كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَٱلۡأَحۡزَابُ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۖ وَهَمَّتۡ كُلُّ أُمَّةِۭ بِرَسُولِهِمۡ لِيَأۡخُذُوهُۖ وَجَٰدَلُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ لِيُدۡحِضُواْ بِهِ ٱلۡحَقَّ فَأَخَذۡتُهُمۡۖ فَكَيۡفَ كَانَ عِقَابِ
پیش از آنان نیز قوم نوح و دستهها و گروههای پس از ایشان [پیامبران خود را] تکذیب کردند، و هر امتی آهنگ پیامبر خود کرد تا او را فروگیرد [و نابود سازد]، و به باطل ستیزه کردند تا با آن حق را تباه و بیاثر کنند؛ پس من نیز آنان را [به قهر] فروگرفتم، پس [بنگر که] عقوبت و مجازات من چگونه بود!
تفسیر آیهٔ ۵ سورهٔ غافر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۳۰۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/40/5/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَعْدِهِمْ » (پیش از آنان قوم نوح و دستههای پس از ایشان تکذیب کردند) تا آخر آیه؛ این سخن در مقام پاسخ به گمانی است که به ذهن پیشی میگیرد، مبنی بر اینکه آنان تکبر ورزیدند و در آیات خدا به ستیزه پرداختند و آسیبی ندیدند و در این کار پیروز شدند.
حاصل پاسخ این است: امتهای گذشته، مانند قوم نوح و دستههای پس از آنان چون عاد، ثمود، قوم لوط و دیگران، پیش از اینان به کاری مانند رفتار اینان دست زدند؛ یعنی تکذیب کردند، به باطل ستیزه ورزیدند و دربارهٔ پیامبرشان نقشه کشیدند تا او را فروگیرند، ولی عذاب بر آنان فرود آمد. در حق کافران نیز همواره چنین کیفری مقدر شده است؛ بنابراین، این پندار که این کافران بر خدا و ارادهاش پیشی گرفتهاند، پنداری باطل است.
پس این فرمودهٔ خدا: « كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَعْدِهِمْ » (پیش از آنان قوم نوح و دستههای پس از ایشان تکذیب کردند)، پاسخی است به همان اشکالِ مقدر (ایرادی که ممکن است به ذهن برسد)، و به همین سبب با فَصل (بدون حرف عطف) آورده شد. و این فرموده: « وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّهٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ » (و هر امتی دربارهٔ پیامبرشان آهنگِ سوء کردند تا او را فروگیرند): در لغت عرب گفته میشود «هَمَّ به»، یعنی قصد او را کرد، و بیشتر در قصدِ بد به کار میرود؛ یعنی بر پیامبرشان قصدِ سوء کردند تا او را با کشتن یا بیرون راندن یا شیوههای دیگر فروگیرند، همانطور که خدای متعال در داستانهایشان بازگو کرده است.
و فرمود: « وَ جٰادَلُوا بِالْبٰاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ » (و با باطل ستیزه ورزیدند تا حق را با آن بلغزانند و زایل سازند): «إدحاض» به معنای زایل کردن و باطل ساختن است. و فرمود: « فَأَخَذْتُهُمْ » (پس آنان را فروگرفتم)، یعنی عذابشان کردم؛ در این تعبیر، التفات (چرخش لحن کلام) از غایب به متکلم وحده (اولشخص مفرد) به کار رفته است و نکتهاش این است که نشان دهد کارِ آنان در این سرکشی و خودبزرگبینی، تنها به خداوند واگذار است و هیچکس نمیتواند میان خدا و آنان با یاری یا شفاعتی واسطه شود؛ همانگونه که فرمود: «فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذٰابٍ إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصٰادِ» (پس پروردگارت تازیانهٔ عذاب را بر آنان فرود آورد؛ به یقین پروردگارت در کمینگاه است؛ فجر: ۱۳-۱۴).
و فرمود: « فَكَيْفَ كٰانَ عِقٰابِ » (پس کیفر من چگونه بود؟): متوجه ساختنِ ذهن مخاطب به دانشی است که از چگونگی نابودی آنان و ریشهکن شدنشان دارد، تا شدت و سختیِ عذابی که بر سرشان آمد در نظرش مجسم شود؛ کیفری که خداوند در خلال داستانهای آنان بیان فرموده است.