لِتُنذِرَ قَوۡمٗا مَّآ أُنذِرَ ءَابَآؤُهُمۡ فَهُمۡ غَٰفِلُونَ
تا مردمی را بیم دهی که پدرانشان بیم داده نشدند و ازاینرو غافل ماندند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱ تا ۶ با هم
خدای متعال میفرماید: « يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ -إلي قوله -فَهُمْ غٰافِلُونَ » (یس، سوگند به قرآن حکیم... ادامه در متن کامل
بدان آنچه دربارهٔ ترکیب نحوی آیات بیان کردیم، همان معنایی است که زودتر از دیگر وجوه به ذهن میرسد؛ و مفسران در این باره وجوه دیگری آوردهاند که از فهم درست دور است و ما از آنها چشمپوشی کردیم؛ هر کس جویای آنهاست، باید به کتابهای مفصل مراجعه کند. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ تا ۱۰ با هم
و در کتاب «الدر المنثور» آمده است که ابنمردویه و ابونعیم در «دلائل» از ابنعباس روایت کردهاند که گفت: ادامه در متن کامل
پیامبر (ص) در مسجد قرآن میخواند و صدایش را به قرائت بلند میکرد، تا آنکه گروهی از قریش آزرده شدند و برخاستند تا او را دستگیر کنند؛ اما ناگهان دستهایشان به گردنهایشان بسته شد و چشمانشان نابینا گشت و جایی را ندیدند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱ تا ۱۲ با هم
بنابراین حق این است که این آیات به صورت یکباره و با سیاقی یکدست نازل شدهاند و وضعیت مردم و دوگروهشدنِ آنان را در هنگام رسیدن دعوت و تحقق هشدار توصیف میکنند؛ و البته هیچ مانعی ندارد که ماجرای یادشده رخ داده باشد و پیامبر خدا (ص) با خواندن این آیات از چشمان دشمنانش پنهان مانده باشد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۶ سورهٔ یس، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۶۲ تا ۶۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/36/6/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و سخن خدای متعال: « لِتُنْذِرَ قَوْماً مٰا أُنْذِرَ آبٰاؤُهُمْ فَهُمْ غٰافِلُونَ » (تا قومی را هشدار دهی که پدرانشان هشدار داده نشدند و در نتیجه ناآگاهند)، علّتِ فرستادن پیامبر و فروفرستادن قرآن است؛ و واژهٔ « قَوْماً » [مراد حرف «ما» است که] نافیه است و جمله، صفت برای « قَوْماً » میباشد. معنای آیه چنین است: تو را فرستادیم و قرآن را بر تو فرو فرستادیم تنها برای اینکه قومی را هشدار دهی و بیم رسانی که پدرانشان بیم داده نشده بودند و از اینرو غافل ماندهاند.
اگر مراد از «قوم»، قریش و وابستگان به آنان باشد، مقصود از «پدرانشان»، نیاکان نزدیک آنهاست؛ زیرا در میان نیاکان دورترِ آنان، پیامبر خدا اسماعیل، ذبیحالله بود و پیامبران دیگری نیز مانند هود، صالح و شعیب (ع) به سوی عرب فرستاده شده بودند. و اگر با توجه به فراگیر بودن رسالت، مراد از قوم همهٔ مردمِ همعصرِ پیامبر باشد، باز هم مطلب چنین است؛ چراکه آخرین پیامبرِ شناختهشده به رسالت پیش از ایشان (ص)، عیسی (ع) بود و میان آن دو، دوران فترت (فاصله و وقفه در آمدن پیامبران) واقع شد.