أَن تَقُولَ نَفۡسٞ يَٰحَسۡرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنۢبِ ٱللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ ٱلسَّٰخِرِينَ
تا مبادا کسی بگوید: «ای دریغ و افسوس بر آنچه در حقِّ خداوند کوتاهی کردم و بیگمان از ریشخندکنندگان بودم!»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۵۶ تا ۵۹ با هم
سپس چون این گفتارها را بر اساس همان ترتیبی که در واقعیت داشتند نقل فرمود، به پاسخدادن پرداخت؛ و اگر سخنی را که به آن پاسخ داده شده به تأخیر میانداخت تا به جواب متصل شود، یا جواب را پیش میانداخت تا به آن سخن متصل گردد، نظم کلام به هم میخورد [اصل این وجه از تفسیر ابوسعود، همراه با اصلاحی از سوی ما، برگرفته شده است]. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۵۳ تا ۶۱ با هم
و بدان که از امامان اهلبیت (ع) روایات فراوانی در تطبیقِ این آیات بر شیعیانشان، و تطبیقِ «جنب الله» (ساحت الهی) بر خودشان وارد شده است؛ اما همهٔ آنها از بابِ جَری (تطبیقِ مصداقی در بستر زمان) است نه تفسیر، و از همین رو از آوردن آنها در اینجا خودداری کردیم. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۵۶ سورهٔ زمر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۲۸۲ تا ۲۸۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/39/56/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يٰا حَسْرَتيٰ عَليٰ مٰا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللّٰهِ » (تا مبادا کسی بگوید: ای دریغا بر آنچه در حق خدا کوتاهی کردم...) تا آخر آیه. در مجمعالبیان آمده است: تفریط، فروگذاشتنِ کاری است که باید در انجامش پیشی گرفت تا آنکه وقتش بگذرد؛ و تحسّر (دریغخوردن)، اندوهگینشدن از چیزی است که وقتش سپری شده، زیرا از دسترس او بیرون رفته بهگونهای که دیگر جبرانپذیر نیست (پایان سخن او). و راغب گفته است:
«جَنب» (پهلو) نام اندامی از بدن است. راغب میگوید: سپس این کلمه برای ناحیه و جهتی که در مجاورت آن قرار دارد به عاریت گرفته میشود، چنانکه عادت عرب بر این است که سایر اندامها مانند راست و چپ را نیز برای جهتها به کار میبرند. پایان سخن راغب. بنابراین «جنب الله»، جانب و جهت الهی است؛ یعنی اموری که به خدای متعال بازمیگردد و بر بنده واجب است در برابر او رعایت کند، و مصداق آن، این است که تنها او را بپرستد و نافرمانیاش نکند؛ و تفریط در جنبالله، کوتاهی در همین وظیفه است.
و سخن خدای متعال: « وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السّٰاخِرِينَ »؛ کلمهٔ «أَنْ» مخففه از ثقیله (در اصل «إنّی») است، و «السّاخِرين» اسم فاعل از ریشهٔ «سَخِرَ» به معنای مسخره کرد و استهزا نمود، میباشد.
معنای آیه این است که ما شما را به این پیام مخاطب میسازیم از بیم آنکه مبادا کسی از شما بگوید: «ای وای و افسوس بر من بر آنچه در حق و جانب خدا کوتاهی کردم و بهراستی که از مسخرهکنندگان بودم!»؛ و جایگاه این سخن، روز قیامت است.
دلیل این فاصله آن است که این سه سخنِ نقلشده از نفس، بر پایهٔ ترتیب صدور آنها از مجرمان در روز قیامت مرتب شدهاند؛ زیرا هنگامی که قیامت برپا میشود و گناهکاران میبینند امروز روز کیفر و پاداش در برابر اعمال است، در حالی که در انجام آنها کوتاهی کردهاند و وقتشان سپری شده است، بر کوتاهی خود افسوس میخورند و بر تفریط خویش بانگ حسرت برمیدارند که: « يٰا حَسْرَتيٰ عَليٰ مٰا فَرَّطْتُ »؛ چنانکه خدای متعال میفرماید: «حَتّٰي إِذٰا جٰاءَتْهُمُ السّٰاعَهُ بَغْتَهً قٰالُوا يٰا حَسْرَتَنٰا عَليٰ مٰا فَرَّطْنٰا فِيهٰا» (انعام: ۳۱).