ٱنظُرۡ كَيۡفَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۖ وَكَفَىٰ بِهِۦٓ إِثۡمٗا مُّبِينًا
بنگر چگونه بر خدا دروغ میبندند! و همین گناهی آشکار برای آنان بس است.
تفسیر آیهٔ ۵۰ سورهٔ نساء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۴، صفحهٔ ۳۷۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/4/50/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان آیات
خدای متعال میفرماید: «انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَي اللّٰهِ الْكَذِبَ» (بنگر چگونه بر خدا دروغ میبندند!...)؛ از این رو پاک و برتر شمردنِ خودشان با ادعای فرزندیِ خدا بودن و محبوب و ولیِ او بودن و مانند آن، افترابستن بر خداست، زیرا خدا چنین جایگاهی به آنان نداده است؛ افزون بر اینکه خودستایی ذاتاً افتراست، حتی اگر راست باشد؛ چراکه همانگونه که پیشتر بیان شد، این کار نسبتدادن شریک به خداست، در حالی که او در فرمانرواییاش شریکی ندارد؛ خدای متعال میفرماید: «وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ» (اسراء: ۱۱۱؛ و هرگز در فرمانروایی شریکی برای او نبوده است).
و سخن پروردگار که: «وَ كَفَى بِهِ إِثْماً مُبِيناً» (و همین برای گناهی آشکار بس است)، یعنی اگر در خودستایی هیچ عیبی جز افترابستن بر خدا نبود، برای آنکه گناهی آشکار باشد کفایت میکرد. و تعبیر به «إثم» ــ یعنی کار ناپسندی که انسان را از رسیدن به خیرها بازمیدارد یا آن را به تأخیر میاندازد ــ برای این گناه کاملاً شایسته است؛ زیرا این کار از شاخههای شرکورزی است و مانع فرودآمدن رحمت میشود، همانگونه که در شرکِ کفرآمیز نیز مانع آمرزش است؛ چنانکه در آیهٔ پیشین آمده است:
«وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللّٰهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْماً عَظِيماً» (و هر کس به خدا شرک آورد، بیگمان گناهی بزرگ بافته است)،
پس از این سخنِ الهی که: «إِنَّ اللّٰهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ» (همانا خدا این را که به او شرک آورده شود نمیآمرزد).