فَقَالُواْ رَبَّنَا بَٰعِدۡ بَيۡنَ أَسۡفَارِنَا وَظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ فَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَحَادِيثَ وَمَزَّقۡنَٰهُمۡ كُلَّ مُمَزَّقٍۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ
اما گفتند: «پروردگارا، میان سفرهای ما فاصله بینداز!» و بر خویشتن ستم روا داشتند؛ پس آنان را داستانها و زبانزدِ دیگران ساختیم و سخت متلاشی و پراکندهشان کردیم؛ بیگمان در این [سرگذشت] برای هر بسیار شکیبا و بسیار سپاسگزاری نشانههایی است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۵ تا ۱۹ با هم
و در کتاب «کافی»، به سند خود از سَدیر روایت کرده است که گفت: مردی از امام صادق (ع) دربارهٔ این سخن خداوند عزّوجلّ پرسید: « فَقٰالُوا رَبَّنٰا بٰاعِدْ بَيْنَ أَسْفٰارِنٰا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ » (پس گفتند: «پروردگارا، میان سفرهای ما فاصله بینداز!» و به خود ستم کردند؛ سبأ: ۱۹). ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۹ سورهٔ سبا، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۳۶۵ تا ۳۶۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/34/19/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَقٰالُوا رَبَّنٰا بٰاعِدْ بَيْنَ أَسْفٰارِنٰا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ » (پس گفتند: پروردگارا، میان سفرهایمان دوری و فاصله بینداز، و بر خویشتن ستم کردند...) تا آخر آیه؛ یعنی آنهمه نعمتِ فراوانیِ میوهها، نزدیکی منزلگاهها، امنیت راهها، آسانیِ پیمودن مسیر و رفاه و خوشیِ زندگی را به آنان بخشیدیم، ولی آنان از این نعمتها دلزده و ملول شدند و گفتند: «رَبَّنٰا بٰاعِدْ بَيْنَ أَسْفٰارِنٰا»؛ یعنی سفرهای ما را دارای مسافتهایی طولانی قرار بده تا در آنها بر مرکبها سوار شویم و دشتها و بیابانها را پشت سر بگذاریم. این خواسته سرکشی و ناسپاسیِ آنان بود، درست همانگونه که بنیاسرائیل به جای مَنّ و سَلوی (مائدههای گوارای آسمانی)، سیر و پیاز خواستند.
کوتاه سخن آنکه خداوند با نزدیکی منزلگاهها، امنیت راهها و فراوانی نعمت، نعمتش را در سفر بر آنان کامل کرد، همانطور که در حَضَر (دوران اقامت در وطن) نعمت خود را بر آنان تمام کرده بود؛ و از آنان خواست که بر این نعمتها سپاسگزار باشند، ولی آنان همانگونه که در حضر کفران ورزیدند، در سفر نیز نعمتهایش را ناسپاسی کردند. پس خداوند بیدرنگ خواستهٔ نامعقولشان را برآورده ساخت؛ شهرهایشان را ویران کرد، اجتماعشان را از هم پاشید و جمعیتشان را پراکنده ساخت.
از این رو، جملهٔ « فَقٰالُوا رَبَّنٰا بٰاعِدْ بَيْنَ أَسْفٰارِنٰا » (گفتند پروردگارا میان سفرهایمان فاصله بینداز) درخواستی ضمنی برای ویران ساختن شهرهایشان بود.
و عبارت « وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ » بدین معناست که با گناهان بر خویشتن ستم روا داشتند.
و فرمودهٔ او: « فَجَعَلْنٰاهُمْ أَحٰادِيثَ وَ مَزَّقْنٰاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ » (پس آنان را داستانهایی [بر سرِ زبانها] گردانیدیم و سخت متلاشی و تارومارشان کردیم) بدین معناست که پیکره و آثارشان را از میان بردیم تا آنجا که از آنان جز حکایتهایی که در محافل بازگو میشود چیزی بر جای نماند، و نامهایی شدند که جز در وهم و خیال هیچ مصداقی ندارند؛ و چنان از هم متلاشیشان ساختیم که از اجزای وجودشان هیچ دو جزئی باقی نماند، که گرد هم باشند مگر آنکه میانشان جدایی افکندیم. بدینسان، پس از آنکه جامعهای نیرومند و باهیبت بودند، چون تودهای بیشکل و ناپیدا شدند، تا آنجا که دربارهشان مَثَل زدند و گفتند: «تفرقوا أيادي سبإ» (مانند قوم سبأ دستخوش تفرقه و تارومار شدند).
و فرمودهٔ او: « إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ لِكُلِّ صَبّٰارٍ شَكُورٍ » (بیگمان در این [سرگذشت] برای هر شکیبای بسیار شکرگزاری نشانههایی است) بدین معناست که در این داستانِ بازگو شده از قوم سبأ، برای هر کس که شکیباییاش در راه خدا بسیار و سپاسگزاریاش بر نعمتهای بیشمار او فراوان باشد نشانههایی هست؛ نشانههایی که با آنها درمییابد بر انسان لازم است پروردگار خویش را به شکرانهٔ نعمتهایش بندگی کند، و در پیِ این زندگی روزی در پیش دارد که در آن برانگیخته میشود و کیفر و پاداش کردارش را میبیند.