزیاش تنگ میگردد؛ باز هم چه مؤمن باشد و چه کافر.
معنای آیه بر این پایه چنین میشود: اگر ارادهمان بر این نبود که مردم در برابر اسباب رساننده به زرقوبرق دنیا یکسان باشند و بر پایهٔ ایمان و کفر تفاوتی میانشان نباشد، قطعاً برای کسانی که کفر میورزند... تا پایان آیه.
بحث روایی
و در کتاب «کافی» به سند خود از سعید بن مُسیّب روایت کرده است که گفت: از [امام] علی بن الحسین (ع) دربارهٔ سخن خدای عزوجل: « وَ لَوْ لاٰ أَنْ يَكُونَ النّٰاسُ أُمَّهً وٰاحِدَهً » (و اگر این نبود که همهٔ مردم یک امت [کافر] شوند) پرسیدم. فرمود: مقصود، امت محمد است؛ اینکه همگی بر یک آیین باشند و همگی کافر شوند: « لَجَعَلْنٰا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمٰنِ » (قطعاً برای کسانی که به [خدای] رحمان کفر میورزند قرار میدادیم...) تا پایان آیه.