وَوَصَّيۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيۡهِ حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ أَنِ ٱشۡكُرۡ لِي وَلِوَٰلِدَيۡكَ إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ
و ما انسان را دربارهٔ پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش او را با ناتوانیِ روزافزون حمل کرد و از شیر گرفتنش در دو سالگی است؛ [و سفارش کردیم] که: «شکرگزار من و پدر و مادرت باش، که بازگشت [همه] بهسوی من است.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
اشاره
تفسیر آیههای ۱۳ و ۱۴ با هم
در کتاب «کافی» به سند خود از عبدالله بن سنان روایت کرده است که گفت: شنیدم امام صادق (ع) میفرمود:
تفسیر آیههای ۱۲ تا ۱۹ با هم
میگویم: در همهٔ این معانی و بهویژه دربارهٔ عاقِ والدین شدن (نافرمانی و آزردن پدر و مادر)، روایتهای فراوان و متواتری وارد شده است. ادامه در متن کامل
گفتاری در داستان لقمان و گوشههایی از حکمتهای او، در دو فصل
تفسیر آیههای ۱۲ تا ۱۹ با هم
و [امام صادق (ع) به حماد فرمود:] ای حماد! از جمله موعظههای لقمان به فرزندش این بود که گفت: «يا بني إنك منذ سقطت إلي الدنيا استدبرتها و استقبلت الآخره فدار أنت إليها تسير أقرب إليك من دار أنت عنها متباعد.يا بني جالس العلماء و زاحمهم بركبتيك و لا تجادلهم فيمنعوك،و خذ من الدنيا بلاغا و لا ترفضها-فتكون عيالا علي الناس،و لا تدخل فيها دخولا يضر بآخرتك،و صم صوما يقطع شهوتك-و لا تصم صياما يمنعك من الصلاه-فإن الصلاه أحب إلي الله من الصيام» (ای فرزندم! ادامه در متن کامل
«يا بني:إن الدنيا بحر عميق قد هلك فيها عالم كثير-فاجعل سفينتك فيها الإيمان و اجعل شراعها التوكل،و اجعل زادك فيها تقوي الله-فإن نجوت فبرحمه الله و إن» (ای فرزندم! ادامه در متن کامل
«يا بني:إن تأدبت صغيرا انتفعت به كبيرا-و من عني بالأدب اهتم به،و من اهتم به تكلف علمه و من تكلف علمه اشتد له طلبه-و من اشتد له طلبه أدرك منفعته فاتخذه عاده-فإنك تخلف في سلفك و ينتفع به من خلفك-و يرتجيك فيه راغب و يخشي صولتك راهب،و إياك و الكسل عنه بالطلب لغيره-فإن غلبت علي الدنيا فلا تغلبن علي الآخره و إذا فاتك طلب العلم في مظانه-فقد غلبت علي الآخره-و اجعل في أيامك و لياليك و ساعاتك نصيبا في طلب العلم-فإنك لن تجد له تضييعا أشد من تركه-و لا تمارين فيه لجوجا-و لا تجادلن فقيها و لا تعادين سلطانا،و لا تماشين ظلوما و لا تصادقنه-و لا تؤاخين فاسقا و لا تصاحبن متهما-و اخزن علمك كما تخزن ورقك» (ای فرزندم! ادامه در متن کامل
«يا بني:خف الله عز و جل خوفا-لو أتيت القيامه ببر الثقلين خفت أن يعذبك و ارج الله رجاء-لو وافيت القيامه بإثم الثقلين رجوت أن يغفر الله لك» (ای فرزندم! ادامه در متن کامل
«فقال له ابنه: يا أبت-كيف أطيق هذا و إنما لي قلب واحد؟فقال له لقمان» (فرزندش به او گفت: ای پدر! ادامه در متن کامل
«يا بني:لو استخرج قلب المؤمن يوجد فيه نوران-نور للخوف و نور للرجاء-لو وزنا لما رجح أحدهما علي الآخر بمثقال ذره-فمن يؤمن بالله يصدق ما قال الله عز و جل-و من يصدق ما قال الله يفعل ما أمر الله،و من لم يفعل ما أمر الله لم يصدق ما قال الله-فإن هذه الأخلاق يشهد بعضها لبعض» (ای فرزندم! ادامه در متن کامل
«فمن يؤمن بالله إيمانا صادقا يعمل لله خالصا ناصحا-و من يعمل لله خالصا ناصحا فقد آمن بالله صادقا-و من أطاع الله خافه،و من خافه فقد أحبه،و من أحبه فقد اتبع أمره-و من اتبع أمره استوجب جنته و مرضاته،و من لم يتبع رضوان الله فقد هان عليه سخطه-نعوذ بالله من سخط الله» (پس هر کس به خدا ایمانی راستین داشته باشد، مخلصانه و خیرخواهانه برای خدا عمل میکند؛ و هر کس برای خدا خالصانه و خیرخواهانه کار کند، بهراستی به خدا ایمان آورده است؛ و هر کس خدا را اطاعت کند، از او بیم دارد؛ و هر کس از او بیمناک باشد، او را دوست میدارد؛ و هر کس او را دوست بدارد، فرمانش را پیروی میکند؛ و هر کس از فرمان او پیروی نماید، سزاوار بهشت و خشنودیاش میگردد؛ و هر کس در پی خشنودی خدا نباشد، خشم الهی برایش سبک و بیاهمیت شده است. ادامه در متن کامل
