۞ إِنَّ ٱللَّهَ يُمۡسِكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ أَن تَزُولَاۚ وَلَئِن زَالَتَآ إِنۡ أَمۡسَكَهُمَا مِنۡ أَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورٗا
همانا خدا آسمانها و زمین را نگه میدارد تا از جای خود به در نروند [و فرو نریزند]، و اگر فرو ریزند، هیچکس پس از او نمیتواند آن دو را نگه دارد؛ بهراستی که او همواره بردبار و بسیار آمرزنده است.
تفسیر آیهٔ ۴۱ سورهٔ فاطر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۵۵ تا ۵۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/35/41/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « إِنَّ اللّٰهَ يُمْسِكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولاٰ وَ لَئِنْ زٰالَتٰا إِنْ أَمْسَكَهُمٰا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ » (همانا خدا آسمانها و زمین را نگه میدارد تا زوال نیابند، و اگر زوال یابند هیچکس پس از او آن دو را نگه نمیدارد...) تا پایان آیه. گفته شده است: این آیه سخنی نو (استئناف: آغاز کلامی تازه برای بیان مطلبی جدید) است تا نهایت زشتی و هولناکیِ شرک را تثبیت کند؛ بدین معنا که خدای متعال آسمانها و زمین را نگه میدارد مبادا زوال یابند یا برای آنکه زوال نپذیرند و تباه نشوند، چرا که موجود ممکن همانگونه که در هنگام پیدایش به واجبالوجود نیازمند است، در هنگام بقایش نیز به او نیاز دارد. پایان سخن.
و ظاهر این است که خدای متعال چون با قرار دادن جانشینی در نوع انسان بر یگانگیاش در پروردگاری استدلال فرمود—با این سخن که: « هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاٰئِفَ فِي الْأَرْضِ » (اوست که شما را جانشینانی در زمین قرار داد [فاطر: ۳۹]) تا پایان آیه—و سپس هرگونه شریکی را با برهان بهطور مطلق نفی کرد، آن برهان را چنان گسترش داد که همهٔ آفرینش، یعنی آسمانها و زمین را در بر بگیرد؛ از این رو بر یگانگی خویش، به پایدار داشتنِ آفرینش پس از پدید آوردن آن استدلال نمود. زیرا این از امور کاملاً روشنی است که تردیدی در آن نیست که پدید آمدن هر چیز و اصلِ هستییافتنش پس از نیستی، با بقای آن و هستییافتن پیوسته و همیشگیاش تفاوت دارد؛ بنابراین، ماندگاری شیء پس از پیدایش، نیازمند هستیبخشیِ پیدرپی و همیشگی است.
و پایدار داشتنِ هر پدیده پس از پدید آوردنش، همانگونه که هستیبخشیِ پس از هستیبخشی است، تدبیر کار آن نیز هست؛ زیرا اگر باریکبینانه بنگری درمییابی که نظام جاری در جهان هستی تنها با پدید آوردن و پایدار داشتن اداره میشود. هستیبخش و آفریدگار نیز حتی نزد طرف مقابل، خدای پاک و منزه است؛ بنابراین خدای پاک و منزه بهتنهایی و بیهیچ شریکی، آفریدگار و تدبیرکنندهٔ آسمانها و زمین است.
پس این سخن خداوند: « إِنَّ اللّٰهَ يُمْسِكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولاٰ » (همانا خدا آسمانها و زمین را نگه میدارد تا تباه نشوند)، «امساک» در آن به همان معنای شناختهشدهاش (نگهداشتن) است و عبارت « أَنْ تَزُولاٰ » —که در تقدیر «از بیم آنکه زوال یابند» یا «تا مبادا زوال پذیرند» است— به آن وابسته است؛ و گفته شده است:
«امساک» به معنای بازداشتن (منع) یا به معنای نگهداری (حفظ) است؛ و در هر حال، امساک کنایه از پایدار داشتن است که همان هستیبخشیِ پیوسته و پیاپی است، و «زوال» همان تباهی و نابودی است.
و از برخی مفسران نقل شده است که زوال را به جابهجایی مکانی تفسیر کردهاند، با این معنا که خدا آسمانها و زمین را از اینکه چیزی از آنها از جایگاه ثابتش جابهجا شود و بالا رود یا فرو افتد، بازمیدارد؛ پایان سخن او. ولی اشکال در این است که بتوان مقصود او را بهدرستی تصور کرد.
و این سخن خدای متعال: « وَ لَئِنْ زٰالَتٰا إِنْ أَمْسَكَهُمٰا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ » (و اگر رو به زوال نهند، هیچکس پس از او آن دو را نگه نمیدارد)، سیاق آیه نشان میدهد که مراد از زوال در اینجا، نزدیکشدن به زوال و در آستانهٔ زوال قرار گرفتن است؛ زیرا با خودِ زوال و نابودی، نگهداشتن معنا پیدا نمیکند. معنای آیه چنین است: و سوگند که اگر آن دو در آستانهٔ زوال قرار گیرند، هیچکس پس از خدای پاک و منزه آن دو را نگه نخواهد داشت؛ چرا که هیچ هستیبخشی جز او نیست. همچنین ممکن است مراد از زوال معنای حقیقیاش باشد و مقصود از نگهداشتن، تواناییِ نگهداشتن باشد. و روشن است که «مِنْ» نخست برای تأکید (زاید) است و «مِنْ» دوم برای آغاز غایت؛ و ضمیر « مِنْ بَعْدِهِ » به خدای متعال بازمیگردد، هرچند برخی گفتهاند به زوال برمیگردد.
و این سخن خدای متعال: « إِنَّهُ كٰانَ حَلِيماً غَفُوراً » (همانا او همواره بردبار و بسیار آمرزنده است)؛ او بهسبب بردباریاش در هیچ کاری شتاب نمیورزد و بهخاطر آمرزشگریاش جنبههای نیستی را در پدیدهها میپوشاند؛ و اقتضای این دو نام نیکو آن است که آسمانها و زمین را تا زمانی معین از زوال بازدارد.
و در تفسیر «إرشاد العقل السليم» آمده است: «او بردبار و آمرزنده است و در کیفری که جنایتهای آنان ایجاب میکند شتاب نمیورزد، چرا که آن دو (آسمان و زمین) را نگه داشت در حالی که سزاوار درهمشکستن و فروریختن بودند؛ همانگونه که خدای متعال میفرماید:
« تَكٰادُ السَّمٰاوٰاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ » (مریم: ۹۰؛ نزدیک است آسمانها از آن پارهپاره شوند و زمین بشکافد)». پایان سخن او.