«يا بني:لا تركن إلي الدنيا و لا تشغل قلبك بها-فما خلق الله خلقا هو أهون عليه منها-أ لا تري أنه لم يجعل نعيمها ثواب المطيعين-و لم يجعل بلاءها عقوبه للعاصين» (ای فرزندم! ادامه در متن کامل
و در کتاب «قربالإسناد» از هارون، از ابنصدقه، از امام صادق، از پدرش (ع) نقل شده است: «و في قرب الإسناد:،هارون عن ابن صدقه عن جعفر عن أبيه(ع): قيل للقمان» (به لقمان گفته شد:) ادامه در متن کامل
«ما الذي أجمعت عليه من حكمتك؟قال:لا أتكلف ما قد كفيته و لا أضيع ما وليته» (چکیده و اساس حکمتی که بر آن گرد آمدهای چیست؟ ادامه در متن کامل
و در کتاب «بحارالانوار»، از «قصصالانبیاء» با سند خویش از جابر، از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود: [از جمله] اندرزهایی که لقمان به پسرش داد این بود که گفت: «ای فرزندم، اگر دربارهٔ مرگ در تردیدی، خواب را از خود دور کن، در حالی که هرگز نخواهی توانست؛ و اگر دربارهٔ برانگیختهشدن در رستاخیز تردید داری، بیداری را از خود دور بدار [و مانع بیدار شدنت شو]، در حالی که هرگز نمیتوانی؛ زیرا اگر در این باره بیندیشی، درمییابی که جانت در دست دیگری است، و خواب به منزلهٔ مرگ است و بیداری پس از خواب به منزلهٔ برانگیختهشدن پس از مرگ.» و [نیز روایت شده که] گفت: لقمان به پسرش فرمود: «ای فرزندم، [با مردم] چندان نزدیک مشو که مایهٔ دوری و دلزدگیات شود، و چندان دوری مگزین که خوار و بیمقدار شوی. ادامه در متن کامل
و فرمود: «اي فرزندم، با صد تن دوستي كن و با يك تن هم دشمني مورز. اي فرزندم، [سرمايهٔ حقيقي تو] تنها بهرهٔ معنوي (خَلاق) و اخلاق و خوي (خُلق) توست؛ پس بهرهات همان دینِ توست و اخلاقت پیوند میان تو و مردم است؛ مبادا خود را نزد آنان مبغوض گردانی، و خصلتهای پسندیده را بیاموز.» ادامه در متن کامل
«ای فرزندم، بنده و خدمتگزار نیکان باش و فرزند بدان مباش. ای فرزندم، امانت را بازگردان تا دنیا و آخرتت به سلامت ماند، و امانتدار باش، زیرا خداوند خیانتکاران را دوست ندارد. ادامه در متن کامل
و در «کافی» به سند خود از یحیی بن عقبه اَزدی از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: از جمله اندرزهای لقمان به پسرش این بود: «ای فرزندم، مردم پیش از تو برای فرزندانشان [مال] گرد آوردند، ولی نه آنچه جمع کردند باقی ماند و نه کسانی که برایشان جمع کرده بودند. ادامه در متن کامل
«و بدان که فردا، هنگامی که در پیشگاه خداوند عزوجل بایستی، از چهار چیز بازخواست میشوی: از جوانیات که در چه راهی آن را فرسودی، و از عمرت که در چه راهی به پایانش رساندی، و از مالت که از کجا به دست آوردی و در چه راهی خرج کردی؛ پس برای آن آماده شو و پاسخی مهیا ساز. ادامه در متن کامل
و در «بحار» از کتاب «قصص» به سند خود از حماد از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: لقمان گفت: ادامه در متن کامل
«ای فرزندم، از دلتنگی و بیحوصلگی، بدخلقی و کمصبری بپرهیز؛ زیرا با داشتن این خصلتها هیچ دوستی برایت پایدار نمیماند. ادامه در متن کامل
«ای فرزندم، اگر چیزی نداری که با آن به خویشاوندانت پیوند و رسیدگی کنی و به برادرانت بخشش نمایی، مبادا خوشخلقی و گشادهرویی را از دست بدهی؛ زیرا هر کس اخلاقش را نیکو کند، نیکان دوستش میدارند و بدان از او دوری میگزینند. ادامه در متن کامل
میگویم: روایات دربارهٔ موعظههای او بسیار است و ما برای رعایت اختصار، به آنچه آوردیم بسنده کردیم. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۴ سورهٔ لقمان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۲۱۵ تا ۲۲۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/31/14/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَيْهِ » (و انسان را دربارهی پدر و مادرش سفارش کردیم...) تا آخر آیه. این سخن، جملهای معترضه است که در میان گفتارِ نقلشده از لقمان آمده و از سخنان لقمان نیست؛ و پیدرپی آمدنِ آن در اینجا بدین سبب است که بر وجوب شکرگزاری از پدر و مادر دلالت کند؛ همانند وجوبِ شکر خدا، بلکه سپاسگزاری از آن دو بخشی از شکرِ خدای متعال است؛ چراکه به سفارش و فرمان خودِ او بازمیگردد. بنابراین، سپاسگزاری از پدر و مادر، عبادتِ خدای متعال به شمار میآید و عبادت او شکرگزاری است.
و این سخن او که: « حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَليٰ وَهْنٍ وَ فِصٰالُهُ فِي عٰامَيْنِ » (مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی باردار شد، و از شیر بازگرفتنش در دو سالگی است)، یادآوریِ بخشی از سختیها و رنجهایی است که مادرش در بارداری و پرورش او به جان خریده است، تا انگیزهای برای سپاسگزاریِ انسان از پدر و مادر، و به ویژه مادر باشد.
«وَهن» به معنای سستی و ناتوانی است، و در آیه «حال» است به معنای «دارای سستی و ناتوانی»، یا مفعول مطلق است و تقدیرش چنین بوده: «تَهِنُ وَهْناً عَلَى وَهْنٍ» (سستی میپذیرد، سستیای روی سستی). و «فِصال» به معنای از شیر گرفتن و پایان دادن به شیردهی است؛ و معنای اینکه از شیر گرفتن در دو سالگی است، این است که با کامل شدن دو سال تحقق مییابد، پس به این بازمیگردد که دوران شیردهی دو سال است. و هرگاه این مطلب در کنار این فرمودهی خدای متعال قرار گیرد که: «وَ حَمْلُهُ وَ فِصٰالُهُ ثَلاٰثُونَ شَهْراً» (و بارداریِ او و از شیر بازگرفتنش سی ماه است؛ احقاف: ۱۵)، برای کمترین مدت بارداری شش ماه باقی میماند؛ و در آینده دوباره به آن اشاره خواهد شد [یادداشت منبع: ۱) در بحث روایی، ذیل آیهی احقاف].
و این سخن خدا که فرمود: « أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوٰالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ » (شکرگزار من و پدر و مادرت باش، که بازگشت بهسوی من است)، بیانگرِ همان عبارت « وَصَّيْنَا » (سفارش کردیم) در آغاز آیه است؛ یعنی سفارشِ ما همان دستور به سپاسگزاری از پدر و مادر بود، همانگونه که او را به سپاسگزاری از خدا فرمان دادیم. و عبارتِ « إِلَيَّ الْمَصِيرُ » (بازگشت بهسوی من است)، هشداری است و تأکیدی بر فرمانِ شکرگزاری.
سخن دربارهٔ التفاتِ (تغییر لحن گفتار) رخداده در آیه در عبارتِ « أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوٰالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ » از سیاق متکلم معالغیر (ما) به سیاق متکلمِ تنها (من)، همانند سخنی است که دربارهٔ التفات در عبارت پیشین، یعنی « أَنِ اشْكُرْ لِلّٰهِ » گذشت.
اشاره
«از گناهان کبیره، ناخشنودی و نافرمانیِ پدر و مادر (عاقّ والدین شدن)، ناامیدی از رحمت و گشایش خدا، و احساس ایمنی از تدبیر و مجازات الهی است.»
امام (ع) فرمود: «و اما حقّ مادرت بر تو این است که بدانی او تو را در جایی بر دوش کشید و حمل کرد که هیچکس دیگری را آنگونه حمل نمیکند، و از میوه و شیرهٔ جانش به تو بخشید که هیچکس به دیگری نمیبخشد، و با تمام وجودش از تو پاسداری کرد؛ و باکی نداشت از اینکه خود گرسنه بماند و به تو غذا دهد، خود تشنه بماند و تو را سیراب کند، خود بیلباس بماند و به تو جامه بپوشاند، خود زیر آفتاب بماند و بر تو سایه افکند، و به خاطر تو خواب را واگذارد، و تو را از گرما و سرما حفظ کرد تا برای او زنده بمانی؛ پس تو هرگز توان سپاسگزاری از او را نداری، مگر با یاری و توفیق خداوند.»
«و اما حقّ پدرت این است که بدانی او اصل و ریشهٔ توست؛ زیرا اگر او نبود، تو نیز نبودی؛ پس هرگاه در خود چیزی دیدی که مایهٔ شگفتی و خشنودیات شد، بدان که پدرت ریشهٔ آن نعمت در وجود توست؛ پس خدا را ستایش کن و به همان اندازه سپاسگزار باش، و هیچ توانی جز به خداوند نیست.»
در کتاب «کافی» به سند خود از هشام بن سالم از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: مردی نزد پیامبر (ص) آمد و عرض کرد: ای پیامبر خدا، به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت. پرسید: سپس به چه کسی؟ فرمود:
به مادرت. پرسید: سپس به چه کسی؟ فرمود: به مادرت. پرسید: سپس به چه کسی؟ فرمود: به پدرت.